فرج الله زمزم

نــام :
فرج الله
نـام خـانوادگـی :
زمزم
نـام پـدر :
حسن
تـاریخ تـولـد :
1336
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

وصیتنامه شهید فرج الله زمزم
بسم رب الشهدا و الصدیقین
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مردگانند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. پدر و مادر عزیز و گرامی از اینکه حس کردم در مکانی راحت قرار بگیرم و در سنگر نباشم غمگین بودم نمی توانستم به خود قبول کنم که برادران خودم در مرزها شهید شوند من هر روز شاهد این باشم که چقدر کشته و زخمی می باشد. چگونه من می توانستم مشاهده کنم که عده ای از بهترین جوانان ما کشته شوند. من به کار روزمره خود مشغول باشم و هیچ عکس العملی از خود نشان ندهم. می دانم از دست دادن من برای شما سنگین است ولی غم از دست دادن حسین به فاطمه زهرا سنگین تر بود. مگر آنها نبودند که کشته شدند تا دین مقدس اسلام پابرجا بماند. منم به نوبه خود از آقا سرورم حسین درس مبارزه آموختم درس جهاد و شهادت یاد گرفتم که زندگی ننگ بار و نکبت بار زندگی افراد خاموش و بی تحرک است. من نمی خواستم چنین باشم ولی باید بدانیم که نباید ما منتظر مرگ باشیم که مرگ ما را فرا گیرد بلکه ما باید به سراغ مرگ برویم مگر انسان یک مرتبه بیشتر می میرد چه بهتر آن یک مرتبه هم در راه خدا باشد. هم اکنون وصیت نامه باز کرده اید و می خوانید می دانم چشمانتان اشکبار است.
مادر عزیزم بعد از خدا مهربانترین عزیزم تو بودی. من به وجود تو مادر عزیزم افتخار می کنم که چنین فرزندی را تربیت کردی که افتخار باشد برای اسلام.
به پدر گرامی و برادران عزیز سلام می رسانم مادر به من درس آموختی که پای خود را جای پای یاران حسین بن علی گذارم. چه کشته شوم و چه سالم برگردم مادر برای تو افتخاری بزرگ است هم در دنیا و هم در آخرت.
پدر و مادر همسرم اگر خداوند اولادی به من عطا کرد نام او را اگر پسر است علی و اگر دختر است زینب نامگذاری کنید. انشاالله تنها آرزویم از خداوند آنست که لیاقت خدمتگزاری به اماممان را داشته باشید. از خانواده محترم می خواهم که هیچ برای من گریه نکنید ناراحت نباشید.
همسرم امیدوارم  که در طول این چند سال زنگی با تو کردم اگر در مواردی تندی کردم مرا ببخش و خداوند از شما راضی باشد چون من از تو خیلی راضی هستم. همسرم زندگی یک کلاس درس بیشتر نیست. من با کمال میل به جبهه مقدسی که برای پیروزی اسلام است می روم تا درخت انقلاب اسلامی برای سیراب شدن احتیاج به خون دارد، بماند. پیام امام خمینی هل من ناصر ینصرنی صدای امام را لبیک بگویم و به ملت مسلمان ایران واجب است که برای پیام امام لبیک بگویند و این درخت انقلاب اسلامی را با خون خود سیراب کنند.
از شما می خواهم که قدر این نایب مهدی را بدانید که اطاعت از آن واجب است. شرعی است. امیدوارم این انقلاب زمینه ساز انقلاب مهدی(عج) باشد. انشاالله پیروزیم. تمام لحظه های عمر ما فدای یک لحظه عمر امام خمینی باشد. خداحافظ.
پدر و مادر م و همسرم یک مقدار طلب دارم بدهید گردن من نباشد سیداحمد مبلغ 500 تومان از من می خواهد طلب او را بدهید. مهریه زوجه ام را رد نمایید و اگر خواست کفالت فرزندم را او بر عهده بگیرد با او همکاری کنید کسی حق او را نخورد اگر خواست توی منزل باشد کسی او را ناراحت نکند خداوند به من فرزندی داد او را نوازش کنید دلداری کنید حق او را کسی مخورد اگر زوجه ام و فرزندم خواست توی منزل باشد با او همکاری کنید کسی حق ندارد او را به در کند و خلاصه با او همکاری کنید اگر چه خوب نوشته نشده است خود شما عادلانه قضاوت کنید. خداوند به شما اجر و نیکوکاری عطا کند. فرج الله زمزم

بیوگرافی

يكم‌ تير 1336، در روستاي روسكين از توابع ‌شهرستان بافت متولد شد. پدرش حسن و مادرش ماه‌‌سلطان نام داشت. خواندن و نوشتن را در مكتب فرا گرفت. سال 1358، ازدواج كرد و صاحب يك دختر شد. پاسدار بود، هشتم‌ آذر 1360، در بستان بر اثر اصابت گلوله به سينه، شهيد شد. مزار وي در روستای گنجان تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.
وی در خانواده ای از عشایر ایل لری دیده به جهان گشود. او نزدیک 24 سال عمر خود را با سربلندی گذراند. شغل او از کودکی دامداری بود و همراه اقوام خویش ییلاق و قشلاق می نمود و در این مدت سختیهای زیادی را متحمل شد. پس از چندی در معدن مس سرچشمه استخدام شد و دو سال در آنجا خدمت نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ترک آنجا نمود و در محل و جاهای دیگر به کارگری پرداخت. برای جبهه روحش پرواز می کرد و عاشق شهادت بود. روی همین اصل پس از دیدن دوره کوتاه آموزشی از طرف بسیج سپاه کرمان عازم جبهه شد . پس از بازگشتن از جبهه عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان بافت شد. پس از سه ماه اقامت در سپاه دوباره برای فتح بستان عازم جبهه شد و در عملیات طریق القدس مردانه جنگید و همچون سید مظلومان حسین (ع) دعوت حق را لبیک گفت.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1360/09/08
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
بستان
عـملیـات :
نامشخص
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *