
محسن، نیمه شب اول آبانماه سال 1360 هنگام شناسایی یک پادگان عراقی پس از عبور از موانع مختلف و شناسایی کامل و گزارش به فرمانده خود، مجدداً با تعدادی از همرزمان به محل شناسایی شده رفت و در یک نبرد نابرابر بر اثر اصابت ترکش، پیکرش متلاشی شد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
//بخشی از وصیتنامه شهید بزرگوار محسن زادهکفاش:
گواهی میدهم که این انقلاب، انقلابی اسلامی و برخاسته از متن اسلام است و به گونهای دیگر یعنی مطرح کردن خود اسلام است و مخالفت با انقلاب اسلامی به هر گونه و به هر نحو چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم، اقتصادی و یا هر نوع دیگر، مخالف با اسلام و خدا و قرآن میباشد و دفاع از آن دفاع از اسلام است و بر هر زن و مرد مسلمان واجب میباشد.
محسن، هشتم مردادماه سال 1340، در یک خانواده مذهبی در شهر كرمان به دنیا آمد. پدرش حسن، راننده تاكسی بود و مادرش صدیقه نام داشت. او تا پایان مقطع متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت و به حرفه تعمیركاری مشغول شد.
محسن سال 1357 همراه با اوج گرفتن انقلاب عظیم اسلامی ایران، همانند سایر انقلابیون کرمانی به راهپیمایی، تظاهرات و گشتهای شبانه در سطح شهر اهتمام داشت. او چند روز پس از آغاز جنگ تحمیلی، خود را به حوزه نظام وظیفه معرفی کرد و به عنوان سرباز ارتش به جبهه اعزام شد.
حدود دو ماه در مرکز 06 تهران، تعلیمات نظامی را فرا گرفت و سپس از آنجا که به تکاوری علاقه داشت، با عدهای از دوستان خود خواستار انتقال به مرکز تیپ تکاور مستقل ذوالفقار شدند که پس از موافقت فرماندهان به این تیپ انتقال پیدا کرد.
دو ماه دیگر نیز به آموختن فنون تکاوری و نظامی پرداخت و بعد از آن به جبهه غرب کشور و منطقه اسلامآباد اعزام شد.
محسن، نیمه شب اول آبانماه سال 1360 هنگام شناسایی یک پادگان عراقی پس از عبور از موانع مختلف و شناسایی کامل و گزارش به فرمانده خود، مجدداً با تعدادی از همرزمان به محل شناسایی شده رفت و در یک نبرد نابرابر بر اثر اصابت ترکش، پیکرش متلاشی شد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
جنازه متلاشی شده وی را پس از 15 روز به شهر شهید پرور کرمان آوردند
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه