
بسم الله الرحمن الرحیم
اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم” وصیت می کنم شما را به تقوی و پرهیزکاری و نظم در کارهایتان.
با نام خدا و با سلام به امام امت این قلب تپنده مستضعفین و با سلام به شهدای صدر اسلام تا بحال وصیت نامه خود را آغاز می کنم.
من کوچکتر از آنم بتوانم چیزی به این ملت شهیدپرور بگویم. خواهران و برادران زمان، زمان امتحان است. زمان، زمان جهاد است. سعی کنید از این امتحانات الهی سرفراز بیرون بیایید. برادران این جنگ نعمت بوده و هست و برای برداشتن توشه آخرت بکوشید. بکوشید تا از قافله حسین عقب نمانید. جوانان عزیز با وجود خودتان در جبهه حق علیه باطل به ندای حسین لبیک گویید. برادران من، حسین در انتظار جواب است. بیایید با هم بگوییم لبیک لبیک یا حسین.
دیگر زمان، زمان قیام است. زمان، زمان شرکت کردن در صحنه پیکار است. از قافله عقب نمانید. حرکت کنید به دنبال حسین زمان، خمینی بتشکن.
“إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم” خداوند سرنوشت هیچ قوم یا گروهی را تغییر نمی دهد مگر خود آنها حرکت کنند.
منتظر حرکت دیگران نباشید. برادران من، امام را تنها نگذارید. این پیر جماران را تنها نگذارید. این امامی که امیدش شما جوانان هستنید. این امامی که چشم براه شماست. این امامی که راهش هدفش، راه و هدف حسین(ع) است. برادران در این زمان ما باید به ندای حسین در صحنه کربلا پاسخ بدهیم و بگوییم لبیک لبیک و دیگر وقت آن نیست که بنشینیم در گوشه ای و بگوییم حسین ای کاش ما بودیم و در جنگ شرکت می کردیم و در رکابت کشته می شدیم. زمان، زمان نشستن نیست. زمان، زمان حرکت است. اسلام یعنی جهاد. یعنی کوشش. یعنی زحمت کشیدن در راه الله. برادران شهیدان انتظارهایی از شما دارند این وصیت نامه ها را مطالعه کنید. وصیت من به مادران و پدران گرامی این است از آمدن فرزندتان به جبهه یا سپاه و یا بسیج ممانعت نکنید که خداوند شما را آزمایش می کند. مگر علی اکبر چه کرد. مگر علی اصغر چه کرد. مگر قاسم چه کرد. مگر ابوذر چه کرد و غیره…
ما در کربلای ایران علی اکبرها دادیم. علی اصغرها دادیم. ابوذرها دادیم و باید از این علی اکبرها بدهیم تا اسلام به ثمر برسد. خواهران همچون زینب صابر باشید و حجاب خود را حفظ کنید تا به ضد اسلامها بفهمانیم که فرزند امام و قرآنیم. خواهران و برادران به رهنمودهای رهبر انقلاب گوش فرا دهید. این نمازهایتان را سبک نشمارید. این جماعتها را زیاد کنید. این دعاها را هر چه باشکوهتر برگزار کنید. چون تکیه گاه ما در آن دنیا همین نماز و دعاهاست. خواهران و برادران بر جوانی من گریه نکنید. بر جوانی علی اکبر گریه کنید. بر مظلومیت حسین گریه کنید. با اعمال نیک خود و شرکت در دعاها و نمازها دعا برای امام یادتان نرود. انشاالله تعالی وصیت من به مادر گرامیم و پدر عزیزم و برادران و خواهران گرامی خوشا بحال شما که در آن دنیا […] جلوی زهرا سربزیر نیستید و خوشا بحال شما که در آن دنیا تکیه گاهی چون حسین و زهرا دارید و خواهرانم شما همچون زینب شجاع و صابر باشید. خوشا بحال شما که زینب را دارید. خوشا بحال شما خانواده گرامی که الله را دارید. مادر و پدر صابر باشید که خداوند می فرماید و بشر الصابرین. خداوند پشتیبان شماست. خداوند بر شما سرپرستی می کند. اگر من رفتم اما خدا را دارید چون خداوند می فرماید سرپرست خانواده شهید من هستم و هر کس آنها را خشمگین کند من را خشمگین کرده. امیدوارم که خداوند شما را در صابر بودن یاری کند. مادرم زهرا انتظارهایی از ما دارد. پدرجان حسین از ما انتظاری دارد. خواهرجان زینب از ما انتظارها دارد. خانواده گرامی با صابر بودن خودتان و با شکرگزاری کردن خداوند را از خودتان راضی کنید و بعد هم روح مرا شاد کنید. مادرجان من نمی گویم گریه نکن. گریه بر مظلومیت حسین و بر پهلوی شکسته زهرا و بر یتیم شدن سکینه گریه بکن. مادرجان نکند گریه ای بکنی. دشمنان اسلام را خوشحال کنی همینطور دشمنان من را. خواهران شما باید فرزندانی تربیت کنید که در مکتب اسلام تدریس بکنند و راهی را بروند همچون پیروان حسین، زهرا و غیره…. خداحافظ. من الله التوفیق.
يكم آبان 1340، در شهر جوپار از توابع شهرستان كرمان متولد شد. پدرش عباس، كارگر بود و مادرش خانم نام داشت. خواندن و نوشتن را ميدانست. سال 1364، ازدواج كرد و صاحب يك دختر شد. پاسدار بود، هشتم اسفند 1364، در فاو عراق بر اثر اصابت تركش به سينه، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه