محمد حسنی گیتی آبادی

نــام :
محمد
نـام خـانوادگـی :
حسنی گیتی آبادی
نـام پـدر :
رضا
تـاریخ تـولـد :
1349
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
هرگز مپندارید که کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه آنان زنده اند و در نزد پروردگار خود روزی می خورند.
ای برادری که وصیت نامه مرا می خوانی بدان که از کودکی آرزوی بسیاری داشته ام اما آنچه از همه بهتر بوده است و پیوسته در درون وجودم می خروشد رسیدن به (لقاالله) بوده است. خب چگونه باید زمینه ای برای عاشقان فراهم شود این جنگ تحمیلی دریچه ای است که شیفتگان (الله) بایستی از آن عبور کنند و تنها آرزویشان که رسیدن به معشوقشان (خدا) است برسند و به (لقاالله) بپیوندند.
خداوندا به محمدت و به خمینی ات سوگند که گرانبهاتر از خونم متاعی ندارم که بدهم و اینک این خون من و این هم جان بی مقدار من تقدیم به تو و هدیه به روح تو خمینی کبیر.
پدر و مادرم و برادر و خواهرم مرا ببخشید و از من راضی باشید تا خدا هم از من راضی باشد و خشنود گردد و مرا بیامرزد. پدر و مادر عزیزم برادر و خواهر گرامیم امیدوارم بتوانم با تقدیم خون ناچیز و جسم ضعیف خود به اسلام و امام عزیزمان رضایت خدا و شما را فراهم کنم و افتخار کنید که فرزند کوچکتان را فدای اسلام و خاک پای امام داده اید.
می خواهم به شما بگویم که من راه خودم را انتخاب کرده ام و از شما می خواهم که برای من هیچ نگرانی نداشته باشید چون هدفم اسلام است می خواهم با خون خود درخت اسلام را آبیاری کنیم راه حسین(ع) را […].
خدایا این قطره خون ناچیز و جان ناقابل مرا برای گسترش اسلام در حضور بپذیر و اگر جان ما آن ارزش را دارد که برای اسلام فدا شوم و اسلام پیش برود صدها بار به ما جان بده تا مبارزه کنیم و شهید بشوییم. حال که جبهه می روم و پا در چکمه می کنم و سینه دشمن را نشانه می روم نه بخاطر کینه و دشمنی است بلکه احیای دینم و صدور انقلاب است و از خدای بزرگ می خواهم که مرا یاری کند تا در راه او گام بردارم و تمام وجودم در راه او باشد و در این راه که می روم هر گلوله ای که به تنم می خورد بیاد خدا تحمل می کنم و از او می خواهم که قدرت صبر و طاقت به من عنایت کند انشاالله و در ضمن به حضور برادران و خواهران می رسانم که در برابر […] داخلی و چه دشمنان خارجی طبق آیه (اشدا علی الکفار) برخورد قاطع داشته باشد و آخرین پیام من بر ملت ایران این است که خیال نکنید که ما در این نبرد تنها هستیم ما ملتی هستیم که سابقه مبارزاتمان از آدم(ع) شروع و تا خاتمه […] و از خاتم محمد(ص) تا خمینی عزیز ادامه داشته و خواهد داشت و دارد. و دیگر عرضی ندارم جز سلامتی امام. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی ترا بجان مهدی خمینی را نگه دار از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا. آمین یا رب العالمین. 61/12/30

وصیتنامه ای دیگر:

بسمه تعالی

قسمتی از وصیت نامه شهید محمد حسنی

خرم ان روز کزاین منزل ویران بروم                    راحت جان طلبم از پی جانان بروم

ما در ره عشق نقص پیمان نکنیم                     گرجان طلبد دریغ از جان نکنیم

دنیا اگر از یزید لبریز شود                               ما پشت به سالار شهیدان نکنیم

جان فشانی ها به خاک پای یارم آرزوست         ره که یک جان دارم و در دل هزارم آرزوست

خمینی آمد و من شاد گذشتم                       از این ظلم و ستم آزاد گشتم

خمینی آمد و با دین قرآن                               که تحت شاه جدا و کرد ویران

ایا مادر مرا 17 ساله کردی                             لب مرز عراق آواره کردی

لب مرز عراق نشد خانه من                            نیامد نامه ای از مادر من

مسلسل لوله خودکار دارد                              گهی رگبار گهی تکتیر دارد

مسلسل من غریبم یاورم باش                        بجای مادر غم پرورم باش

با درود و سلام بر منجی عالم بشریت حضرت مهدی و نایب برحقش امام امت و امت امام و با درود و سلام بر تمامی رزمندگان ، شهیدان ، اسیران، مفقودین، معلولین ، مجروحین جنگ تحمیلی و با درود و سلام بر تمامی شما نگهدارندگان پشت جبهه.

اینجانب برای دومین مرتبه هست به دانشگاهی که درسش ایثار می باشد شرکت کرده ام. اما در این دانشگاه رفوزه شده ام. چون خداوند گلچین می کندو خوبان را می بردو شهادت نصیب من نشد و برای آخرین بار تا شاید با ریختن قطرات خون درخت اسلام و انقلاب را آبیاری کنم. چون همه ما شامل آیه: انا لله و انا الیه راجعون : همه از خدا هستیم روزی بسوی خدا باز خواهیم گشت.

پس چه بهتر راه خونین را انتخاب کنم. چرا چون ما خود را پیرو امام حسین (ع) می دانیم باید راهرو امام حسین (ع) حسین گونه زندگی کنیم و حسین گونه به شهادت برسیم.

ای برادران و خواهران:

امروز رزمندگان حسین گونه می جنگند حسین گونه به شهادت می رسند. باشد که ما ادامه دهندگان راه واقعی شهدا باشیم. بار خدایا خودت آگاهی که شهادت خواست دل من بوده چون من خودم را قطره ای از دریای بیکران و خیل عظیم شهداء میدانم این خواسته قلبی دل من بوده است.

و اما وصیتم به برادرانم:

اسلحه بر زمین افتاده ام را بر دست گیرید و راه مرا ادامه دهید گوش به حرفهای ضد انقلاب نکنید. که اینها برای آمریکا مزدوری می کنند.

پشتیبان امام باشید مثل مردم کوفه نباشید و امام تنها نگذارید.

در دعاهای کمیل توسل ندبه و نماز جمعه شرکت کنید. که مشت محکمی بر دهان ضد انقلاب است

و اما وصیتم به پدر و مادرم:

ای مادر و پدر گرامیم می دانم دلت برای من می سوزد. ولی صبر پیشه خود کن و بردبار وصبور باش که «انه الله یحب الصابرین» خداوند دوست می دارد صابرین را و از شما می خواهم اگر در مواقعی من کاری خلاف انجام دادم و باعث ناراحتی شما شدم مرا عفو کنید.

ای مادر گرامیم و پدر عزیزم صابر باشید وقتی که یادتان از من می افتد فکرتان را روانه کربلا کنید.

وقتی حسین شهید شد برای این که بیاید زینب را دلداری بدهند آمدند سرها را بریدند و سر مقدس ابا عبدالله در جلوی روی ؟؟؟ حرکت می کرد و سرهای دیگر هم پشت سر آن حرکت می دادند و هیچ وقت برای من گریه نکنید یادتان از زینب بیاید که هیچ کس نبود شهادت ابا عبدالله را به او تسلیت و تبریک بگوید ولی حالا تمامی این مردمانی که این جا نشسته اند و به وصیت نامه من گوش می دهند آمدند تا شهادت مرا به شما تبریک گویند و می خواهم درست از این مردم مهمان نوازی کنید و از اینها تشکر و قدردانی کنید و اما در مورد برادرم عی اگر شهید شده است من سلام شما را به او می رسانم. و اگر بخانه برگشت سلام مرا به او برسانید.

و ای خواهرانم:

حجاب شما رنگین تر از خون من است.

حجابتان را حفظ کنید و می توانید با حفظ حجاب خود مشتی محکم بر دهان آمریکا و شوروی و دیگر منافقان بزنید.

و ای تمامی پدران و مادران گرامی که در اینجا  نشسته اید در این موقعیت و زمان وظیفه ما جوانها رفتن به جبهه است و وظیفه شما صبر و بردباری در راه خداست که هر لحظه صبر ثواب یک سال عبادت را دارد و دعای توسل کمیل ندبه را هرگز و هرگز فراموش نکنید.

ای مادران و پدران شهید و مفقود داده ها:

اگر یکی از فرزندان شما شهید و یا مفقود و یا اسیر و یا معلول شد از رفتن فرزند دیگری خودداری نکنید که جبهه دانشگاه علم و ایثار است.

و ای معلمان گرامی ام و همکلاسی های گرامیم:

از شما می خواهم اگر کاری خلاف انجام داده ام مرا عفو کنید و می خواهم که در درس خواندن کوشا باشید که جامعه نیاز به شما جوانان تحصیل کرده دارد و معلمان گرامیم شما تا می توانید در درس دادن کوشا باشید که وظیفه معلم هدایت جامعه به سوی الله است. ای مردم من به همه بستگان و دوستان و مردم توصیه می کنم اگر می خواهید پیش شهدا در قیامت روسفید باشید حسین زمان را یاری کنید و مردانه به سوی جبهه های حق علیه باطل هجوم ببریدو شر کفر جهان را از سر ایران برطرف سازید و با حضور فعال در صحنه نبرد انقلاب اسلامی از جمله بسیج مستضعفین ادامه دهنده راه من و امثال من باشید و نگذارید سلاح شهیدان بر زمین افتد.

و ای جوانهای گیتی آبادی

دعای توسل و کمیل را فراموش نکنید که همین دعای کمیل و توسل و ندبه است که ما را به این وادی کشانده است.

و ای مادر و پدر گرامی و عزیزم از شما می خواهم که مرا بعد از علی حسینی دفن کنید و حجله برای من نبندید که حجله دامادی من در جبهه بسته شده و دوست دارم که وصیت نامه ام را عمویم رضا حسنی بخواند حتما حتما حتما.

به امید هرچه زودتر ظهور حضرت مهدی

والسلام علی من التبع الهدی

پسرتان محمد حسنی حیدرآبادی

قسمتی از وصیت نامه برادر شهید محمد حسنی

خدایا، پروردگارا:

من ضعیفم و ناتوان دوست دارم چشمهایم را دشمن در اوج دردش از حلقه ؟؟؟ درآورد. و دستهایم را در تنگه چزابه قطع کند پاهایم را در خونین شهر از بدنم جدا کند و و قلبم را در سوسنگرد آماج رگبارهایش قراردهد و سرم را در شلمچه از تن جدا نماید تا در کمال فشار و آزار دشمنان مکتبم ببینند که اگر چه چشمها و دستها و پاها و قلب و سینه و سرم را از من گرفتند اما یک چیز را نتوانستند بگیرند و آن قرآن و ایمان و هدف من است. و عشق به اسلام و امام و شهادت در راه دارم.

بیوگرافی

بيستم‌‌ مهر 1349، در روستاي ‌‌لطف‌آباد از توابع ‌‌شهرستان رفسنجان چشم به جهان گشود. پدرش رضا، راننده بود و مادرش صغري نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند، به‌عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت چهارم دي 1365، با سمت تك‌تيرانداز در ام‌الرصاص عراق بر اثر جراحات جنگي به شهادت رسيد. پيكر وي مدت‌ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص دوازدهم دي  1375، در گلزار شهداي در زادگاهش به خاك سپرده شد. برادرش علي‌ نيز به شهادت رسيده است.
.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/10/04
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
ام الرصاص عراق
عـملیـات :
کربلای4
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *