
//فرازی از وصیتنامه شهید محمد نگارستانی:
مادر! اینک که تعداد زیادی ازهمرزمانم شهید شده و مقامی برتر گرفتهاند، روا مدار که من در مقام زندگانی باشم که هر لحظه احتمال انحرافمان میرود. گوئی الان «سیفالدینی» را جلوی چشم میبینم که میگوید هنوز نشستهای؟ تا کی میخوای بمانی؟ آخرش چی؟ بیا بریم. اسلام به خون من و تو نیاز دارد و من نیز تنها جوابی که دارم این است که اگر اسلام بهجز کشتن شدن ما سرفراز نمیماند، پس گلولهها مرا به آغوش بکشید.
پدر! نگاه کن چه سخن جالبی؛ شیعه دو قبله دارد: مکه برای عبادت و کربلا برای شهادت. من در مقابل کعبه کم عبادت کردهام، پس بگذار شیعه بودن خود را با شهادت در کربلا ثابت کنم.
بسم الله الرحمن الرحیم ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء و لکن لا تشعرون زندگینامه پاسدار شهید محمد نگارستانی پاسدار قرآن، شهید محمد نگارستانی در سال 1343 در خانواده متوسط در کرمان متولد شد و در سن 6 سالگی جهت کسب علم و دانش وارد دبستان شد. رشد دوران کودکی او توأم با مسائل اسلامی بود ، کمتر حرف می زد و بیشتر فکر می کرد و دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را با بهترین نمرات در دبستان عدالت و مدرسه امیرکبیر کرمان با موفقیت به پایان رسانید. محمد در سال سوم راهنمایی بود که اوج مبارزات حق طلبانه ملت ایران بر علیه شاه مخلوع آغاز گردید . وی با همیاری دبیر فقه خود پی به جنایات رژیم سرسپرده و جنایتکار منحوس پهلوی برد و مبارزه خود را علیه رژیم تا زمان پیروزی خون بر شمشیر در بیست و دوم بهمن ماه 57 به رهبری امام امت خمینی کبیر ادامه داد. تحصیلات متوسطه را در دبیرستان طالقانی شروع نمود. وی با شور و شوق عجیب فعالیتهای مذهبی و انقلابی را همراه درسش ادامه می داد و با شرکت در کمیته های محلی و مساجد این وفاداریش را به اسلام به اثبات می رساند. از دیگر خصوصیات وی بعد از انقلاب مطالعه کتب مختلف مذهبی و سیاسی در خط امام بود. در اردوهای تابستانی سپاه پاسداران فعالانه شرکت می جست و نقش بسزایی را ایفاء می نمود و این اشعار را همیشه نقل می کرد: ما نباید راحت طلب باشیم و فکر کنیم با پیرویز بر شاه کارتمام شده بلکه اول کار و کوشش است. با تشکیل کتابخانه در مسجد محله سطح آگاهی بچه های کم سن و سال را بالا می برد و برای بچه های کوچک نقش معلم صدیق و مؤمن را به عهده داشت و بر طبق آیه شریفه قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم و یخر و ینصرکم علیهم و یشف صدور قوم مؤمنین به کردستان حرکت می کند. لازم به یادآوری است او تنها دانش آموز در بین گروه اعزامی به جبهه کردستان بود تا آنکه مأموریتش با توجه به مشکلات منطقه آغاز می شود و محمد همراه با 7 تن از یاران خود عازم جبهه سومار می شود و در آنجا یکی از بهترین یاران هم رزمش به نام محمود اخلاقی در جبهه به شهادت می رسد و پپس از مراجعت از جبهه به سنگر مدرسه باز می گردد. در تابستان 60 برای دفعه سوم به جبهه جنوب اعزام می شود و درعملیات ثامن الائمه شکستن حصر آبادان شرکت می کند و دست او از دو ناحیه مورد اصابت ترکشی قرار می گیرد ولی او مصمم تر از همیشه به پیکار علیه بعثیون متجاوز ادامه می دهد و راهی جبهه بستان یم شود. و در عملیات غرورآفرین طریق القدس فتح بستان شرکت می کند و از فداکاریها و جانبازی او که توسط همسنگرانش بیان می گردد گویا این مطلب است که او عاشق اسلام و قرآن بود. شهادت این پاسدار دلیر اسلام را به امام عصر و نائب برحقش امام خمینی و امت شهید پرور و خانواده گرامی آن شهید تبریک و تسلیت می گوییم. روانش شاد و یادش جاودان باد.
محمد، فرزند یدالله اول مهرماه سال ۱۳۴۳ در کرمان متولد شد. تحصیلات خود را تا پایان دوره متوسطه در زادگاهش طی کرد و پس از آن با شروع غائله ضدانقلاب در غرب کشور، به کردستان عزیمت کرد. مدتی هم در جبهه سومار حضور داشت.
تابستان سال 1360 به جبهههای جنوب رفت و در عملیات ثامنالائمه(ع) برای شکستن حصر آبادان شرکت کرد و مجروح شد. پس از آن برای حضور در عملیات طریقالقدس راهی بستان گردید. .
این پاسدار سلحشور سرانجام هشتم آذرماه سال 1360 در جریان عملیاتی در محور سوسنگرد به شهادت رسید.
پیکر مطهرش در گلزار شهدای شهر کرمان در قطعه 1، شماره 7، ردیف 44 به امانت سپرده شد.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه