
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ آنهایی که در راه خدا کشته می شوند مرده نپندارید بلکه آنها زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند.
هم اکنون که اینجانب محمد پوراکبری سعادت آنرا یافتم تا بتوانم به یاری پروردگار در کنار سایر برادران در سنگر جهاد برای پیکار با دشمنان اسلام و انسانیت به نبرد بپردازم و دینی را که در قبال انقلاب اسلامی بر دوش داشته ام بتوانم به نحو احسن ادا نمایم لذا گام در راهی برداشته ام راهی که سرور شهیدان حسین بن علی(ع) معلم بزرگ شهادت به ما آموخت که مشتاق آزادی از اسارت این فضای زودگذر و پرواز در فضای لایتناهی ایمان برای شتافتن به لقاالله باشیم و در این راه با اسلحه شهادت زنجیرهای بندگی را گسیخته و اسماعیلوار در قربانگاه عشق الهی جان باختن تا به سعادت ابدی نایل آیم مگر نه این است که هر چیز را که بماند می گندد من نیز صلاح خود را در این دیدم که تحرک داشته باشم تحرک در راه رسیدن به معبود خویش و این رسیدن جز با فداکاری در راه الله و در نهایت نوشیدن شهد شهادت میسر نمی باشد من این راه را برگزیده ام تا اینکه در این راه استوار بمانم و جانبازی کنم و چه شیرین است هنگامی که من در این راه بتوانم به جمع حسین(ع) و حسینیان بپیوندم. خدایا اینک به یاد تو و به منظور احیای دینم و تداوم انقلابم و حفظ مرزهای میهنم به جبهه آمده ام نه به خاطر انتقام و یا نام و مقام. من از کوچکی با دنیا وداع می کنم و به قول حضرت علی(ع) که می فرماید دنیا گذرگاه است نه قراگاه. پس مسلمان واقعی آن مبارزانی هستند که در جبهه جنگ علیه بعثیان می جنگند و هر لحظه بر سنگر آنان لرزه می اندازند و جسد ناپاک آنان را با خاک یکسان می کنند. پیام من به ملت شریف ایران این است که فقط خط الله و راه روح الله را ادامه دهند که تنها راه سعادت امت و امام را تنها نگذارید. و آخرین پیام من گویا خواست عمقی من است مادرم چون کوه استوار و ثابت قدم باش جاودانه بمان و از حق خود و فرزندان این آب و خاک حمایت کن بیدار باش که شهادت من تو را از هدف باز بستاند چرا که هدفمان بسی بالاتر از اینهاست که در راه آن به اینچنین حوادث کوچکی توجهی شود زینبوار بار مصیبت را بدوش بکش و رسالت شهیدان را بهر کوی و برزن بانگ زن و برسان و تو ای پدر عزیزم ثابت قدم و استوار پیش برو گمان مبر که شهدا مرده اند که شهید جاودانه شاهدی بر ظلم ابرجنایتکاران که هر روزه بر مردم مستضعف و محروم جهان از جبهه سرخ پوست آمریکا عرب مستضعف سیاه آفریقایی و کودکان فلسطینی و صحرا …. می رود. و از برادران و خواهرانم می خواهم که صبر و بردباری پیشه کنند و امیدوارم که همگی شما در خط اسلام و پیرو ولایت فقیه باشید و در شهادتم گریه نکنید که نشانه سستی و ضعف و دشمن شادکن است شاد باشید که من با عروس زیبای شهادت ازدواج کرده ام و به آرزوی دیرینه خود رسیده ام و امیدوارم که خداوند این قربانی را از خانواده ما قبول کند و از شما می خواهم از همه آشنایان و دوستان به جای من حلالیت بطلبید و خود در خاتمه وصیتنامه نیز مرا حلال کنید. شبانگاه که تابوتم ز دوش آشنایان رهسپار خانه جاوید می گردد و صدای ناله و اندوه مادرم هر لحظه در اطراف می پیچد تو هم ای آشنا بگو رفتی برو منزل نو مبارک.
مادر منشین چشم به ره برگذر امشب/ آسوده بیارام و مکن فکر مرا هیچ/ بر حلقه این خانه دگر پنجه نسایم/ با خواهر من نیز مگو او بکجا رفت/ چون تازه جوان است و تحمل نتواند/ پیراهن من را به در خانه بیاویز/ که مردم این کوچه بدانند که بودم/ جز راه شهیدان شعری نسرودم.
و در پایان برای سلامتی امام دعا کنید. خط سرخ شهادت خط آل محمد(ص). ضمنا هر هفته دعای کمیل را بر سر قبر شهدا برگزار کنید تا باعث شادی روح شهیدان گردد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. 61/10/8
يكم آبان 1340، در شهرستان شهربابك به دنيا آمد. پدرش يدالله، كشاورز بود و مادرش جاني نام داشت. تا پايان مقطع متوسطه درس خواند و ديپلم اقتصاد گرفت. به عنوان سرباز ارتش به جبهه اعزام شد. سيزدهم بهمن 1361، در شرهاني براثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار وي درگلزار شهدايزادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه