
بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموتاً بل احیاءُ عند ربهم یرزقون
مپندارید کسانی که در راه خداوند کشته شدند مردگانند، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.
الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب و عقلی مغلوب و هوائی غالب و طاعتی قلیل و معصیتی کثیر و لسانی مُقرٌّ بالذنوب فَکَیفَ حیلتی یا ستار العیوب و یا علامة الغیوب و یا کاشف الکرب اِغفِر ذنوبی کلها بحرمة محمد و آل محمد یا غفّارُ یا غفّارُیا غفّارُ برحمتک یا ارحم الراحمین
خدایا دلم در حجاب است و نفس من عیبناک و عقلم مغلوب است و هوای نفسم غالب و طاعتم قلیل و اندک و گناهم زیاد و زبانم اقرار به گناهانم دارد پس چاره ام چیست ای ستارالعیوب و ای دانای غیب ها و ای برطرف کننده اندوه ها بیامرز گناهان مرا به حرمت محمد و آل محمد ای بسیار آمرزنده، ای غقار، ای آمرزگار برحمتت ای مهربان ترین مهربانان.
خدایا زبانم از شکر تو عاجز است که مرا در این برهه از زمان زنده داشتی زیرا اگر در زمان رژیم سفاک پهلوی می مردم معلوم نبود به چه سرنوشتی می مردم و معلوم بود که در آن زمان نه رهبر داشتیم نه راهنما هر کجا قدم در این مملکت می گذاشتیم غرق در فساد بود الحمد لله که در زمان حیات ما خدا بر ما محبت گذاشت و انقلاب اسلامی به رهبری امام عزیزمان و نائب بر حق امام زمان صورت گرفت و از زمان جاهلیت که همچون صدر اسلام بود بیرون آمدیم و به حق نزدیک شدیم و یک تکانی خوردیم و به فکر توشه آخرت افتادیم من که این راه را انتخاب کرده ام از روی شناخت و آگاهی انتخاب کرده ام و آن را کورکورانه قبول نکردم و اکنون به ندای حسین زمانمان لبیک گفته و عازم جبهه می باشم و از شما دوستان و برادران و خواهران هرکس که از من چه از لحاظ زبانی چه رفتاری هر گونه ناراحتی دیده اند از شما می خواهم از برای رضای خداوند مرا عفو کنید و همچنین پدر عزیزم شما را به خدا قسم می دهم که از بابت من ناراحت نشوید زیرا من از علی اکبر امام حسین و قاسمِ تازه داماد عزیزتر نیستم که فدای اسلام و قرآن شدند. وهمچنین مادر عزیزم مرا از صمیم قلب ببخش و مرا مورد عفو قرار بده و تو را به جان خودم قَسَمَت می دهم اگر بخواهید برای من ناراحت باشید هر موقع ناراحت شدید بیاد علی اکبر امام حسین گریه کنید. اگر ناراحت باشید روح من هم در عذاب است. و همچنین دخترخاله عزیزم مرا ببخش اگر کوچکترین اجحافی یا ناراحتی برایت ایجاد کردم و اگر می خواهید آن دنیا با هم محشور بشویم نمازت را حتماً بخوانید و دروغ و غیبت نکنید و همیشه به یاد خدا باشید و همچنین تو ای برادر عزیزم عباس جان که به حق سرباز اسلام و امام زمان هستی تو همیشه مواظب پدر و مادرت باشی و دختر خاله مرا هم دلداری بده. از همه کسانی که مرا می شناختند می خواهم از برای رضای خدا از خدا بخواهند که مرا مورد عفو و عنایت خویش قرار دهد. . خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار از عمر ما بکاه به عمر او بیفزا. و از شما برادر مرتضی ای سرباز اسلام می خواهم که همیشه برایم طلب آمرزش کنید.پدر ضمن دختر خاله دلت را به خدا بده و زینب گونه باش و همانطور که به شما گفتم فرزندم را با وضو شیر دهید و در هنگام شیر دادن صلوات بفرستید و نام خدا را بر زبان بیاورید. خوب مواظبش باش سرپرستی اش را به عهده برادرم عباس بگذار و تو برادر عباس فرزندم را بعد از دوران راهنمایی به حوزه بفرستید و به او بگویید پدرت در چه راهی رفت و آن هم راه پدرش را که همان پیکار در راه اسلام و قرآن می باشد ادامه بدهد و برادر عباس خوب از پدر و مادرم ، زن و بچه ام پرستاری کنید و تو ای مادر همچون زینب در مصیب و بلا صبر کن و به یاد بیفت که زینب چگونه در فراق برادرش امام حسین و علی اکبر و حضرت قاسم و همه عزیزانش چگونه صبر می کرد و یزید و یزیدیان را رسوا کرد و مادر خدا می داند چقدر دوستت دارم اما اسلام را از شما بهتر دوست دارم و اگر خداوند توفیق شهادت را نصیبم کرد خوشحال باش و اگر ناراحتی کنید و بی دینان را خوشحال کنید و خدای ناخواسته از حالت طبیعی خارج بشوید به خدا روح من در عذاب است و اگر می خواهید من خوشحال باشم هیچگونه ناراحتی نداشته باشید یا شهید می شوم نه اینکه میمیرم بلکه زنده ابدی در پیش خدا می شوم.
السلام علیکم و رحمة الله و برکاتة
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه برادر مفقود الاثر محمودکریم آبادی
در سال 1341 در روستای قصر متولد گردید درسن هفت سالگی به مدرسه رفت دوازده سال تحصیل نمود بعد از این که دیپلم گرفت در شهریور ماه 1361 ازدواج نمود ولی از نظر اسلام نمونه بود خیلی علاقه زیادی به اسلام وقرآن داشت و از لحاظ خوبی به پدر و مادر و همسر و قوم خویشان خیلی خوب بود و همچنین با برادرها و خواهرهای خود خیلی خوب بود در حدود یک سال ونیم که زندگانی با این عزیز بود یک کوچکترین ناراحتی یک نفر از او ندیده بود حتی یک مورچه زیر پای او آزار ندیده بود اولین بار بود که تقریبا سی روز بود که ازدواج کرده بود خیلی علاقه زیادی داشت که جبهه برود رفت جبهه حدود دو برج جبهه بود که برگشت از آنجا که برگشت برای اینکه علاقه زیادی داشت به اسلام خدمت کند گفت می خواهم سربازی برای اسلام و قرآن باشم من می روم در سپاه خدمت کنم بعد از چند ماه دیگر در سپاه بود گفت دوباره می خواهم جبهه بروم در سال 1362 خداوند به او فرزندی عطا کرد یک دو سه روزی بود گفت می خواهم بروم جبهه اما این بار دوم بود خیلی علاقه زیادی به اسلام داشت در روز 28 خرداد سال 1362 در حمله والفجر سوم بود که شرکت کرده بود و از 15 خرداد 1362 خبر آمد که این عزیز مفقودالاثر است اما هر چی از خوبیهای آن تعریف کنم در باره اسلام و قرآن و دین خود بی نظیر بود از لحاظ نماز و روزه و قرآن یک لحظه غافل نبود شبها دعای شب و نماز شب را تا صبح می خواند و با خدای خود گفتگو می کرد با مردم به خوبی رفتار می کرد همیشه دست بدعا به جان رهبر عزیز خود و رزمندگان و مجروحین ومفقودین و آزاد شدن اسرا انقلاب خود می کرد و دعا رحمت خدا برای شهیدان انقلاب اسلامی خود می کرداما آن عزیز خیلی عاشق شهادت بود وقتی در حال نماز خواندن بود همش دعایش این بود خدایا شهادت نصیب من کن و همچنین در باره حجاب خانواده اش خیلی حساس بود اینقدر از کتابهای دینی می خواند که حساب در کارش بود اما چه سود.
خدایا خدایا تاانقلاب مهدی خمینی را نگهدار
رزمندگان ما را نصرت عطا بفرما
مجروحین معلولین شفا عنایت بفرما
خانواده محترم مفقود کریم آبادی
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه