
بسمه تعالی وصیت نامه مسعود کریم قاسمی رابری می رویم برای جهاد در راه اسلام ، تا با کفار بجنگیم . پدر و مادرم و برادران و خواهرانم اگر گمان برده اید دوری از شما ودیگر دوستان و آشنایان مرا از وظیفه ای که به عهده دارم ، غافل کرده باشد ، نهایت بی مهری است.زیرا فرزندی که سالهای متوالی زیر سایه تربیت چنین پدری و مادری بزرگ شده است هیچگاه آن چهره نورانی و سخنان مهرانگیز که سعادت دو جهان را به او ارزانی داشت از یاد نخواهم برد. من فرزند پدر و مادری هستم که اولین امامشان علی (ع) و آخرین آنها امام زمان است . پدر و مادر و برادران و خواهرانم من نماینده شما در این سنگرها هستم که سنگر اسلام و قرآن است پدر من می جنگم برای اسلام و آزادی انسانها و انشاءالله اگر شهید شدم ، برایم گریه نکنید. چون این یک سعادت است . امیدوارم این سعادت نصیب همه بشود. پدرجان از شما می خواهم که برای من گریه و زاری نکنید و تشییع جنازه نکنید زیرا که هزاران جوان در جبهه های نبرد افتاده اند و یا طعمه حیوانات و پرندگان شده اند یا زیر خاک هستند. من هم می خواهم مثل آنان گمنام باشم. از پدر و مادرم می خواهم که از حق پدر و مادری که دارند اگر من کاری و هر قدمی مخالف آنان برداشته ام ، مرا حلال کنند و خداوند هم مسلمین و مستضعفین جهان را پیروز و موفق بدارد و به امید جهانی شدن انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی . انشاءالله
مسعود، یكم بهمنماه سال 1339 در شهرستان بافت متولد شد. پدرش علی، كارگر شركت ذغالسنگ بود و مادرش جمیله نام داشت. مسعود تا پایان مقطع راهنمایی درس خواند و به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ملحق شد.
مسعود که عاشق شهادت بود، با وقوع جنگ تحمیلی اسلحه برگرفت و به جبهه اعزام شد. وی هشتم آذرماه سال 1360 در عملیات فتح بستان بر اثر اصابت تركش به شهادت رسید.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه