مهدی علی زاده نوغی

نــام :
مهدی
نـام خـانوادگـی :
علی زاده نوغی
نـام پـدر :
جواد
تـاریخ تـولـد :
1340
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم رب الشهداء

متن وصیت نامه مهدی علیزاده

ان ا… اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون

همانا خداوند جان و مال مؤمنین را خریده و در عوض بهشت به ایشان عنایت کرده است و ایشان در راه خدا مقابله کردند و هم کشتند و هم کشته شدند.

با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی و با درود به رزمندگان اسلام که بی باکانه در راه الله علیه کفار مبارزه می کنند. می خواهم چند کلمه ای با برادران و خواهران روستایی خودم درد دل کنم و آن اینکه برادران و خواهران ، انقلاب اسلامی با خون جوانان رشد پیدا کرده و با خون نیز تداوم پیدا خواهد کرد. از این نظر از همه خواهران و برادران عزیز می خواهم که در بسیج ثبت نام کنید و بسیج را توسعه دهید و سعی کنید جلوی هر گونه توطئه و مکر و حیله را بگیرید. برادران و خواهران بعد از پیروزی انقلاب دستهایی بین شما بود و الان هم وجود دارد که می خواهند شما را از مسیر اصلی منحرف کنند و انقلاب شما را وارونه جلوه دهند. لذا این شمائید که با هوشیاری خود می توانید جلوی دسیسه های منافقان را بگیرید و من فکر می کنم که اگر خیلی دقت کنید ، می توانید این دستها ی مرموز را بشناسید. صحبت دیگرم اینکه ، امیدوارم همانطور که تابحال در خط اسلام و انقلاب بوده اید، حالا هم باشید و توصیه ای به شما دارم این است که دست از امام برندارید و تا می توانید امام را دعا کنید. زیرا اگر امام نبود حالا زیر چکمه های آمریکا خورد شده بودیم و این را هم بدانید که اگر آن هم خدای نکرده امام نباشد، آنوقت است که آمریکا دمار از روزگار یک یک در خواهد آورد. پس باز هم می گویم که پشتیبان ولایت فقیه باشید و امام را دعا کنید و آنهایی هم که می توانند ثبت نام کنند در بسیج و آموزش ببینند واعزام به جبهه شوند تا انشاءالله هر چه زودتر دست ابرقدرتها از سر مسلمین کوتاه شود. سخن دیگرم به مادرم است و آن اینکه مادر عزیزم می دانم که شما زحمت کشیدید و مرا بزرگ کردید ولی می دانید که مرا بزرگ کرده اید که بتوانم برای اسلام خدمت کنم و برای جامعه ام مؤثر باشم و من می دانم که شهادتم برای جامعه ام مؤثر است و می دانم شهادت من و شهادت امثال من است که باعث یاری اسلام می شود، پس ما به یاری اسلام می شتابیم.
عزیزم من راضی ندارم که شما در نبودن من گریه و زاری کنید. چون اگر گریه کنید اولا اجر شما ضایع می شود. ثانیا دشمن را خوشحال می کنید ولی می توانید با گریه نکردن به همه مردم روحیه بدهید و به دشمنان بفهمانید که من فرزندم را در راه خدا داده ام و حاضر نیستم برای چیزی که در راه خدا داده ام ، گریه کنم. و سخن دیگرم با پدرم است . ای پدر مهربان یادم نمی رود که شما همیشه مرا نصیحت می کردید و همیشه می خواستید که از نظر تقوا و ایمان از دیگران بهتر باشم و یادم نمی رود که در بچگی مرا به نماز وا می داشتید که من به نماز خواندن عادت کنم و شما چه پدر خوبی برای من بودید و چه خدمت های بزرگی که به من کردید و این شهادت هم نتیجه زحمتها و نصیحتهای شما است. پس از شما می خواهم شما که مرا برای خدمت به اسلام تربیت کرده اید و من هم رفتم تا به هدف رسیدم . لذا برای نبود من ناراحت نباشید و افتخار کنید که فرزندتان را در راه اسلام داده اید و کلامی هم به همسرم می گویم:
همسر عزیزم ! مبادا در نبود من گریه کنی می دانی چرا؟ چون من به فریاد حسین لبیک گفتم که می فرمود هل من ناصر ینصرنی و من با خود می گویم که چگونه می توان جواب حسین را نداد و در حالیکه من می خواهم او را در روز قیامت شفیع خود قرار دهم و چگونه می توانم جواب حسین را ندهم که لبیک به حسین گفتن معامله با خداوند است و چه چیزی از این بهتر که انسان با خدایش معامله کند ودر ازای جان ناقابلش بهشت را برای ابد خریداری کند. پس گریه کردن برای کسی که در چنین معامله ای پیروز شده است لزومی ندارد. و تنها خواستی که از تو دارم این است که فرزندمان را آن چنان تربیت کنی که من دلم می خواست و آن چنان تربیت کنی که پیام آور خون من و خون دیگر شهیدان باشد.
و اما می خواهم سخنی به دشمن بگویم و آن اینکه ای دشمن خدا کور خوانده ای که می توانی به حریم کشور اسلامی تجاوز کنی ، تو و اربابانت کوچکتر از آن هستید که بتوانید با کشوری که دارای جوانانی معتقد به ولایت فقیه و اسلام راستین است روبرو شوید. ایران اسلامی متکی به اسلام است و پشتیبانش امام زمان است و جوانانش با نیروی ایمانشان با سلاحهای مدرن شما می جنگند و انشاءالله در آینده ای نزدیک پوزه ی شما دشمنان اسلام را به خاک خواهند مالید.

والسلام

مهدی علیزاده 1360/12/12

از برادرانم می خواهم که مرا در قبرستان روستایم دفن کنید و سعی کنید طوری دفن کنید که اگر شهدای دیگری هم بود بتوانید همه را پهلوی هم دفن کنید و قطعه را به نام قطعه شهدا درست کنید.

بیوگرافی

بسمه تعالی

و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدین الله

در می یابیم شهیدی دیگر از تبار هابیل و از محمد (ص) را و درس می گیریم از زندگی او و شهیدانی چون او باشد تا رهروان راه راستین آنها تا پیوستن به لقاءالله باشیم. انشاءالله

اصالت سیل خروشان امت حزب الله هر روز بیش از پیش بر ملتهای جهان آشکار می شود و شهدای گلگون کفن انقلاب و جمهوی اسلامی خود مصداق اصالتند . پاسدار شهید مهدی علیزاده به سال 1340 در قریه الهیه نوق در خانواده ای کشاورز و مذهبی چشم به جهان گشود و دوران دبستان را در الهیه و دوران راهنمایی را در سه قریه نوق گذراند. و از آغاز جوانی شور و شوق زیادی به اسلام و اجرای احکام آنرا داشت. لحظه ای از یاد خدا و خواندن قرآن و رساله و دیگر کتب مفید اسلام و اجرای احکام آن غافل نمی شد. سپس در هنرستان رفسنجان در رشته ماشین و آلات کشاورزی مشغول به تحصیل شد با اینکه تا انقلاب اسلامی مهدی برای دفاع از دست آوردهای انقلاب وار سپاه شد و در اوایل درگیری کردستان به مهاباد شتافت و با مظاهر کفر و نفاق و الحاد به جهاد پرداخت و سپس مدت زیادی در شهر انار در روابط عمومی سپاه پاسداران فعالیت نمود و ضمن فعالیت در قریه سپاه جلسات قرائت قرآن و دعای کمیل در ده خودشان دائر می نمود و در اردیبهشت ماه 1360 ازدواج نمود و دارای فرزندی می باشد و در اوایل اسفند ماه 1360 به جبهه دشت عباس جهت مقابله با مزدوران صدامی شتافت . پس از وارد آوردن خسارات و کشته های بیشماری بر مزدوران بعثی به آرزوی دیرینه اش که ملاقات با خدایش بود شتافت.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1361/01/02
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
دالپری
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *