
بسم الله الرحمن الرحیم
«انّ اکرمکم عند الله اتقاکم»«به راستی که گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شما است.»
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان.
آری بار دیگر آمدیم که به حسین بگوییم که ای حسین جان اگر در صحرای کربلا نبودیم که هل من ناصر ینصرنی شما را جواب بگوییم، حالا آمدیم و تا کنار مزارت نیاییم از پای نمی افتیم. آمدیم که تا به منافقین و یزیدیان زمان بگوییم که ما حسین وار می جنگیم و حسین وار باید از این جهان هجرت کنیم و از ملت شهید پرور می خواهم که تا آخرین نفس، تا آخرین هدف، تا آخرین گلوله از امام این پیر جماران جدا نشویم که به قول امام: «چه بکشیم، چه کشته شویم، پیروزیم.» همچنین نماز جمعه و جماعت را ترک نکنید چون همین عزاداری ها، همین نماز جماعت ها ما را به این وادی کشاندند. هرچه سفارش برایتان می کنم از امام است که او را تنها مگذارید. از دوستانم تقاضا دارم که نگذارید اسلحه خونینم بماند. بردارید و بر علیه این خدا بی خبران بجنگید. حتی نگذارید یک لحظه هم آرام بمانند و این را بدانید که مسلمین همیشه بر ظالمین پیروز هستند و به پدرم بگویید که حسین وار باش. چون حسین که طفل شش ماهه او را روی دستانش تشنه تیر بر گلویش زدند و او را به شهادت رساندند. از مادرم تقاضا می کنم چون مادر علی اصغر در مرگم شیون مکنید. درست است که فراق و جدایی سخت است برایت اما باید به یاد مادر علی اصغر و علی اکبر بیافتید که چگونه طفلانش را کشتند. از برادرانم تقاضا دارم که چون حسین در مرگ عباس علمدار سپاهش چگونه بود برایش داغ برادر و فرزند و دیگر یاران. همچنین خواهرانم! زینب را در نظر بگیرید. به یاد داغ دیدگان صحرای کربلا بیافتید. همانطور که می دانید زینب، چندین داغ داشت و چگونه در مقابل آنها ایستاد. اگر نمی توانید در جنگ شرکت کنید اما جهاد و جنگ شما همان جاست با حفظ کردن حجاب خود. چون سیاهی چادر شما بیش از سرخی خون من دشمن را می لرزاند. همچنین به تمام خواهران ملت ایران که پیام شهدا این است که در حفظ حجاب خود کوشا باشید. ای خواهر به تو از فاطمه این گونه خطاب است بهترین زینت زن حفظ حجاب است. در پایان از کسانی که از اینجانب زخم زبانی یا ناراحتی دیده اند، باید به بزرگی خود این حقیر برادر کوچکتر خود را حلال کنید. این که خواستید مرا دفن کنید، در کنار دیگر برادران شهیدم و از مردم این روستا می خواهم که از جلوگیری از فرزندان به جهاد جلوگیری نکنند و همچنین به خاله مهربانم سلام گرمی نثار می کنم. از این که با هم ناراحتی داشتیم، به مادری خود اینجانب را ببخشید. پاسدار افتخاری هوشنگ شهداد نژاد فرزند مختار شهداد نژاد
خداحافظ همگی باد.
يكم شهريور 1346، در روستاي رومرز از توابع شهرستان جيرفت چشم به جهان گشود. پدرش مختار و مادرش زينب نام داشت. تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيستونهم دي 1365، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به سر به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي روستای قاسمآباد بلوك تابعه شهرستان زادگاهش واقع است. او را امير نيز ميناميدند.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه