محمود حسین خانی

نــام :
محمود
نـام خـانوادگـی :
حسین خانی
نـام پـدر :
شهریار
تـاریخ تـولـد :
1335
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ خداوند می فرماید کارزار کنید با کفار بجنگید با ایشان تا رفع فتنه باشد و این از برای خدا پس اگر بازایستید پس نیست قصدی جز مرگ بر ستمکاران.
امام عزیزمان فرمودند جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم.
الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ خداوند در قرآن می فرماید آنان که چون رسید ایشانرا مصیبتی گویند بدرستیکه ما از برای خداییم براستیکه بسوی او باز می گردیم.
با یاری خداوند متعال و توجهات حضرت امام عصر حجت بن حسن عسکری بر اینکه دست کفار را از سر مسلمین در سراسر جهان کوتاه شود رزمندگان غیور و سلحشور اسلام می روند تا از جبهه های جنوب کشورمان عملیات سرنوشت سازی را آغاز کنند و با هوشیاری فرماندهان به فرماندهی رهبر عزیزمان راه برای حمله بر کفار مهیا شده است بنده هم یک عضو کوچک در خدمت برادران هستم و اگر خدای بزرگ توفیقم بدهد می خواهم در این عملیات شرکت کنم البته بنده کوچکتر از آنم که رزمنده اسلام باشم یا اینکه بتوانم وصیت نامه بنویسم و برای کسی وصیتی داشته باشم اما بر حسب وظیفه چند کلمه می نویسم:
سلام و درود بر امام زمان(عج) و نایب برحقش خمینی بت شکن و سلام بر شما امت حزب الله و شهدای عزیز ایران. بارخدایا بحق محمد و آل محمد قسمت می دهم که مسلمین جهان را در تمامی نقاط پیروز و سرافراز بگردان و دشمنان اسلام را خوار و ذلیل بگردان. آمین یا رب العالمین.
برادران عزیز همانطور قرآن ذکر شد گوشت و پوست  استخوان تمام بدن ما همه از خداست ما هیچ چیز از خودمان نداریم هر چه داریم از اوست پس چه بهتر از اینکه هر جنسی به صاحبش برگردد پس هر چه فکر کنیم نمی توانیم بگوییم که ما خود بوده ایم پس در اینصورت بیایید بنده او باشیم و گوش به فرمان او باشیم هر چه خواست عمل کنیم و همه پیروانش باشیم و از ولی امر خود در هر زمان اطاعت کنیم امروز که تمامی کفار بسیج شده اند در مقابل دین مبین اسلام گردنکشی می کنند نشستن در خانه و انتظار کشیدن به خدا قسم ننگ است اگر امروز اسلام خدای ناکرده شکست بخورد برای سالیان دراز مانند گذشته زیر یوغ استعمارگران باشد و اعمال و احکام اسلام پایمال شود. بیایید و بنشینید و فکر کنید ببینید اسلام از کجا شروع شده و به چه نحو رشد کرده. از یک نفر شروع و در حال حاضر یک میلیارد مسلمان در جهان است جمع شدن یک میلیارد مسلمان کار آسانی نیست چه رنجها و […] پیشوایان نکشیدند پیامبر عزیزمان سه سال در شعب ابیطالب محاصره اقتصادی بودند اما با رنج و […] تحمل کرد همینطور بعد زمان سیدالشهدا حسین(ع) مظلوم کربلا می رسیم که با یارانش تمام خونهایشان در خاک گرم کربلا ریخت.[…] امروز زمان خمینی بت شکن ابراهیم زمان چه عزیزان از ما گرفتند. شهدای محراب حزب جمهوری اسلامی که سید مظلوم بهشتی در بین آنها بود و یا رئیس جمهور نخست وزیر عزیزمان را گرفتند شهید کردند اما ما کجا و آنها کجا تا خون ما قابل این را ندارد که در راه اسلام ریخته شود و شما ای برادران و خواهران عزیز به خدای بزرگ قسمتان می دهم که امام عزیزمان این فرزند زهرا را تنها نگذارید که بحق او فرزند زهرا(س) و راهنمای مسلمین است و یاری دهنده خدا همانطور تا بحال در او بودید از اینجا به آن طرف هم باشید.
و شما پدر و مادر که برای من زحمت زیاد کشیدید من موفق نشدم جبران کنم امید عفو دارم چون می دانم خیلی رنج مرا کشیده اید و شما برادران و خواهرانم مرا ببخشید اگر وقتی به شما بی احترامی کردم مخصوصا خواهرانم و برادرم تیمور حتما مرا ببخش. شما هم همشهریان عزیز و قوم مرا ببخشید اگر با کسی از روی جاهلیت بی احترامی کردم و من امید عفو دارم.
پدرم و مادرم سلام بر شما باد که مرا بزرگ کردید و تقدیم اسلام نمودید. پدر و مادرم نکند خدای ناکرده در مرگ من اشک بریزید و دشمنان اسلام را شاد کنید و برادرانم نگذارید اسلحه من بر زمین بیفتد سلاحم را بردارید و با دشمنان خدا بجنگید در ضمن برادران عزیزم کسی چیزی از من نمی خواهد و از کسی هم اگر کسی آمد چیزی خواست به او بدهید. چیزی نمی خواهم و از قول من به تمام قومهایم سلام برسانید و بگویید مرا ببخشند مخصوصا عموهایم و عمه هایم و دایی و خاله هایم.
دختر عمو از تو امید عفو دارم مرا ببخشید که شما را اذیت کردم در ضمن نکند خدای ناکرده با گریه کردن بر سر مزار من نامحرم صدای تو را بشنود که روح من را آزار دهید. شما خواهرانم بر مرگ گریه نکینید که دشمنان اسلام شاد می شوند شما با صبر و استقامت آنچنان باایستید که منافقین حساب ببرند. در آخر شما را بخدا قسم می دهم که بر مزار من بلند گریه نکنید خدا بدش می آید. در این عملیات من و برادرم رفیع شرکت داریم اگر شهید شدم تربیت بچه هایم را به برادرم محمدرفیع می سپارم و اگر لطف خدا شامل حال هردومان گردید […].
در آخر به شما برادران می نویسم که نگذارید که بچه هایم هر جایی بروند و بیایند می دانم که شما آنها را دوست دارید. در آخر همه شما را بخدا می سپارم. والسلام.

بیوگرافی

يكم‌ فروردين 1335، در شهرستان رابر به دنيا آمد. پدرش شهريار و مادرش مهرنساء نام داشت. تا پايان‌ مقطع‌ ابتدايي درس خواند. متاهل بود و صاحب يك پسر و يك دختر شد. پاسدار بود، بيست‌و‌يكم ‌اسفند 1363، در شرق رود‌ دجله بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. پيكر وي مدت‌ها در منطقه برجا ماند و پس ‌از تفحص‌سال1370، در روستاي گنجان تابعه شهرستان بافت به خاك سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1363/12/21
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شرق رود‌ دجله
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *