
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام و در ود به رهبرکبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و با سلام و درود به شهیدان راه انقلاب اسلامی ایران .
ربنا افرغ علینا صبرا” و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القو م الکا فرین
چند سالی است که ازجنگ تحمیلی رژیم خونخوارعرا ق برعلیه ملت ستم دیده ما می گذرد ودر این سال چه جوا نها که در بوته آزما یشی الهی در آمدند اماآنان که خون دادند و آنان که مظلو مانه شهید شدند و آنان که پیکرهای مطهرشان درکربلای خوزستان درخاک خون غلتید .امارو حشان به صدا قت خدا وند شتافت آنهابو دند که قبول شدند ونامه اعمالشان رابه دست راست گرفتند و در بهشت خدا جاودانه گشتند آری آنان که هابیل وار د ست و پا و جان و مال وهر آنچه دا شتند هدیه دادند و سربلندندوآنان که قابیل وار جان و مالی را درجنگ فشر ده و به خیال خام خود از آن ؟؟؟می کنند و اما رزمندگان با عمل خود قدر ت عظمت اسلام را به جها نیان نشان دادند و بخدا قسم درجبهه های اسلام ایمان و تقوا است که پیروزمی شویم که اسلحه من که ازرو زی که به کربلای خوز ستان آمدیم دست ازجان مال و زند گی خود گذشتیم و پناه به خدا آو رده ایم و خودرا و جان خودرا برای اسلام آماده کرده ایم تا درراه اسلام تمام خو نمان راهدیه کنیم ولی ما درحال جنگ هستیم آنهم با عراق بلکه با ابرقدرتها آمر یکا شو روی زیر ا صدا م قابل اینکه با ایران بجنگد نیست بلکه صدام بااسلحه های شو روی و با تحریک نیروها ی آمریکا با ایران می جنگددرحالیکه مابا ابر قدر تها در جنگ هستیم صدام که پس از پیروزیهای پی در پی رزمندگان اسلام د رجبهه ها عرصه رابر خودتنگ می داندوشاید احساس می کند که روز های آخرعمر ی با شد و آن روزی که هزارا ن کیلو مترازخاک ما درزیر پا ی متجا و زان غاصب بعثی قرار دا شت کسی باور نمی کر د که مابتوا نیم متجا وزین عرا قی را برسر جا یش قرار د هد ولی امروز د نیا این را با ور کرده که رز مندگا ن اسلام چگو نه به دشمن حمله می برند و آنها را ازبین می برند . و امروز اسلام به دست ما همه برادرا ن احتیاج و نیا زمند است و درپایا ن سخنی با خا نواده خود دارم .
خدمت پدر و مادرعزیزم سلام می ر سانم و امید وار م که هیچ گونه ناراحتی نداشته باشید و چون پدرو مادر شما که برای بنده زحمت کشیدید خداوندبه شما اجربد هد چو نکه ؟؟؟تمام عزیزانشان وعزیزان خود را خالصانه درراه خداداده اند ومادر هم شاید این آخرین غذا یی است که برایم درست کرده ای اما به تو قو ل مید هم که برسر سفره رنگین بهشت ترا مهمانی کنم .ومادر جان مرا از د عا های خیر ت را فراموش مکن .و مادرجان پیش از این نگا هت رنجم مده وبیاد بیا ور که لحظه ای را که حسین برای و داع با خوا هر ش زینب سربه شانه اش گذا شت گفت ز ینب جا ن من می ر وم نا به جد م رسو ل خدا بپیوند م و سلام به تمام برادران برسانید وخوا هر را سلام برسا ن و بگو ئید که برای من گریه نکنید .
يكم ارديبهشت 1342، در روستاي دشتاب از توابع شهرستان بافت ديده به جهان گشود. پدرش كلبعلي و مادرشكنيز نام داشت. تا پايان مقطع متوسطه در رشته انساني درس خواند و ديپلم گرفت. پاسدار بود، نهماسفند 1364، در فاو عراق بر اثر اصابت تركش به سر، شهيدشد. مزار وي در شهرستان زادگاهش واقع است.ش
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه