
بسم الله الرحمن الرحيم (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيانٌ مَرصوصٌ )
السلام عليك يا اباعبدالله السلام عليك يا بن رسول الله السلام عليك يابن فاطهالزهرا السلام عليك يا انصار دين الله
خدايا بار گناه بر دوشم سنگينى ميكند كمرم از شدت گناهانم خم شده است قلبم از كثرت گناهان تيره شده است و صورتم از شدت نافرمانى امر مولايم خجلت زده و شرمسار است خدايا معبود من با وجود اين همه گناه در كمال ذلت و سرافكندگى و خجلت با خضوع و خشوع عرض مىكنم الهى العفو العفو …
بار الها هزاران بار شكرت را به جاى آوردم كه اين همه نعمت به بنده حقيرت عطا فرمودى هر چند مىدانم شكر يكى از آنهمه را هم بجا نياوردم و باز شكرت را بجا مىآورم كه نعمت شناخت وظيفه وعمل به آن در حد توانم عطا فرمودى و وظيفه بزرگ دفاع در راه اسلام را از زيان گهربار امام بزرگوار شنيديم و راهى جبهههاى نور شدم تا اينكه وظيفهام را بجا آورم و هيچ چيز ديگر باعث حركت من نشد و از درگاه بيكرانت مىخواهم اگر در انگيزهام ذرهاى شرك و ريا دخالت داشت به بزرگيت آنها را ببخش و در اداى اين وظيفه هدفم قرب به باريتعالى است و اگر وجود بزرگوارش مصلحت مىداند كه من شهيد شوم و يا زنده بمانم و خدمت كنم تسليم امرش هستم ولى از درگاهش مسئلت دارم اگر قرار است شهيد شوم در كمال شجاعت و در نبرد شجاعانه با دشمن شهيد شوم و اگر قرار است زنده بمانم لحظهاى بنده حقير را به خودم وامگذار.
ملت بزرگوار به شما عرض مى كنم كه راه كمال يك چيز است ولا غير . براى نزديكى به خدا بايد واجبات را انجام داد و محرمات را ترك كرد و بزرگترين وظيفه فعلا دفاع از اسلام است فرمانبردار امام باشيد و از كيان اسلام دفاع كنيد چون نمى خواهم زياده گويى كرده باشم در چند جمله ميگويم كه اگر امام فرمان داد كه داخل آتش شويد اين كار را انجام دهيد چون اين مسئله را از ائمه معصومين آموختيم . و اما شما خانواده عزيزم ، همسرم عزيزم شما گردن من زياد حق داريد و مى دانم با توجه به دستورات اسلامى حق شما را ادا نكردم بنده را حلال كنيد و اميدوارم كه در آخرت بتوانم آنچه را كه انجام ندادم برايت شفاعت انجام دهم . و اما پسر عزيزم مهدى جان هر چند نمى توانى حالا ارزش كار پدرت را درك كنى و وصاياى مرا انجام دهى ولى اين جملات را مى نويسم براى آينده ات در زندگيت با ايمان و شجاع باش اگر مى خواهى از تو راضى باشم درست را خوب بخوان و در اين كار نيتت رضاى خداوند بزرگ باشد . مى خواهم شما طلايه دار خون شهيدان باشى با مادرت خوب رفتار كن . اگر مادرت پيش تو بود حرفش را گوش كن و جاى خالى مرا پر كن و نگذار احساس ناراحتى كند . امام زمانت را بشناس . از سربازان مولايت باش مبادا خلاف اسمت باشى تو مهدى هستى حواست را جمع كن كارى كنى كه لياقت هم اسمى آقا را داشته باشى . اما پدر بزرگوارم شما حق بزرگى بر گردن من داريد نتوانستم فرزند خوبى برايتان باشم و در پيرى خدمتگزارت باشم ولى خودت مى دانى كه حضرت زين العابدين (ع)مريض هم كسى را نداشت و همه جوانانش را در راه احياى دين خدا فدا كرد انشاءالله روز موعود جبران مى كنم . و اما خواهران عزيزم هميشه در زندگى استوار و ثابت قدم باشيد و مانند فاطمه (س) و زينب (س) در مشكلات خم به ابرويتان نياوريد در غم از دست دادن برادرتان بيش از خدا ناراحت باشيد با زينب كبرى همدردى كنيد . مصيبت وارده بر حضرت زينب (ع)را بگرييد در زندگيتان خدا را فراموش نكنيد و با همسر و فرزندم خوش رفتارى كنيد . و اما تمام كسانيكه در گردن من حق دارند اقوام دور و نزديك و دوستان و آشنايان شرمنده ام از اينكه نمى توانم از فردفردتان حضور حلالى بطلبم ولى از شما عزيزان مى خواهم كه حقير را ببخشيد و اگر بى حرمتى كردم به بزرگوارى خودتان بنده حقير را عفو نماييد . و امكا به همسرم سفارش مى كنم كه بعد از دفن من ازدواج كند طبق قوانين اسلامى ولى اگر نخواست ازدواج كند سرپرستى فرزندم بعهده ايشان است و تمام زندگيم متعلق به فرزندم است و همسرم اگر خواست از ايشان سرپرستى مى كند تا به سن قانونى برسد ولى اگر خواست ازدواج كند سرپرستى فرزندم به عهده پدرم مى باشد . اگر حقوقى به بنده تعلق مى گيرد به هر كس كه سرپرستى فرزندم را به عهده بگيرد بدهيد .و اما سهم همسرم از اموال زندگيم را طبق دستورات اسلامى به ايشان بدهيد و رضايت ايشان را از من جلب كنيد . و اما از طرف مادرم يكسال نماز و روزه ادا كنيد و هر زمان كه مايل هستيد در راه ايشان از وسايل مختلف خيرات كنيد و اما براى بنده يكسال نمازو روزه كامل و شش ماه نماز شكسته انجام دهيد و اما اگر اين بنده حقير در جبهه نو مفقودالاثر شدم يك قبر براى بنده در امامزاده محمد حصارك يا در هر كجا كه شما راحتتريد يا مصلحت مىدانيد درست كنيد و اگر هم شهيد شدم و جنازه بدستتان رسيد طبق وصيت بالا عمل كنيد و از شما مىخواهم در آن زمان كارى نكنيد كه باعث شادى دشمنان شود و اما كسيكه سرپرستى فرزندم و اموالم را بعهده بگيرد بدهكاريها و وصاياى بنده را بايد اجرا كند و اما ليست بدهكاريهايى كه بايد انجام دهيد :
1- خواهر زنم 120/000 ريال
2-خواهرزنم 90/000 ريال
3-عبدالله شمس 163/000 ريال
4-محمد شمس عمويم 100/000 ريال و هرچقدر كه ايشان يادشان است .
5-برادر عيوض شعبانى مقدارى بدهكارم
6-به بانك قرضالحسنه ساسانى بدهكارم و دفترچه دارد
و اما پوليكه از مردم مىخواهم :
1-از محمد محمدى فاز4 مهرشهر خيابان 403 پلاك 316بابت موتور مبلغ 130000ريال معادل سيزده هزار تومان مىخواهم
2-اگر درباره كاره حاجى آقا عسگرى كه عمويم محمد شمس در جريان آن هست و هم در جريان كار مترو هست
3-درباره زمين قرارداد زمين دست عمويم محمد شمس هست و ايشان در جريان است
5-و هركارى دربابت وصيت نامهام انجام مىشود به عهده عمويم محمد شمس سروشك مىباشد هركارى كه ايشان مصلحت بداند انجام دهيد ديگر عرضى ندارم
السلام عليكم و رحمةالله و بركاته به اميد پيروزى رزمندگان اسلام بر كفر جهانى
شانزدهم خرداد 1340، در شهرستان شهربابك چشم به جهان گشود. پدرش خدابخش، كشاورز بود و مادرش بيبيجان (فوت1355) نام داشت. تا دوم راهنمايي تحصيل نمود. ازدواج كرد و صاحب يك پسر شد. مغازهدار بود، به عنوان بسيجيدر جبهه حضور يافت. دوازدهم ارديبهشت 1365، در جزيره مجنون بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي امامزاده محمد(ع) كرج شهرستان تهران واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه