
بسم رب الشهدا و الصدیقین
پایان زندگی هر کس به مرگ اوست / جز مرد حتی که مرگ وی آغاز دفتر است
بالاخره روزی پرنده حیات انسان پر می زند و روح انسان را با خود می برد حال این روح به ملا اعلی ملحق شود یا به اسفل السافلین بپیوندد این دیگر بستگی به عمل هر انسان دارد که تا چه اندازه در تقویت روح خویش کوشا باشد. من با خود فکر می کنم که آیا ناصر امام و اسلام و انقلاب اسلامی هستم یا اینکه سرباز جامعه و اسلام می باشم و برای این کار نیاز به یک امتحان نهایی دارم و آن جهاد فی سبیل الله می باشد و من با ورود به گروه ناصران امام در صدد یک آزمایش نفسی هستم و در صدد هستم که با مرگ خود تحرکی دیگر در روان انسانها ایحاد کنم و خون خود را نثار رگهای پژمرده ملتهای روی زمین که در سکوت مرگبار بسر می برند خواهم کرد باشد که این خون ناقابل به تمام رگها و مویرگهای ملتهای مرده زمین جریان پیدا کند و هرگز باز ناایستد و اولین سفارش من اینست که دیگر برادرانم سنگرهای اسلام را خالی نکنند و از مبارزه با دشمنان اسلام دست نکشند و دومین سفارشم اینست که چون بنده در حیات خود نتوانستم به اسلام خدمت کنم دوست دارم که با مرگ خود خدمتی به اسلام و امام کرده باشم بدین جهت مایل نیستم که بخاطر من خدای نکرده اسرافی صورت گید و همان خرجهایی را که به خاطر من می کنید می توانید به مردم مستضعف کمک کنید تا آنها هم به نوایی برسند و بتوانند راه ما را که راه اسلام و مجری کنونی آن امام خمینی می باشد ادامه دهند و از تمام برادران و خواهران می خواهم که با شنیدن خبر مرگ این حقیر گریه و زاری و ناراحتی نکنند چونکه گریه شما موجب خنده دشمنان اسلام است. والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین.
هجدهم شهريور 1335، در نجفشهر از توابع شهرستان سيرجان زاده شد. پدرش سيدابراهيم، پاسدار بود و مادرش صفيه نام داشت. تا پايان مقطع ابتدايي درسخواند. سال 1358، ازدواج كرد و صاحب سه پسر و يك دختر شد. پاسدار بود، بيست و ششم اسفند 1364، با سمت مسئول تداركات در فاو عراق بر اثر اصابت تركش به سينه، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه