
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَمَنْ يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا»(نساء آیه 74)
هرکه در راه خدا جنگ کند پس کشته یا فاتح گردد بزودی او را اجری عظیم خواهیم داد.
خدایا، قلمم را، زبانم را، عملم را، فقط و فقط برای رضای خودت قرار ده و به جز آن را از من دور ساز. آمین یا رب العالمین
کلامم را با سخن خدا شروع کردم از جهاد، از شهادت، از پیروزی و از اجر آن و من لیاقتش را ندارم که یک مجاهد و در نهایت یک شهید نام گیرم، لکن این افتخار را دارم که همسنگر مجاهدین و همبالین شهیدان قرار گیرم. شهادت را نه تنها پذیرفتم بلکه عاشقانه انتخابش کردم که شهادت یک انتخاب است نه یک تحصیل. خدایا لایقش نیستم ولی عاشقش هستم، خدایا من مشتاق تو ام، چرا لبیک نمی گویید، سخن از معراج است، از اسفل السافلین. من عاشقم لکن در خم اولین کوچه مانده ام و چشم آن دارم که نور هدایت تو، من را نجات دهد، خدایا یا رب العالمین، راضی ام به رضای تو اگر بدنم بسوزد یا قطعه قطعه شود باز هم راضی ام، فقط تو مرا بپذیر.
کلامی هم با شما همرزم:
بازوی پر توان شما باید پرچم اسلام را بر فراز کاخهای ظلم برافراشته سازد، مبادا سلاح را بر زمین بگذارید که دشمن از در گریخته باز ار پنجره بازگردد هم پنجه های خونین او را قطع کنید. خمینی عزیز، آن فرزند زهرا، آن نور چشم مستضعفین، آن غمخوار مستضعفین، آن دلسوز امت اسلام، آن نوه پیامبر، آن بنده و عبد خدا را تنها نگذارید. به خدا حضرت مهدی (عج) بشما نظر دارد. چشمانمهربان مهدی (عج) را شاد و قلب مهدی (عج) را آرام کنید. ای امت اسلام اگر یک رزمنده به درجه رفیع شهادت رسید دلهای پوینده باید راهشان را ادامه دهد والا خون شهید را پایمال کردید. لانه های تار عنکبوت دشمن را از بین ببرید و وظیفه خود را به خوبی انجام دهید. فریب وعده و نیرنگ های دشمنان را نخورید. در درجه اول راه داست (صراط مستقیم) هدایت کنید والا آنها را به دادگاه های عدل اسلامی تحویل دهید و اینجا هم سخنی با خانواده های خودم، پدرم، مادرم، برادرانم، خواهرم، همسرم، فرزندانم اگر می خواهید من از شما راضی باشم امام تا زنده است و خط رهبری ولایت فقیه را یاری کنید، جهاد را فراموش نکنید، روحانیت را تقویت نمایید، نماز های جمعه، نمازهای جماعت، مجالس مذهبی و عزاداری سیدالشهداء (ع) (حسین بن علی (ع)) را رها نکنید. هرچه میتوانید تقویت کنید. مادرم، خواهرم سخنی هم با شما دارم. اول می دانم خوب هستید باز تکرار می کنم برای همیشه من دیگر بین شما نیستم و هرچه شما کردیدحجابتان، حجاب شما ارزشش از خون شهیدان کمتر نیست بلکه والله بیشتر است و حجاب شما و هر زن مسلمان هست کوبنده ای بر دهان دشمنان اسلام و یاوه گویان و منافقان و از خدا بی خبرانو نمی گویم گریه بر من نکنید، گریه تان برای اسلام باشد، نه دشمن شاد کن و قبل از گریه بر من، گریه بر مظلومیت امام حسین (ع) و زینب کبری (س) و 72 تن شهدای حزب جمهوری اسلامی ایران، سید مظلوم شهید بهشتی عزیز و تمام شهدای اسلام چه قبل از تاریخ و چه بعد از تاریخ، گریه کنید برای ظهور مهدی (عج) و از خدا بخواهید که هرچه زودتر ظهور حضرتش را برساند و در ضمن امکان دارد جنازه من به دستتا نرسد، شما از این لحاظ ناراحت نباشید وعوضش خدا به شما اجری عظیم خواهد داد و اگر هم برادران پاسدار توانستند جنازه ام را آوردند اجازه آن که هر کدام جا که پدر عزیزم خواست و صلاح دانست دفن نماید، دیگر هیچکس حق دخالت ندارد. و همه شما مردم مسلمان و انقلابی مخصوصاً حزب اللهی ها را به خدای بزرگ می سپارم پیروز و موفق باشید، همه با هم این شعار کوبنده و محکم و دشمن شکن را با صدای غرّا سر دهید: «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.»
و در پایان می خواهم از همه شما که مرا حلال کنید و مرا ببخشید و نگذارید به قیامت بیافتد، هرکه حقی (مالی و …) بر گردن من دارد از پدرم بگیرد که من یادم نیست، خدای می داند که من قصد خوردن مال کسی را نداشتم.
بر قرار باد جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی – مرگ بر آمریکای جهانخوار
زنده باد اسلام، پاینده باد قرآن، پر دوام باد طول عمر گرامی امام امت خمینی کبیر
به امید پیروزی نهایی لشکریان اسلام بر لشکر کفر جهانی
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
والسلام علی من تبع الهدی
دوم تير 1331، در شهر نوق از توابع شهرستان رفسنجان به دنيا آمد. پدرش محمد، كشاورز بود و مادرش ربابه نام داشت. تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند. سال 1353، ازدواج كرد و صاحب دو پسر و سه دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. هفدهم مرداد 1362، در مهران توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي روستای فرودسيه تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه