حسین آخوندی

نــام :
حسین
نـام خـانوادگـی :
آخوندی
نـام پـدر :
محمد
تـاریخ تـولـد :
1347
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمنالرحیم ان اعظم الناس منزله عندالله یوم القیامه امشاهم فی ارضه بالنصیحه الخلقه بلندپایه ترین مردم در روز رستاخیز کسی است که از همه بیشتر برای خیرخواهی خلق خدا گام برداشته باشد. بنام خدا و براه خدا و بیاد خدا-سپاس و شکر خداوند که مرا هدایت کرد و بسوی نور رهنمون کرد و از منجلاب ظلمت به سوی نور هدایت کرد و سپاس فراوان خدا را که به ما نعمت رهبری خوب عطا کرد و سپاس خدا را که جنگ را به وجود آورد که جوانان ما منحرف نشوند. سپاس خدا را که ما را در جنگی که با تمام فراز و نشیب هایش نعمت بحساب می آید قرار داد. این جنگ 7 سال از عمرش می گذرد ولی ما هم اکنون در پیچ و خم یک کوچه ایم چه بسا کسانی که زود هدایت شدند و در ابتدا این راه را طی کردند همانند محمد غفاری که در ابتدای جنگ شهید شد ولی باز هم و باز هم شهیدان ما زیاد شدند ولی باز هم ما می بینیم که بعضی جوانان ما هنوز کور هستند واقعا ما باید خدا را شکر کنیم . ای مردمی که هنوز به جبهه نیامده اید بیایید ببینید که در این سرزمین چه می گذرد و چه شهیدانی در این مناطق به خاک و خون کشیده می شوند. در این منطقه هر کجا پای میگذاری خون شهید است. وای بر ما که هنوز زنده هستیم. وای بر ما .وای بر ما. ای کسانی که جبهه را ترک نموده اید شاید شما فکر نمی کنید ولی بخدا قسم پای بر روی خون شهیدان می گذارید.تا دیر نشده بخود برسید .آیا در بدر خاطرات حسن عباسی را نشنیدید. همچنین مهدی جعفربیگی که چگونه به لقاءالله رسیدند. مگر در والفجر هشت، حاج احمد و قنبری و بیگی را ندیدید و مگر در کربلای یک، عباس شمسی را ندیدید که بخون خود غلطید. بخدا روزی پشیمان خواهید شد. من از هم سن و سالهای خودم میگویم مگر شما با حسین رجبی، عباس شمسی و علی بیگی هم درس و هم بازی نبودید؟ ای مردم شهیدپرور ایران مخصوصا لاهیجان اگر خدا نصیب کرد که به شهادت رسیدم چنانچه در تشییع جنازه من شرکت کردید و به خود زحمت داده اید تشکر می کنم و اجر شما را از خدا طلب می کنم و اگر جنازه ای بدستتان از من رسید در کنار دیگر برادرانم بخاک بسپارید. در گلزار شهدای لاهیجان که خود را لایق نمی بینم. از پدرم می خواهم که مردانه مقاومت نمائید و انقلاب و این رهبر کبیر انقلاب را دعا و پیروی کند و از مادر و خواهرم می خواهم که زینب وار در صحنه پیکار کنند و هنگام گریه کردن بیاد شهدای گمنام و مفقود هم باشند و از برادرانم و امت شهیدپرور و اقوام و خویشان میخواهم که راه مرا ادامه دهند و نگذارند دشمن شاد شود. سخنی با هم درسهایم از آنها می خواهم که درس را ادامه دهند ولی باید قبول کنند که جنگ واجبتر است و اول جنگ کنند و بعد در حین جنگ درس را ادامه دهند و از آنها هم طلب عفو دارم .

بیوگرافی

بيبيستم آبان 1347 ، در روستاي لاهيجان از توابع شهرستان رفسنجان به دنيا آمد. پدرش محمد، كارگری می کرد و مادرش فاطمه نا م داشت. دانش آموز چهارم متوسطه بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست و نهم دي 1365 ، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. پیکر وي را در زادگاهش به خاك سپردند.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/10/29
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
کربلای5
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *