
بسمه تعالی
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ جُنْدِکَ فَإِنَّ جُنْدَکَ هُمُ الْغَالِبُونَ وَاجْعَلْنِی مِنْ حِزْبِکَ فَإِنَّ حِزْبَکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو نامه کی کنم باز ای نام تو مونس روح و روانم جز نام تو نیست بر زبانم
با اجازه خواهران و برادران عزیز و همیشه در صحنه می خواهم چند لحظه ای درباره افراد یا گذشته و آینده وکسانیکه در رأس کار هستند بنویسم و البته من کوچکتر از آنم که شما عزیزان را راهنمایی کنم و شما خودتان هرکدام درا ین جامعه یک معلم و مربی هستید و ما همیشه شاگرد شما بوده و هستیم ولی از آنجا که وظیفه هر فرد مسلمان است که هرچه در توان دارد امر به معروف نهی از منکر بکند و من برایم برآمدم تا دردهای جامعه یاد درد دلها یا غیره را بگویم و حال هم که دارم این قلم را برروی صفحه کاغذ می کشم از امواج گلوله های صدامی و آمریکائی و از میان گرد و غبار آتشهای مزدوران و امواج خروشان هواپیماها و رگبارهای صدامی که هر لحظه یکی از بهترین عزیزان ما را به شهادت می رساند می نویسم و در وحله اول می پردازم درباره افرادی که در رأس کار و یا در راه خدا قدم می نهند و برای این مردم زجر کشید که مدتها در زیر چکهای رژیم صفاک پهلوی بوده اند و حال آنها راهی یافته و خود را آزاد احساس می کنند درباره کسانی که خود را دنباله روي انبيا مي دانند مي نويسم و از خداوند متعال مي خواهم كه مورد قبول شما هم بشود و از برادران و خواهران مي خواهم كه يك موقع برداشت بدي نكنند فقط بخاطر خدا و از آنجا كه وظيفه خود داشتم مي نويسم.
بسمه تعالي
اي كساني كه در حوزه هاي علميه مشغول تعليم و تربيت هستيد و اي كساني كه پيرو خط امام هستيد(حزب الله) اي كساني كه راه و هدف و مقصد خود را شناخته و مردانه وار در پشت ميز و در داخل سنگرهاي پشت جبهه جاي گرفته ايد و هان اي برادران پاسدار و بسيج خوشبحال شما كه چه سعادتي نصيب تان گشته و در عوض برادران پاسدار و بسيج خوشبحال شما كه چه سعادتي نصيب تان گشته و در عوض چه مسئوليت خطيري و سنگين برعهده تان نهاد شده است . و شما اي دولتمردان چه در زمان حال و چه در نسلهاي آينده برايم جامعه و مملكت حكومت خواهيد كرد . مسئوليت شما نيز سنگين است و آيامي دانيد و فكر كرده ايد كه اين پرچمي است از دست حسين (ع) و فرزندانش كه در طول تاريخ و از دست رجايي و باهنر و امثالهم و هزار شهيد ديگر بدست شما رسيده است آيا مي دانهيد كه زمان كشتي به سمت شما است كه اقيانوس ازخون شهيدا در حال حركت است و آيا مي دانيد هدايت و همايت كننده اين جويبهاي خون كيست آيا مي دانيد اين رودخانه خون را چه كسي بايد به پاي شكوفها برساند تا اينكه لاله ها بزرگ شوند و شكوفه ها باز .واين امانت را حفظ كنند ونكند خداي نكرده به فراموشي يا به انحراف كشيده شودوعده اي به نفع خود از آن استفاده كنند سپس شما افسوس آنرا بخوريد و آنوقت ديگردير شده است و اميد است كه در راه پيشبرد اهداف اسلامي و انقلاب اسلامي ايران كوشا بوده و درراه تحقق بخشيدن و به آرمانهاي الهي آن تلاش و فداكاري نمائيد و اين انقلاب انقلاب مستضعفان جهان است و بارسنگيني است بردوش ما كه بايد آنرا به مقصد برسانيم در غير اينصورت خداوند و امامان ملت محروم جهان و آينده گان ما رانخواهند بخشيد وآن وقت است كه تاريخ برما نفرين خواهد كرد واين اسلام از ما ضربه خواهد خورد و ما نبايد بگذاريم كه چنين شود بايد با عزمي راسخ به استقبال مشكلات و سختيها و موانع راه اين انقلاب بوديم و آنها را از ميان برداريم تا اين امانت تاريخ را خوب حفظ ونگهداري كنيم كه اگراين انقلاب شكست بخورد اسلام شكست خورده است و اگر خداي نكرده اسلام شكست بخوردديگر دائم العمر بايد سيلي استعمارگران وا ستثمارگران را بخوريم و هميشه ازاين بدن ضعيف ولاغر تر گوشي خورده سواري بگيرند وا ين آفريده خداوند هميشه سربزير باشد و نتواند از حق خود دفاع كند . و اگر خواست از خود در باره حق و اهداف اصليش عكس العمل نشان بدهد فوري او را با چكش و پتك و شلاق مي كوبند كه ديگر جرعت چنين بله قربانم بگوييم و اين راهم بگويم كه دنياي فعلي دنياي زور است ولي ما بايد اين زور را بصورت يك پديده اسلامي و جالب در بياوريم .برادران و خواهران ما خيلي مديون امام هستيم هر چه در حال حاضر داريم از اوست او بازنده كردن اسلام و ملتما حيات دوباره بخشيد و ما را از خواب غفلت بيدار كرد . خوابي كه ممكن بود تا لحظه مرگ ما را رها نكند ودر منجلاب فساد فرو برويم و ازطرفي هم بوده ايم وآنقدر آغشته به او شده بوديم كه فكرو ذكر تمام مال و منال دنيا و هواي و هوس شده بود ودرپوست خود بوديم كه ناگهان پيرمرد 70 الي 80 ساله اي از امواج كشورهاي همسايه صداي هل من ناصر ينصركم را بلند كرد و شما ملت جواب اورا لبيك گفته بوديد واز آنجايي كه رژيم صفاك پهلوي وحشت در وجودش لرزه افكنده وبا تمام قدرت در مقابل قدرت مردم وملت بپاخواست وبخيال خودش كه ديگر براي آخرين بار صداي اين ملت را فراموش كرده است و تااينكه بتواند صباحي ديگر بر اين مردم حكومت كند.ولي نمي دانست تا زماني كه اين پيرجماران و هميشه در سنگر باشد نمي گذارد نفس راحت بكشد و هر روز براين بر مي آمد كه اين مرد شريف را از جاي بجاي بكشد تا اينكه خسته و بيزار بشود ودست از سربكشد و به شكورهاي مرتجع عرب دستور مي داد كه هيچ كس حق راه دادن اين مرد را ندارد و غيره و اين كشورها مرجع عرب به دستور اربابانشان هر روز اين بزرگ مرد را از كشوري به كشوري مي فرستادند تا اينكه اربابشان بتواند چند روز حكومت كند واگر بتواند اوضاع مملكت سوار شود و سرمايه اين كشور را به ارباب بزرگترش امريكا ومستشاران ديگرش بدهد وچنان خفقان وجوي براين كشور حاكم كرد كه هيچ كس نتواند چيزي بگويد واز طرف هم آمد برنامه هاي براي مردم ريخت كه بايد اقتصاد مملكت را بالا ببريم به مردم و كشاورزان فضا را آزاد گذاشت بايد در شهرها زمينهايي در اختيار مردم قرار داد و كارهاي ديگر كه اين ملت را سرگرم كند ونگذارند درامور مملكتي دخالت نمايند. وعده اي هم از ياران امام دراين كشور بودند كه به فعاليت خود مخفيانه كاركردند و به دنبال موقعيت گشتند تا اينكهموقعيت درست وجومملكت تغيير كرد و امام عزيز هم با اعلاميه هايي از كشورهاي همجوار به وسيله يارانشدربين مردم پخش كرد و اين شما ملت باز طوغيان كرديد و جواب اورا لبيك گفتيد ووقتيكه اين چنين موقعيت كشوررا ديدند باز صداي رساي خود را به هر صورت به گوش مردم ايران رسانده وقيام درشهرهابيشترشد.و خلاصه كاري كرديد تا اينكه شاه را افراديداديد وامام عزيزمان هم شروع نمود به اجزاء گذاشته قوانين اسلام واين راهيچ وقت فراموش نكنيد حالرا با چند سالگذشته مقايسه كنيد ازهر نظر كه خودتان بگوييد البته با درنظرگرفتن مشكلات امروزي واين را هم بگويماوبود كه ما را اززير بارذلت نجاتداد وبا استفاده ازرهنمودهاي اسلام كه درقرآن وسنت آمده است به ما
روش زيستن آموخت وا وبه ما مي گويد كه نمي خواهيم نوكراجنبي باشيم به مامي گويد انسان باشم با شرفوبا هدف ومعياروسربلندي زندگي كنيم وزير بارزورهيچ جنايتكاري در هر زمان كه باشد فرونرويم و اوراه زيستن ازاين گردابراهم به مايادداد او خود در جلويصفايستاد ومارارهبري كرد كه تا به اينجا رسانيدكه تمام ابر قدرتها در مقابل اسلامنيز به تنگ آمده اند وهيچ چاره اي جزتسليم ندارند.واينها همه از دور انديش و لياقت رهبر انقلاب اسلامي است . و اگرما چنددقيقه در لاك خود فروبرويم وكشورهايكه تاكنون انقلاب كرده اندوكشوري كه چندوقتي نيست كه انقلاب كرده و مشكلات آنها و خودمان و كارهاي ديگر را مقايسه بكنيم خواهيم فهميد كه اين انقلاب و اين رهبر چقدر براي اين جهان با ارزش است . راه دوري نمي رويم كشور همسايه افغانستان را ببينيد بعلت نداشتن رهبر درست در چه حالي بسر مي برد البته در افغاهنستان چند تن حزب و گروه و رهبر وجود دارد اين خود يكي از بزرگترين شكست در انقلاب مي باشد ولي كشور ما يك رهبر و يك هدف و يك انقلاب و اين هم از بزرگترين شانس شما مردم محروم و عزيز هست كه لياقت چنين كسي را داشته ايد . خدايا او با تمام وجود اصلاح ما را مي خواهد خدايا تو خود توفيق اطاعت از او را به ما عنايت فرما و خدايا تو خود او را تا انقلاب مهدي نگهدار.و اين راهم از راه دور بنويسم چونكه ما رزمندگان در جبهه قرار گرفته ايم و از داخل آنقدر چيزي نمي فهميم و گاهي وقتها اگر راديو گير بيايد گوش بكنيم و آن وقت هم خسته هستيم كه چيزي را نمي فهميم ولي در بعضي وقتها كه بعلت كوتاهي براي استراحت به شهرستان يا استان مي رويم يك سري مسائل را مي شنويم كه باعث نگراني ما مي گردد واي كاش هم در يك بعدي بود و وقتي كه به عمق مثال فرو مي رويم در تمام ابعاد ديده مي شود و من مي دانم كه اين انسان بي ارزش كه از آب گنديده اي بيش نيست چه فكري مي كند آيا اين مقام است و يا آن صندلي به انصاف مي باشدكه آنقدر غرور فرد را مي گيرد كه نخود را مي شناسد و نه به اطراف نگاهي مي كند انگار كه تمام در جلوي او ناچيز ديده مي شوند و خود را يك غول بزرگ و وقتي كه خود را غول بزرگي ديد و قدرت عظيمي در خود جمع كرد آنوقت با پنجه هاي پر زور خود گلوي مظلومي را مي فشرد تا اينكه خفه شود و هر چه خيانت بتواند مي كند و خود متوجه نمي شود و موقعي مي فهمد كه او را ازكار كنار كرده و يا تحت محاكمه مي گيرند وآنموقع داداشتباه را سر مي دهد و عده اي هم كه چه بگويم كارهايشان را ناديده مي گيرند و آزادش مي كنند و يا اينكه مي رود از طرف معذرت خواهي مي كند و پوزش مي خواهدواگر هم بتواند چيزكي هم در جيبش مي كند تا اينكه سروصداي بيشتري سرندهد تا اطرافيان باخبر شوند ولي اي انسان بدبخت و از خدابرگشته و خود را گم كرده در مقام و در نظر نگرفتن حق مظلومان تمام جنبه هاي در روي زمين مطلع مي شوند و چنانمشتي بر سرت مي كوبند كه ديگر جرعت بلند شدن نكني و غيره و من از افرادي كه مشغول كار هستند مخصوصاً افراد مخلص و عاشق خدا و قرآن وشهادت جلوي اينها را بگيريد و نگذاريد خون شهيدان را ناديده بگيرند و از روي خون پاكشان بگذرند انها را هم در لباس كه ديديد خفه كنيد و نصيحت من به همكاري عزيزم مخصوصا پاسداران اسلام كه اميدوارم كه از دل و جان پاسداراسلام باشند نه اينكه باشعار و پوشيدن لباس لباس ارزش ندارد و آن چيزي ارزش دارد كه آن لباس رويش را پوشيده است.
والسلام
يازدهم خرداد 1334، در شهر كشكوئيه از توابع شهرستان رفسنجان ديده به جهان گشود. پدرش رضا و مادرش ليلا نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند. سال 1358، ازدواج كرد و صاحب دو پسر شد. به عنوان پاسدار با سمت فرمانده گردان 412 فاطمه الزهرا (س) پشتيباني لشكر41 ثارالله به جبهه اعزام گرديد. بيست و نهم دي 1365، در شلمچه بر اثر اصابت گلوله به قلب و قطع دست، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است. برادرش احمد نيز به شهادت رسيده است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه