
بسم الله الرحمن الرحیم
“التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف والناهون عن المنکر والحافظون لحدود الله و بشر المومنین”
با درود به امام زمان (عج) و نایب برحقش امام امت و شهیدان راه خدا و رزمندگان اسلام، این چند جمله به عنوان وصیتنامه از اینجانب رمضان آرست فرزند درویش، بنده خداوند عالم، شهادت می دهم به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبرگرامی حضرت محمد(ص) و جانشینان پاکش، خداوندا! در دم آخر بود که این چند جمله را می نویسم بنده ستمکار گناهکار و شرمنده که از نعمت های تو استفاده کردم و در جهان پهناور تو زندگی کردم و به برکت تو از سلامتی جسمی برخوردار بوده ولی افسوس قدر خودم را ندانستم و این مدت را در خدمت هوای نفس و آمال و آرزوهای شیطانی فدا کردم. خداوندا! من مانند گدایی بودم که از نان نعمت تو برخوردار بودم و آمدم به عنوان گدایی ولی خیال کردم تو از کارم خبر نداری به تو خیانت کردم ولی به هر حال تو پروردگاری و من یک عبد ضعیف، از تو می خواهم که به حق محمد و آل محمد و به بزرگی خودت همینطوری که تا به حال لطف کردی و پرده از کارم برنداشتی فردای قیامت هم خودت دستم را بگیر و خداوندا! به حق پاکان؛ من هرچه کردم و هرچه هستم از تقصیرم بگذری و خداوندا! اگر به من سعادت شهادت عنایت کردی اول مرا بیامرز و آنهایی که من در حقشان ستم کردم خودت بدل از من حق آنها را اداکنی آمین یا رب العالمین.
اول چند جمله هم به پدر و همسر و برادران و خواهرم مریم دارم اگر من در راه خدا کشته شدم شما را به خدا قسم میدهم در مرگ من گریه و ناراحتی نکنید و برای خاطر خداوند صبر کنید که خداوند صابران را دوست دارد. دوم پدر و همسر و برادران و مادر و اقوام من که درمدت زندگی میان شما انسان خوبی نبودم به شما ستم کردم و شما را به خداوند عالم قسم می دهم شما مرا ببخشید و حلال کنید باز از همۀ شما اقوم و کسانی که در حضور شما این چند جمله خوانده می شود. شما را به خداوند قسم برای من گنهکار طلب مغفرت کنید سوم اگر من کشته شدم مرا کنار فلکه نماز شمس الدین دفن کنید چهارم از برادران عزیزم می خواهم فرزندان مرا نگهداری کنید.
]وصیت نامه ای دیگر[
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
“انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم واتقوا الله لعلکم ترحمون ” . به حقیقت مومنان همه برادر یکدیگرند پس بین برادران ایمانی خود صلح دهید و خدا ترس باشید. باشدکه مورد لطف و رحمت الهی قرارگیرید . با درود به پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (ص) منجی عالم بشریت که آمد تا فطرت پاک انسانها را رشد دهد که از جهل و گمراهی نجات پیدا کنند و اسلام و قرآن را آورد که به وسیله آنها در بین مردم اخوت و برادری ایجاد کرد و ظالمان و ستمگران عالم که در دو جهان خوار و ذلیل گردانید و با درود به شهیدان این مکتب از فاطمه (س) و علی (ع) تا حسین (ع) و از حسین (ع) تا شهیدان ایران در زمان انقلاب کبیر که جان و هستی خود را فداکردند و با دادن خون خود ما را زنده کردند. و سلام به شما پدر و برادران و همسرم و فرزندانم و با سلام به تمام اقوام و دوستان بعد از سلام و درود اگر که من در راه خدا سعادت شهید شدن نصیبم شد و خداوند عالم من را قبول کرد و از بین شما عزیزان رفتم که از این ؟؟ شما را در جهان آخرت ملاقات خواهم کرد. در مرگ من کسی حق ندارد گریه کند چون گریه کردن شما باعث کم شدن اجر من میگردد و اگر هم (به علت) آن محبت و علاقه ای که دارد و نمی تواند گریه نکند برای حسین (ع) و فاطمه (س) و عزیزان آواره اش گریه کند نه برای من که اگر کشته شوم شما فرزندان و عزیزان در میان ملت ایران و در پناه رهبرکبیر انقلاب با احترام و آزاد زندگی می کنید و کسی شما را اذیت نمی کند ولی فرزندان و عزیزان فاطمه (س) بعد از شهادت حسین (ع) عزیز همه اسیر شدند من خصوصاً از مریم خواهرم و همسرم گلنساء می خواهم مانند زینب و همسر امام حسین (ع) باشند و ننشینند بر سر مزار من گریه کنند. و یک پیام هم به برادران و اقوام عزیزم دارم که اسلحه من را بردارند و این مردانگی را از خود نشان بدهند و ما زنده ایم و بیایند اسلام و قرآن را یاری کنند امروز که خداوند بر ما منت گذاشته و این جهاد را نصیب ما کرده حیف است که انسان در جهاد نباشد اگر عمرکسی به پایان رسد چرا در جبهه نباشد مگر ما پیرو حسین (ع) نیستیم اگر هستیم پس چرا بنشینیم و دیگران به این سعادت برسند. در پایان از پدرم می خواهم که به حق قرآن من را ببخشند و از زن و پدرم و از برادران و همشیر ه ها و از تمام اقوام می خواهم که به حق خون شهیدان من را حلال کنند چون من انسان ظالمی بودم و می دانم که به شما ستم کردم و بخشش از شماست و از همسرم گلنساء میخواهم بعد از من از فرزندانم خوب نگهداری کند و برای خدا صبر نماید و من را هم حلال کند و می خواهم بعد از من چهار فرزند من را خوب تربیت کنی که در راه اسلام باشند و نه این که تو ناراحت شوی و فرزندان من را رهاکنی و بروی، روزی می شود من و تو در جهان غیب همدیگر را می بینیم و این جهان و زندگیمان زودگذر است نه خود جهان ارزش دارد و نه زندگی آن. باز از چهار برادرم قاسم و علی و محرم و رضا می خواهم فرزندم حسین که آخرین یادگار من است از آن خوب مواظبت کنند و او را بفرستند مدرسه درس بخواند و بعد هم حوزه علمیه درس بخواند، از این پس قیم من خانواده ام است پولی که از مردم می خواهم جمع آوری کنید و اول، هرکس هرچه از من می خواهد بدهید و بعد یک پنجم آن را بابت خمس به دفتر امام و یا کسی دیگری که مامور جمع آوری خمس است بدهید و بقیه اش را به فرزندانم. در پایان با همه شما عزیزان خداحافظی میکنم و شما را به خداوند می سپارم این است جملاتی از وصیتنامه بنده حقیر و ذلیل خداوند رمضان آرست فرزند درویش مذهب اسلام 13 امامی که شما هم شهادت بدهید که این مسلمان و شیعه 13 امامی است.
والسلام علیک و رحمه الله و برکاته. 28/4/1363
یکم فروردين 1336 ،درروستاي سيه بنوئيه ازتوابع شهرستان رابرديده به جهان گشود. پدرش درويش ومادرش خيرنسا(فوت 1340 )نام داشت. در حد خواندن ونوشتن سواد آموخت. سال 1356 ازدواج كرد و صاحب یکپسر و چهار دختر شد. به عنوان پاسدار درجبهه حضور یافت. بيست و یکم بهمن 1364 ،در اروندرود بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار وي در زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه