حسن امیری فر

نــام :
حسن
نـام خـانوادگـی :
امیری فر
نـام پـدر :
جان علی
تـاریخ تـولـد :
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ ” ای کسانی که ایمان آورده اید پروای خدا داشته باشید و هر کسی باید بنگرد که چه چیزی برای فردای خویش فرستاده است و از خدا پروا کنید. سوره حشر آیه 18″
با درود فراوان به امام زمان ولی عصر(عج) و نایب برحقش امام امت قلبتپنده امت، یاور مستضعفان و آخرین ذخیره ولی فقیه قبل از ظهور امام زمان و با سلام فراوان به تمام شهدای عزیز از کربلای حسین(ع) تا انقلاب اسلامی ایران و شهدای عزیز جنگ تحمیلی عراق بر ایران. شهدای عزیزی که با خون خود این نهال نوپای انقلاب را استقامت بخشیدن. شهدای عزیزی که با رفتن خود ما را مسئولتر کردند. شهدایی که رفتند و بهترین روش زندگی کردن را به ما آموختند و با سلام و درود فراوان به شما عزیزان اسلام شما امیدان امام شما نوید دهندگان امام. سلام بر تو حاجی عزیز امیدوارم که حالت خوب باشد و همیشه به یاد خدا باشی و تمام کارهایت را برای رضای خدا انجام دهی و همیشه در این فکر باشی که چه کنیم که در مقابل شهدا پدر و مادر شهدا شرمنده نباشیم. حاجی جان اگر احوال اینجانب برادر کوچکتر خود حسن را خواسته باشی بحمد الله حالم خوب است و همیشه به یاد شما هستم. حاجی جان از اینکه مزاحمت می شوم و وقت عزیزت را می گیرم معذرت می خواهم اما یک سری مسائلی بود که می خواستم با تو در میان بگذرام. ما الان در پادگان دوکوهه ده کیلومتری اندیمشک هستیم و از آن موقعی که رفتم تا حالا همه اش با بچه های دیگر یک سری عملیات آموزشی برایمان انجام دادند و ما را برای حمله آماده کرده اند اما می خواهم در مورد اوضاع آینده برایت بگویم اوضاع الان بسیار خوب است و در این پادگان خیلی نیرو است اینقدر که حسابشان را نمی شود کرد. حاجی جان حمله نزدیک است خیلی هم نزدیک. نمی دانم که وقتی این نامه وقتی بدستت می رسد حمله شروع شده یا نه اما این احتمال را می دهم که وقتی این نامه بدستت می رسد حمله شروع شده باشد. بگذریم حمله خیلی وسیع است و احتمال اینکه حمله نهایی جنگ ایران و عراق باشد و آزادی کربلا خیلی زیاد است و امید آن داریم، نه من بلکه همگی بچه ها که ایندفعه حتما کربلا را زیارت کنیم. حاجی جان خودت می دانی هر عملیاتی احتیاج به خون دارد و هر پیروزی که بدست می آید شهدایی را هم باید از دست بدهیم و این عملیات به این وسیعی خدا می داند که چقدر شهید می دهیم و چه می دانیم خدا می داند که این بار سعادت نصیب کدامیک از بچه های رباط می شود. من، عبدالله، کریم، رضا و یا هر کس دیگر هیچکس نمی داند. بنا بر وظیفه خواستم بگویم حاجی جان اگر این سعادت توفیق من شد و این لیاقت را داشتم که خون خودم را در راه این انقلاب بریزم و ما نیز به نوبه خود در این انقلاب سهمی داشته باشیم . حاجی جان نمی دانم که آیا دیگر می توانم برایت نامه بنویسم یا نه. نمی دانم که آیا دیگر می توانم ببینم تو را یا بابا و یا مامان و خواهرها را یا نه، اما می خواستم بگویم خدا می داند اگر بتو گفتم که بیشتر به بطرف اسلام و قرآن برو برای این بود که بهتر مکتب را بشنایم و هنگامی که خدا را شناختیم آنموقع بهتر می توانیم کارهایمان را خالص برای خدا انجام دهیم. حاجی جان باید این آمادگی را داشته باشی. باید این مقاومت را داشته باشی باید این حالت را داشته باشی که خود را برای همه چیز آماده کنی و خدا خودش هم می گوید ما شما را نیافریدیم مگر اینکه شما را امتحان کنیم. حاجی جان دعا کنیم در این امتحان موفق و پیرزو بیرون بیاییم . حاجی جان باید بابا و مامان این را بدانند که اسلام خیلی عزیز است آنقدر که حسین (ع) جانش را قربان کرد و این تو هستی که باید این آگاهی را به آنها بدهی. حاجی خواهرها هم چند وقت حسین را ندیدند و دلشان برای حسین خیلی تنگ شده همانطور که دل ما برای حسین تنگ شده اما باز باید به خواهرها بگویی که اسارت حسین نیز بخاطر خدا است و باید آنها را از مسائل روز آگاه کنی . حاجی جان یادت باشد الان هم درس خواندن عبادت است و هر کسی وظیفه ای دارد و این وظیفه الان بدوش شماست که درس بخوانید . حاجی جان من نمی گویم نباید به جبهه بیایی تنها می گویم الان وظیفه تو درس خواندن است و هر وقت که اسلام احتیاج به ما داشت ما باید در هر کجا که هست خدمت کنیم و آینده اسلام احتیاج به برادرانی مومن و مسلمان همانند شما دارد. حاجی جان یادت باشد سعی کن هر جمعه ای که بیکار شدی یا پنجشنبه ظهر که از مدرسه آمدی هر وقت که وقت کردی بابا و مامان و خواهران را به بهشت زهرا ببری چون دیدن این مزار شهدا انسان را در مقابل این انقلاب مسئولتر می کند. حاجی جان اگر توانستی نامه ای برایم بنویس و من نمی دانم نامه به مامان و بابا رسیده است یا نه. این مسائلی بود که می خواستم به خودت بگویم که دوست دارم به بابا و مامان بگویی که حسن بمن نامه را داده اگر گفتند بخوان چی نوشته خودت یک سلام علیک بنویس و برای بابا و مامان بخوان. از طرف من و مسائل اینجا را مطرح نکنی که چی نوشتم فقط حاجی جان دعا کن و به همه بگو دعا کنند که این حمله احتیاج به دعای شما دارد. حاجی جان امیدوارم بتوانم دوباره ببینم تو را و اگر دیگر ندیدمت التماس دعا دارم و امیدوارم مرا ببخشی. حاجی جان یک نکته می خواستم تذکر بدهم این است که ماموریت ما یک ماه اضافه شده چون حمله خیلی زیاد است و به بابا و مامان این را نگو اگر توانستم نامه برایشان می نویسم و خودم به آنها می گویم به تمام بچه ها سلام برسان و به رجب بگو یک نامه برایش نوشتم اگر بدستش رسید جواب نامه را بدهد . خدانگهدار به امید پیروزی لشکریان اسلام بر کفر.

بیوگرافی

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1364/11/22
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *