
بسم الله الرحمن الرحیم
الله اکبر، الله اکبر، اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله
سپاس خدای را که بنده ضعیف خود را به توفیق جهاد و شهادت در رهش عطا فرمود. سپاس خدای را که براه مستقیم هدایتم کرد و خدا را شکر می کنم که از جهل و هواهای نفسانی رها شدم و به خیل رزمندگان اسلام پیوستم. پروردگارا لحظه آخر عمرم نظر لطفت روشن بفرما و قلم عفوت بر جرایم اعمالم بکش. خداوندا خودم را به تو سپردم هر چه رضای تو است رضای من است. رضا لرضائک، تسلیما لامرک.
خدایا هر وقت تصمیم به مرگم گرفتید مرگم شهادت در راهت قرار بده و اگر لایق شهادتم بدنم را قطعه دقطعه کن که فردای قیامت شرمسار روی حسین(ع) نباشم که بدنش در صحرای کربلا قطعه قطعه شد و بدن من سالم باشد.
خدایا به پدر و مادرم و به زن و و فرزندانم و خواهران و برادرانم صبر و بردباری و اجر عطا بفرما. پدر و مادر مهربانم از شما آمرزش می طلبم و شما از محبت پدر و مادی خود به من حلال کنید و من نتوانستم که دین فرزندی خود را نسبت به شما ادا کنم و این جا جز همین قلم و کاغذ کم چیزی ندارم که جبران کنم و از اینکه موقع آمدنم به جبهه نتوانستم شما را زیارت کنم ببخشید.در این لحظه آخر عمرم عاجزانه از پدر و مادر مهربانم تقاضای عفو دارم، بعد از من به فرزندانم محبت کنید. خواهران و برادران عزیزم شما را به خدا سپردم و اگر از برادرتان ناراحتی دیده اید مرا ببخشید و از همه شما خواهش می کنم برایم زاری نکنید و فقط خدا را شکر کنید و نماز وروزه را به پا دارید و خواهرانم شما باید مثل زینب کبری که برادرش امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا یزیدیان بدنش را پاره پاره کردند، صبر کرد و شما هم صبر داشته باشید.
همسر مهربانم شما و فرزندانم را به خدا سپردم و رفتم. ببخشید در طول زندگی نتوانستم دین شوهری خود را نسبت به شما آنطور که لایق بودید ادا کنم و از شما تقاضا دارم حقی که بر گردن من دارید مرا ببخشید و سفارش دیگری که برای شما دارم این است که فرزندانم که امانت خدا و من هستند و بعد از من سرپرستی آنها بر عهده شما مادرشان می باشد. آنها را خوب و برای خدا و حفظ قرآن و اسلام تربیت کنید و نگذارید از خط اسلام منحرف شوند که انشاالله خداوند متعال به راه راست و راهی که رضای خودش هست آنها را هدایت می کند و درس و قرآن و نماز یاد آنها بدهید دخترانم را باحجاب و با تربیت بار آورید و پسرم را به مدرسه بفرستید تا آنجا که توان دارید آن را کمک کنید تا درس بخواند و باسواد شود و آن را نمازخوان کنید. ای فرزندانم ای قوت قلب و نور چشمانم ، پسر عزیزم شما را سپردم به دست خدا و از این دنیا رخت بربستم. فرزندم به سن 15 سالگی که رسیدید نماز بخوانید و راه خدا و پیغمبرش حضرت محمد(ص) را پیشه کنید و از گناه و معصیت دوری کنید تا آن جا که می توانید درس بخوانید و باتقوی شوید و با مردم های خوب و باتقوا سر وکار داشته باشید و نماز را هیچ وقت فراموش نکنید و می دانم که فراموش نمی کنید.به مادر و خواهرانت محبت کنید آنها را رها نکنید و به همه مردم و اقوام و خیشان خوبی کنید و شما را به خدای بزرگ می سپارم و خدا انشاالله شما را یاری خواهد کرد. خداحافظ همگی شما. خداحافظ پدر و مادر و زن و فرزندانم و خواهران و برادرانم. خدا یار و مددکارتان باد.
والسلام علی عبادالله السلام علیک یا با عبدالله و انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم الهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی محمد و آل محمد. انا لله و انا الیه راجعون.
يكم دي 1338، در روستاي مارز قلعهگنج از توابع شهرستان كهنوج ديده بهجهان گشود. پدرش چوتاب، كشاورز بود و مادرش سكينه نام داشت. خواندن و نوشتن را ميدانست. سال1358، ازدواج كرد و صاحب يك پسر و دو دختر شد. كشاورز بود، بهعنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. چهارم بهمن1365، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي راين مارز كهنوج واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه