
بسم الله الرحمن الرحیم
در نیمه شب به فکر فرو رفتم و نگاهی به آسمان کردم و ستارگان را مشاهده کردم که زنده نگه داشتن قدرت […] بود و هر لحظه به فکر رفتن خود می افتادم و خواستم درباره زندگی خود چند کلمه بازگو کنم. مادرجان فرزندت می رود تا ندای حسین زمان را پاسخگو باشد. مادرجان اگرچه امیدت به من بود اما ستاره درخشان عمر من از نور افتاد درباره من فکر نکن هرگاه خواستی بر من گریه کنی بر قاسم ابن الحسن گریه کن و اگر به یاد من فتادی به یاد هفتاد و دو تن از یاران امام حسین گریه کن و بر آن کسی گریه کن که به هنگام عروسیش به شهادت رسیده . مادرم به کوری چشم دشمنان اسلام برای من گریه و زاری مکن چونکه فرزندت از علی اکبر امام حسین و قاسم بن الحسن عزیزتر نیست. گرچه مشکل است این تحمل کردن اما وظیفه واجب گشته تا به نبرد کافران عازم جبهه شود. خواهرم بر مرگ و شهادت من گریه مکن زیرا تو مانند بسیاری از ملت ایران هستی و برادرم بر مرگ و شهادت من گریه مکن و اگر به یاد برادر خود افتادی صبر و حوصله کن و در مصیبت من خود را نگه دار.
مادرجان بار دیگر فرزندت در آخرین روز با تو از راه دور خداحافظی می کند و امید عفو دارم که در فردای قیامت مرا مورد بخشش قرار دهید. مادرجان اگرچه فرزندت هنوز تازه جوان بود اما صبر کن زیرا که من از علی اکبر حسین عزیزتر نیستم و از قاسم ابن الحسن عزیزتر نیستم بر مرگ من زیاد اشک نریزید و زخم دل مرا تازه نکنید.
يكم ارديبهشت 1343، در روستاي ديوران از توابع شهرستان بافت زاده شد. پدرش يوسف و مادرش نگار نام داشت. دانشآموز سال چهارم متوسطه بود، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست و هفتم فروردين 1366، در فاو عراق بر اثر انفجار نارنجك به شهادت رسيد. مزار وي در زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه