
بسم الله الرحمن ارحیم
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
به نام خداوندی که به انسان ارزش بخشید و از روح خویش در او دمید تا در یک نقطه عطفی از زندگی خویش به ارزشی مطلق دست یابد و به یاد حضرت مهدی(عج) آنکه عدالت را ره آورد ظهور خویش خواهد نمود و با درود به رهبر عزیز انقلاب اسلامی این بنده پاک و مخلص خدا و با سلام بر تمامی شهدا که خالصانه خون خویش را در طبق اخلاص به پیشگاه مولای عزیزشان تقدیم نمودند. ای پدر، ای مادر، ای برادر و ای خواهر… و ای انسان هم اکنون که قلم بر دست گرفته تا راه خونین شهدا را به رشته تحریر در آورم آنچنان احساس سنگین از مسئولیت بر دوشم سنگینی می کند که وصفش را نتوان کرد زیرا که نه تنها در این مسیر نتوانستم غروبی خونین و خورشیدی سرخ را بروایت تصویر تجلی گاه این ایثارگریها و شهامتها بدانم. زیرا که شهیدان به قول امام خمینی عزیز به وجه الله نظر دارند همانند خورشیدی سرخ نور دادند و روشن کردند و در هنگام غروب رنگ خود را سرخ همانند گلبرگهای لاله کردند و بعد هم خاموش شدند. البته که نه خاموشی بلکه از دید انسان آنهم دید مادی مخفی شدند.
هم اکنون که میهن اسلامی ما و اسلام که امانتی در دست ماست از هر طرف مورد هجوم جنایتکاران قرار گرفته بر ماست که حسین وار از اسلام و میهن اسلامیمان دفاع کنیم. همانگونه که امام عزیز فرموده اند ما مانند حسین(ع) وارد این جنگ شدیم و مانند حسین(ع) از این خارج می شویم. پس خدا این توفیق را به این بنده حقیر خود بده که بتوانم تا آخرین لحظه عمرم در جبهه و در کنار عزیزان رزمنده باشم و خدایا این اندک خدمتم را بپذیر و امیدوارم که این اندک خدمتم خالصانه و برای خدا باشد. خدایا اگر نتوانسته ام در هنگام حیاتم برای اسلام خدمتی بکنم امیدوارم که با اهدا این خون ناقابلم کوچکترین خدمتی به اسلام کرده باشم و از تو می خواهم که طوری شهادت را نصیبم گردانید که هیچ اثری از بدنم نباشد چونکه می خواهم گمنام باشم زیرا که من امانتی بودم در نزد پدر و مادرم و آنها نباید دوباره این امانت را تحویل بگیرند. مادر عزیزم اگر خواستی گریه کنید بر حسین(ع) گریه کن چونکه حسین(ع) مادر نداشت و بر مادر حسین(ع) گریه کن چونکه مادر حسین(ع) مظلوم بود و برای مظلومیت بهشتی گریه کن چونکه به قول امام عزیزمان بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد. مادر جان من هم هر وقت می خواستم گریه کنم بخاطر مظلومیت حسین(ع) و مادرش و برای مظلومیت بهشتی گریه می کردم. هر وقت دلت گرفته شد به یاد خدا باش که با یاد خدا آرام می گیرد دلها. و اگر برای من قبری درست کردید این چند قطعه شعر را بر روی سنگ قبر من بنویسید.
سلاح خویش منه بر زمین برادر من، هنوز اول عشق است – شنای سرخ بیاموز، چرا که بایدمان زین فرات بگذشتن – چرا که بایدمان به کربلا پیوستن.
و از طرف من از کلیه دوستان و آشنایان حلالیت بطلبید به امید پیروزی اسلام بر کفار و به امید ظهور مهدی قائم(عج) و طول عمر امام عزیز. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. 20/12/63
بيست و يكم اسفند 1343، در روستاي دهنو منوجان از توابع شهرستان كهنوج به دنيا آمد. پدرش احمد، كشاورز بود و مادرش آمنه نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند، به عنوان بسيجي درجبهه حضور يافت. دوازدهم تير 1365، در مهران براثر اصابت تركش به سينه، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه