
به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین فرازی از وصیت نامه شهید سیدرضا افشاری انسان اگر خدا را شناخت دین را می شناسد اگر دین را شناخت امام را می شناسد، امامی که سرتاپای وجودش کلام وعشق است به قرآن و اسلام هر وقت امام را شناخت خود را می شناسد انسان موجودی با ارزش است که برای هدف های خود تلاش زیادی می کند و هر موقع به هدف خود رسید به کمال رسیده است . من این موضوعات را زمانی نوشتم که در جبهه بودم احساس عجیبی دارم فکر می کنم که خداوند سبحان نظری به من انداخته است یا هدیه ای از من قبول می کند یا مرا به آرزوی همیشگی که شهادت است می رساند رضایم به رضای خداوند آبان 1362 زمان جانبازی براساس تعالیم اسلام و گفتار و رفتار پیشوایان معصوم (ع) نه تنها جانبازی نقصان نیست بلکه عین کمال است وما از تعالیم اسلام می آموزیم که مصابت هدیه هایی از سوی خدایند، حال اگر مصیبتی در راه جهاد پدید آید بی شک ارزش مفیدتراست و چه بسا بتوان آن را هدیه ای ویژه نامید همان طور که می خوانیم : « ما عندکم ینفذو ما عندالله باقی آنچه نزد شماست نابود می شود و آنچه نزد خداست ماندنی است . من در حالی این نامه را می نویسم که جانباز شده ام و همان احساس عجیب جبهه به من روشن شد و خدای عزوجل عضو مرا به عنوان یک فرد کوچکی از ذرات خاک این کشور پهناور اسلام پذیرفت . خداوندا ،همسر و فرزندانم در این راه بسیار مشکلات و مصیبت کشیده اند ، سوختند و ساختند و چه شب هایی تا صبح آسایش و آرامش آنها را بهم می زدم و خود نمی فهمیدم و بعد از چند روز که در بیمارستان به خودمی آمدم وبرایم تداعی می شد بسیار ناراحت می شدم آثار مجروحیت ناشی از و بیماری ناشی از جبهه و جنگ همیشه در زندگیم بوده ولی خداوند را شاکرم که حانواده ای دل سوز و مقاوم به من عطا کرده است که تاب و توان همه ی مشکلات را داشتند . آرزو دارم که پس از من آن ها را امام زمان (عج) راهنما و کمک کند و آنها به هیچ کس و هیچ چیز جز خداو ائمه اطهار محتاج نباشند و فرزندانم راه فاطمه زهرا (س) و ائمه ی اطهار را بروند تا مادرشان و من همیشه در آسایش وجدان باشیم . والسلام علیکم و رحمه الله برکاته
سیدرضا، چهارم فروردینماه سال 1336 در روستای ساردوئیه از توابع جیرفت به دنیا آمد. پدرش سیدعلیرضا و مادرش رقیهبیگم نام داشت.
سیدرضا تحصیلات خود را تا ورود به دانشگاه ادامه داد. سال 1370 در حالی که دانشجو بود، ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد. بعد از اتمام دوران دانشجویی به عنوان کارمند فرمانداری و معلم خدمت میکرد.
در دوران جنگ تحمیلی داوطلبانه به جبهه رفت و به درجه جانبازی مفتخر شد. سرانجام این سید بزرگوار بر اثر شدت جراحات ناشی از جانبازی در سال 1380 به لقاالله پیوست.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه