
بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان كربلا و انقلاب اسلامى و كربلاى خوزستان .
متن وصيت نامه شهيد محيد حسين زاده -داراى شماره شناسنامه 219-تاريخ تولد 1349
نام پدر حسين ساكن دقوق آباد نوق . اول چند آيه از كلام الله مجيد بر روى ورق مى نويسم تا بگويم من پيرو قرآنم و نگهدارى از ان و سربلندى اسلام ونجات محرومين عراق از بند استكبار خون نا قابلم را مى ريزم خوب بر روى اين آيه ها فكر كنيد و بعد ببينيد قران چه مى گويد و بعد عمل كنيد .
1- و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياءعند ربهم يرزقون هر گز گمان نكنيد كسانى كه در راه خدا شهيد گرديده اند ،مرده اند بلكه آنان زندگانند و در نزد خدا كتنعم خواهند بود .
2- الذين امنوا و هاجروا فى سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عند الله و اولئك هم الفائزون
كسانى كه به پروردگارشان ايمان آورده اند و براب برقراى دين الله از ديار شا ن هجرت مى كنند و براى بقاءو پايدارى قران با جان و دل شان در راه خدا جهاد مى كنند بزرگترين درجه ومقام را در نزد خداوند دارند و به راستى كه آنان رستگاران دو عالمند .
3-ان الله اشترى من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة
همانا خداوند جان و مال مومنين را با بهشت معوضه مى كند .
4-و افصص عليهم القصص لعلهم يتفكرون
بخوان بر آنها داستانها (زندگى نامه ها و سرگذشت افراد و ملتها )را تا شايد آنان تفكر نمايند و از آنها پند بگيرند .
بسمه تعالى اين جنگ نعمت الهى است . «امام خمينى »
سلام بر رسول اكرم و سلام بر ائمه اطهار سلام بر مهدى (عج) منجى انسانها و فرمانده جبهه هاسلام بر مردام حق سلام بر حسين (9)اين الگوى نمونه جهاد ،شهادت،سلام بر موسى زمان ، سلام بر مرد خدا ، سلام بر كسى كه هم اسم خداست . سلام بر پير جماران ،سلام بر نائب صاحب الزمان روح الله خمينى ،و سلام و درود بر كسانى كه در خط او كه خط انبياست قدم بر ميدارند ،و سلام بر شهداى كربلا ،و سلام بر شهداى دفتر حزب جمهورى ،بهشتى عزيز و ياران با وفايش ، و سلام بر رجايى باهنر با آن بدنهاى سوخته شان ، و سلام بر شهداى انقلاب اسلامى سلام بر شهداى كربلا هويزه كه هنوز جسدهايشان در بيابانها افتاده ،سلام بر شهداى كربلاى خوزستان ،و سلام بر معلولين و محرومين ،و سلام بر خانواده هاى شهداى عزيز ،و سلام بر فرزندان بى سرپرست ،و سلام به روحانيت مبارز كه هميشه پيش قدم بودند و هر مشكلى را به بهاى جان مى خرند و سلام بر تمامى مستضعفين دنيا و سلام بر تو اى همسنگر عزيزم ،و سلام بر شهداى گمنام عمليتها خصوصا عمليات رمضان ،و سلام بر تو اى مادر و پدر عزيزم و خواهران و برادران .
در اين برهه از زمان كه انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام ميرود تا سير تكاملى خود را طى كند و به جهانى شدن هر چه نزديكتر مى شود امريكا و شوروى و وابستگانشان از اين جهانى شدن انقلاب اسلامى ما مى ترسند و ميلرزند اول آمدند گروهكهاى ضدخلقی را تقويت كردند و در كردستان تشنج و آشوب بوجود آوردند و برادران پاسدار و سربازان عزيز ما را به شهادت رساندند و براى نابودى اين انقلاب و اين اسلام كوششهاكردند اما ديدند ملت قهرملان ايران با آنها به مبارزه بر خاستند و تمامى آنها را از صحنه روزگار محو كردند در كردستان هر چه كردند تيرشان به سنگ خورد بعد آمدند اين صدام را با هزار حيله انتخاب كردند كه به كشور ما هجوم بياورد و اما حالا پشيمان است و اما الانسودی ندارد . الان دم از صلح می زند الان فایده ندارد. صدام باید طبق قانون اسلام مجازات شود تا کشورهای دیگر به فکر حمله به میهن اسلامیمان نباشند . در این زمان که دشمنان اسلام و انقلاب به میهن اسلامی ما تجاوز کردند مغولها شهرهای ما را ویران کردند و آتش زدند و زنان و خواهران و پیرمردان ما را قتل عام کردند اگر هم من لیاقت ندارم خودم را یک فرد مسلمان بدانم اما بعنوان یک مسلمان و یک سرباز به جبهه ها شتافتم تا با انها مبارزه کنم. من به دلخواه خودم به جبهه حق علیه باطل حرکت کردم و تا قبر حسین بن علی و یا کربلا را از دست بعثیان خارج نکنیم دست از سر آنها بر نمی داریم . ای برادران اسلحه مرا نگذارید به روی زمین بماند بردارید با قدرت هر چه تمامتر به میدان نبرد بروید و دشمنان خدا و خلق خدا را نابود کنید که پیروزی نهایی از آن ماست.
ای جوانان عزیز نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان برومند مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد و مبادا که در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر در راه اسلام و با هدف شهید شد. ای پدران و مادران عزیز انشاالله که نمی گیرید جلوی فرزندانتان را به جبهه اگر از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید فردای قیامت نزد پیامبر و حسین بن علی باید جواب دهید. ای برادران شما چگونه امام زمان را در جبهه ها خدای نکرده تنها بگذارید و تنها امام بجنگد. ای مادران اگر شما جلوی فرزندانتان را بگیرید فردای قیامت می بایست جواب زینب کبری و فاطمه زهرا را بدهید . زینب تحمل 72 تن شهید بی سر و بی دست را نمود همه جوانهایتان را به جبهه های نبرد بفرستید و حتی اگر جسدهای پاک و مطهرشان اگر بدستتان نرسید ناراحت نشوید در این موقع حساس اسلام مطرح است. ای مردم آستینها را بالا بزنید و هر چه زودتر مسئله جنگ را حل کنید و متجاوز را به کیفر خود برسانید یعنی صدام آمریکایی. آهای مردم همین ماها نبودیم که می گفتیم ای کاش در روز عاشورا بودیم و در کنار حسین بن علی و یارانشان می جنگیدیم. الان زمان حسین و صدام هم یزید و امام امت هم حسین زمان مسئله کربلا یک بار دیگر تکرار شد. لشکریان حق دوباره آزمایش شدند سعی کنید دوباره خوب آزمایش شوید میدان آزمایش جبهه نبرد است. بشتابید و به خوبی از میدان آزمایش بیرون بیاییم و به کوری چشم دشمنان با روحانیت مبارز و اصیل متحد گردید و متفرق نگردید که اگر خدایی نکرده متفرق گردید آن روز، روز بدبختی شما هست و روز جشن ابرقدرتهای جنایتکار به قول معروف اگر شل بزنید سفت می خورید و مواظب باشید. آهای شخصیتی های مملکتی اگر یک لحظه خدای ناکرده که نمی کنید سازش با ابرقدرتهای جنایتکار کردید خون چند هزار شهید بخصوص بهشتی عزیز با یارانش و خون پاک رجایی و باهنر و زحمت چند هزار معلول را پایمال کردید. آهای مردم اگر خطایی از من سر زده به حساب مکتبم نگذارید. آهای مردم این دنیا بخدا یک سرگرمی است این دنیا یک زندان است و از زندان فرار کردم. ای خدا تو آگاهی که تلاش و پیکار و جهاد ما نه از آن جهت است که به پایگاه قدرتی برسیم و یا چیزی از کالای بی ارج دنیا را به چنگ آوریم بلکه به آن جهت است که نشانه ها و پرچم های دین ترا برافرازیم و مستضعفین دنیا را از چنگال ستمکاران آزاد کنیم. ای مردم یکدل و یکصدا هستید و باشید و اسلام عزیز را یاری کنید. ای مردم مسلمان استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست و همیشه بیاد خدا باشید و در راه خدا قدم بردارید تمامی ملت دنیا تمام مردم بدانید که من با روحی آزاد با چشمانی باز با گوشی شنوا با اراده خودم برای رضای خدا و پیروزی اسلام و سربلندی امام خمینی که همان سربلندی اسلام است به جبهه حق علیه باطل شتافتم و باز سلام بر تو ای مادر مهربانم ای کسیکه شبهای تاریک مرا در دامن میگذاردی و مرا نوازش می کردی و مرا با هزار زحمت بزرگ کردی و مرا به مکتب خانه فرستادی برای من گریه نکن و اشک نریز که هر قطره اشکی که برای من بریزی تیری است که به جگر من اصابت می کند. مادرم همچون کوه باش و استقامت کن و استوار باش و لحظه ای از نام و یاد خدا غافل مباش و در راه دین و اسلام سختیها را بر خود تحمیل کن و در راه گسترش دین بکوش که هر چه بکوشی کم است. ای مادر قامتت را بلند گیر و ندای الله اکبر و خمینی رهبر و دعا برای امام و برای رزمندگان و سرور شهیدان راه را بخوان و بلند بگو ما پیروزیم و اما مادر می دانم که موقعی که خبر کشته شدنم به شما می رسد ناراحت می شوید و اما باید افتخار کنید که امانتی که خدا به شما داده بود دوباره به خودش به طور احسن باز گردانیدی.
ای عزیز تو نزدیکترین و مهربانترین انسان در طول زندگی برای من بودی و انسانی مهربانتر از تو کسی را سراغ ندارم. تو برای من زیاد زحمت کشیدی ای مادر اگر حق فرزندی ترا ادا نکرده ام از شما می خواهم که با روح بزرگواری که دارید مرا ببخشید ای مادر از هیچکس تسلیت نپذیر فقط تبریک که روح مرا شاد می کند و خدا را شکر کن و نماز شکر بخوان مادر اشک را بر چشم تو نباید هیچ کس ببیند زیرا هر قطره اشک تو دشمن اسلام و دین را شاد می کند پس گریستن در این مورد امری است ناشایست. مادرم می خواهم که زینب وار زندگی کنی.
پدر عزیز و زحمتکشم سلام مرا به حسینیه جماران یعنی پیش حسین زمان موسی دوران خمینی کبیر برسان و بگویید که در توانائیم دین خدا را یاری کرده ام و اگر نیاز باشد خودم هم لباس رزم می پوشم و از امام امت بخواه که از جدش پیغمبر(ص) و مادرش سرور زنان فاطمه(س) بخواهد که مرا هم سفارش کند. پدرجان مبادا در شهادتم غمگین به نظر برسی که انشاالله به لطف خدا اینطور نیست. پدر عزیز من چطور با این دستهای پینه بسته ات و فرسوده ات جبران زحماتی که برای من کشیدی بکنم این زحمتهایی که برای من کشیدی نمی توان با چیز مادیات مقایسه کرد انشاالله در روز قیامت اجرت را از سیدالشهدا می گیرید. آری پدرجان اینجا سرزمین جهاد و مبارزه است و در راه خدا و پیشرفت و تکامل بسوی ترقی و تعالی است. آری پدر اینجاست که هر خمپاره و توپی و هر گلوله ای که بر ما ببارد مقداری از گناهان گذشته ما می ریزد ای پدر عزیز ممکن است برای تو مشکل باشد که فرزندی را از دست داده ای ولی مگر خون ما رنگینتر از خون حسین بن علی، علی اکبر، علی اصغر و حضرت قاسم است؟ آنهایی که بهترین فرزندان خود را فدا کردند پدر نبودند که در شهادت فرزندشان مشتها را گره کردند و با صدای بلندی الله اکبر خمینی رهبر مرگ بر آمریکا مرگ بر صدام سر دادند. امیدوارم با صبرتان بتوانید دشمنان اسلام و جمهوری اسلامی ایران را به رهبری پیامبرگونه امام خمینی سرکوب کنید. پدرجان ما باید برای این رهبر عزیز و رئیس جمهور و رئیس مجلس شورای اسلامی و کسانی که برای اسلام خدمت می کنند جانها فدا کرد. پدرجان همچون کوه استوار باش صبر را پیشه کن. پدر عزیز هر گونه افسردگی و ناراحتی مطمئنا باعث عذاب روح من می شود خوشحال و امیدوار باشید پیروزی با ماست. اجرت با سیدالشهدا. پدرجان هر چه ثمره خوبی برای شما نبودم اما به بزرگواریتان امیدوارم مرا ببخشی. پدرجان مرا حلال کنید.
و اما ای خواهران عزیز می دانم که شما لحظه شماری می کنید برای آمدنم به خانه من هم لحظه شماری می کنم برای حمله. خواهرانم چه عشقی به سر من زده عشق شهادت. خواهرانم همچون کوه مقاوم و استوار و پابرجا باشید و هیچ گریه و زاری برای من نکنید خواهرانم شما زینب وار زندگی کنید. خواهرانم شما خودتان می دانید که کشور ما در چه صورتی قرار گرفته از یک سو مورد حمله ضدانقلابیون در داخل و از سوی دیگر در بیرون مورد هجوم صدامیان کفار. من در این مرحله از زمان وظیفه خود می دانم که بروم به جبهه ها و بر علیه صدامیان بجنگم تا پیروز می شویم و یا شهید. خواهرانم موقع تشییع جنازه ام قامتتان را بلند بگیرید و ندای الله اکبر و خمینی رهبر سر دهید خواهرانم از شما می خواهم که حجاب خود را به طور احسن حفظ کنید که واجب تر است از خونی که من در راه خدا ریخته ام.
و اما برادرانم از شما می خواهم که همیشه دنباله رو رهبر و روحانیت باشید و همیشه پشت جبهه را داشته باشید و همچون کوه استوار باشید و هیچگونه ضعف در خود راه ندهید و در مرگ من گریه و زاری نکنید که من راضی ندارم و لباس مشکی نپوشید .
و اما اقوام و خویشان به بزرگواریتان مرا ببخشید و مرا همیشه دعا کنید که به دعای شما نیازمند هستم کسانیکه در یک ده به نام دقوق آباد مدت 14 سال با هم رفت و آمد داشتیم اگر بدی کردم بحثی کردم به بزرگواریتان مرا ببخشید.
دوستان آشنایان اقوام و خویشان اگر پولی از من طلبکار هستید و من یادم نیست و یا ننوشته ام بروید از پدرم بگیرید و اگر نخواستید مرا حلال کنید. برادران اگر بدخط نوشتم مرا ببخشید اگر جملات را بد نوشتم مال بی سوادی ماست که نرفتیم درس بخوانیم. برادران دانش آموز وصیتم به شما این است که سنگر مدرسه را داشته باشید. دیگر عرضی نیست. دعای همیشگی خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.
نهم دي 1346، در روستاي دقوقآباد از توابع شهرستان رفسنجانبه دنيا آمد. پدرشحسين، كشاورز بود و مادرش مرواريد نامداشت. تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند. كشاورز بود، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. ششم آبان 1362، در مريوان توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش خمپاره به دست و پا، شهيد شد. مزار وي در زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه