جهانگیر برخورداری

نــام :
جهانگیر
نـام خـانوادگـی :
برخورداری
نـام پـدر :
اکبر
تـاریخ تـولـد :
1344
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسمه تعالی
با سلام و درود بر امام زمان(عج) و نایب برحقش امام امت و سلام و درود بر تمامی شهدا بخصوص دوستان و با سلام و درود بر تمامی رزمندگان کفرستیز اسلام که به حق اسلام را یاری کردند وصیت نامه ام را آغاز می کنم: انا لله و انا الیه راجعون
خدایا تو می دانی که من به جز رضای تو قدم به عرصه میدان جنگ نگذاشته ام و تو می دانی تمام هدفم که به جبهه آمده ام یاری کردن دین مبین تو بوده است. خدایا در حال حاضر که وصیت نامه را می نویسم چند روزی بیش به عملیات باقی نمانده است. از خداوند متعال می خواهم که مرا در این عملیات پیروز و موفق و سربلند بیرون آورد که همانطور که امام فرموده است سال پیروزی است. در این مواقع حساس که اسلام در خطر است یاری از خدا می خواهم به امید پیروزی تمامی رزمندگان اسلام بر کفر به امید زیارت کربلا.
خدمت تو مادر مهربان و از جان عزیزترم ای کسی که تمام عمرت را بر پایم خرج کردی ای احسنت بر تو ای مادر که مرا در دامن پاکت پروراندید که ما راه حقیقت را یافتیم. مادر عزیزم می دانم دلت برایم می سوزد ولی باید صبر و استقامت داشته باشید. ای مادر عزیزم می دانم فرزندی خوب برایت نبودم ولی از تو می خواهم که مرا حلال کنی بخصوص شیری که با اشک چشمت قاطی شده بود. مادرم از تو می خواهم ناراحت نباشید از اینکه من شهید می شوم و اگر من شهید شدم ولی مادر نداشتم قطعه یخی بر تابوتم بگذارید تا اشک شوق بریزد و سلام خدمت تو پدر عزیز و گرامیم. پدر عزیز امیدوارم که مرا حلال کنید و ببخشید از اینکه فرزندی مهربان برای تو نبودم اگر من شهید شدم ناراحت نباش انشاالله همه ما بهشت جاوید انشاالله.
همسرم، دخترم، پسرم سلام . سلامی که چند روز بیشتر به عملیات نمانده است برایتان می فرستم. همسر عزیزم ای کسی که در تمام سختیهای زندگیم مرا یاری کردی و دستم را گرفتی. ای کسی که خود را از آن آغوش گرم خانواده خودت به آغوش زندگی پررنج من آوردید امیدوارم که اگر در زمینه ای از دست من ناراحت شده اید مرا ببخشید و از صمیم قلب از تو همسر عزیزم بخشش می طلبم همسر عزیزم بخدا خیلی دوست دارم ولی چه کنم که اسلام عزیزتر است. باید در این موقعیت دست از همه چیز کشیده و اسلام را یاری کرد. همسر عزیزم از تو می خواهم اگر کشته شدم اسماء دختر عزیزم این میوه زندگی چندساله من را نگذارید رنج بکشد و آن را زینب وار پرورش دهید و همچنین پسر عزیزم این طفل معصومی که هنوز بابایش را نمی شناخت هنوز طعم بابا را نچشیده بود. امیدوارم که فرزند کوچکم بزرگ شوید و در راهی که بابایت قدم برداشته است بردارید انشاالله.
در پایان چند کلمه ای هم به مسئولین شهر می گویم: ای مسئولین شهر شما را به خدا قسم به وصیت شهدا عمل کنید دست از اختلافات بردارید و دست در دست هم دهید تا یک کار مثبتی در راه اهداف این انقلاب بردارید. مگر از خدا نمی ترسی. خواهد روزی رسید که باید از این دنیا رفت. بگذارید در نزد شهدا روسفید باشید و یک وصیت به تو دارم ای خواهرم حجابت را رعایت کن که حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است. از خداوند بترسید و فردای قیامت در کار است و تو ای برادر مسلمان جبهه ها را پر کن و گردان 407 را یاری کنید و اسلحه ای که از دست من و دیگر دوستان به زمین افتاده است بردارید و راه آنها را ادامه دهید انشاالله. به امید پیروزی تمامی رزمندگان اسلام

بیوگرافی

يكم تير 1344، در روستاي بروات از توابع شهرستان بم متولد شد. پدرش اكبر و مادرش معصومه نام داشت. تا پايان مقطع راهنمايي درس خواند. سال 1362، ازدواج كرد و صاحب يك پسر و يك دختر شد. پاسدار بود، نوزدهم دي 1365، در شلمچه بر ‌اثر اصابت تركش به كتف و سر، شهيد شد. پيكر وي در گلزار شهداي بم به خاك سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/10/19
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
کربلای5
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *