
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ
ای رسول ما بگو به امت ای بندگانی که بخدا ایمان آوردید خدا ترس و پرهیزگار باشید که هر کس متقی و نیکوکار است در دنیا هم نصیبش نیکویی و خوشی است و زمین خدا بسیار پهناور است که خدا صابران را […] کامل و بدون حساب و پاداش خواهد داد.
ببوسم دستت ای مادر که پروردی مرا آزاد/ بیا بابا تماشا کن که فرزندت شده داماد. بحجله میرود خندان ولی زخمی به تن دارد/ به جای رخت دامادی لباس خون به تن دارد.
پدر و مادر عزیز خوشحال باشید که فرزند شما در راه خدا کشته شد و افتخار کنید از اینکه شما هم جز خانواده ها شهدا قرار گرفتید. مبادا با اعمال خود کاری کنید که مردم نسبت به خانواده شهدا بدگمان شوند و صبر واستقامت را پیشه خود سازید که خداوند دوست صابران است و اگر نتوانستم حق شما را بجا آورم مرا ببخشید و بر بدیهای من قلم عفو بکشید و شما خواهران و برادران عزیزم شما هم خوشحال باشید از اینکه برادرتان شهید شد و سعی کنید با اعمال و رفتار خود ادامه دهنده راهم باشید و بدانید که مسئولیت شما از این به بعد بیشتر شده و کاری نکنید که با اعمال و رفتارتان مردم را نسبت به خانواده های شهدا بدگمان شوند. در ضمن تعداد صد روز روزه و مقداری نماز قضا دارم که دین آنرا ادا نمایید و از برادرم می خواهم که خانواده شهید یوسف عباس آبادی را پیدا کند و سیصد تومان پول به خانواده شهید بدهد و هر چه که کار کردم حساب کنید و خرج پرسه من کنید و باقیمانده آنرا به مسجد داوران اهدا کنید و جنازه مرا کنار شهید محمد میرزایی دفن نمایید و از تمام اقوام و آشنایان برایم حلیت بطلبید و از همگی شما التماس دعا دارم و دعا برای پیروزی رزمندگان و امام عزیزمان را فراموش نکنید. والسلام.
هفدهم مرداد 1347، در روستاي داوران از توابع شهرستان رفسنجان بهدنيا آمد. پدرش اكبر، گرمابهدار بود و مادرش ربابه نام داشت. تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند. بنا بود، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. نوزدهمدي 1365، در شلمچه به شهادت رسيد. پيكر وي بر اثر ماندن در منطقه متلاشي شد و پس از تفحص سال 1374، در زادگاهش به خاك سپرده شد.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه