محمد ایرانمنش اختیار آبادی

نــام :
محمد
نـام خـانوادگـی :
ایرانمنش اختیار آبادی
نـام پـدر :
محسن
تـاریخ تـولـد :
1336
مـحل تـولـد :
کرمان
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ  فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ
ای کسانیکه ایمان آوردید جهت چیست که چون بشما امر شود که برای جهاد در راه دین بی درنگ آماده شوید به خاک زمین دلبسته اید آیا راضی به زندگانی دنیا عوض حیات ابدی آخرت شدید در صورتی متاع دنیا در برابر عالم آخرت اندک و ناچیز است.
اینجانب محمد ایرانمنش فرزند حسن قبل از هر چیز یادآور می شوم این راهی که انتخاب کردم در این راه، یقین به فرمان خداوند تعالی داشته و از روی یقین این راه را انتخاب کرده ام. امیدوارم که خداوند تعالی منت گزارد بر سر این بنده گنه کارش و من را به آبروی اولیا الله و همه شهدا ببخشد و اگر سرنوشت به شهادت است از روی دل و جان استقبال می کنم یا هر چیز دیگر چه اسیر باشد چه مفقود باشد و چه باز گردم رضایم به رضای خداوند. آنکس که می گوید انا لله و انا الیه راجعون همه ما در این دنیا نیامدیم مگر فقط برای آزمایش. امیدوارم که در این مدت خداشناسیم مورد آزمایش خدا قرار گرفته باشم. اینجانب امکان دارد تا لحظه های دیگر در خدمت دنیا و آزمایش خدا باشم پس باید به فکر آینده خانواده و بچه هایم و همه کسانیکه من را می شناسند باشم و چند تذکر را یادآور شوم اول خدمت خانواده گرامی خود و بچه هایم سلام عرض می کنم. امیدوارم در پناه خداوند تبارک و تعالی سالم بوده و بتوانید آزمایش خوبی از خود بجا بگذارید. همسر گرامی در این مدت زندگی که به ظاهر کوتاه و از نظری بسیار بلند مدت بوده ممکن است آنطوری که خداوند یا خود ما می خواستیم موفق به زندگی نشدیم البته این را یادآور می شوم و به جرات قسم یاد می کنم که شما حق بسیاری به گردن من دارید اگر خداوند سرنوشت را طوری قرار داد ما دیگر یکدیگر را ندیدیم عاجزانه طلب عفو و آمرزش دارم و در مورد بچه هایم که سه نفر از آنها در حیات هستند و یکی دیگر بزودی اگر خدا بخواهد چشم به جهان می گشاید حداکثر خوبی و سرپرستی از آنها بعمل آید . هر چه ما دو نفر از هم داشتیم شما هم در عوض به بچه هایم خوبی بفرمایید و از نظر اسم گذاری فرزند آینده ام همانطوری که تا بحال از همدیگر در اسم گذاری جدایی نداشتیم نام فرزند را خودتان انتخاب کنید فقط خود شما و نامی باشد که اگر در دنیا از اولیاالله کوتاهی داریم در آخرت به نام اولیاالله محشور باشیم و در مورد امور روزانه زندگی بطوریکه خود شما در نامه نوشته بودید هر کس از هرارگان در منزل ما بیاید ما ان روحی که بگوییم از ما کسی جبهه هست نداریم تقاضامندم بعد از من حداکثر سعی و کوشش را نمایید که ایجاد مزاحمت برای دولت، دولتی که خود ما تشکیل داده ایم و از وضع دولت و کشور باخبر هستیم ایجاد مزاحمت و یا خدای ناکرده توقع های بیجا نباشد اگر می خواهید هم من و هم سایر کسانیکه از این دنیا به عنوان جنگ رفته اند خشنود و خوشحال باشند. حداکثر کوشش را در این مورد فرمایید. از نظر مالیه یا وسیله یا خانه که دارم شما و فرزندانم حالا از سه یا چهار باشند بطور مساوی شریک هستید بغیر از مهدیه که در عقد یادآور شده این را جدا از سهمیه شما از من طلبکار هستید. این را یادآور شدم تا وقتیکه شما بخواهید بر سر خانه و زندگی با بچه ها با هم باشید و من به شما همسرم تکلیف نمی کنم و نخواهم کرد که شما تا ابد به پای بچه های من بمانید شما خودتان بهتر می دانید هر چه که رضای خداوند تعالی هست انجام بدهید اگر بعد از مدتی شما بخواهید ازدواج دیگری داشته باشید از نظر من اشکال ندارد فقط کاری بکنید که رضای خداوند را جلب کنید و نگذارید بچه هایم حیران و سرگردان باشند تا وقتیکه بر سر خانه و زندگی هستید عاجزانه از شما تقاضا دارم که فرزندانم را طوری تربیت کنید که پدر و خون شهیدان نبوده و فقط رضای خداوند شرط است و تا وقتیکه شما همسرم سرپرستی بچه ها را بعهده دارید مکلف بچه ها و همه زندگی هستید از نظر بدهی یا بستانکار از مردم دوست آشنا قوم و خویش تا آجا که بخاطر داشتم در دفتر یادداشت کردم در خدمت خودتان هست فقط حدود شصت هزار تومان تا صد تومان به ننه جانم بدهی هستم  پرداخت فرمایید دیگر چیزی به ذهنم نمی آید از کسی بدهکار یا بستانکار باشم فقط همان که در دفتر یادداشت کرده ام برای اطمینان بیشتر شما بعد از من در مراسمهایی که جنبه عمومی دارد یادآور شوید هر کس هر اندازه از من طلبکار هست پرداخت فرمایید. این را برای اتمام حجت نوشتم که خدای نکرده حق الناس به گردنم نباشد. این همه را نوشتم تا وقتی شما همسرم سرپرست خانواده من هستید و اگر بعد از مدتی بخواهید از خانواده من جدا شوید بعد از شما پدر خودم را که نامش حسن رمضان می باشد مکلف بچه ها و خانواده قرار می دهم. انشاالله همه شما در پناه خداوند تعالی بتوانید بخوبی و خوشی زندگی کرده و رضایت خدا را فراموش نکنید اگر در این راه قسمت من شهید شدن بود که خودم را لایق آن نمی بینم بعد از من هر چه که در نامه نوشته شد از روی همین انجام دهید و اگر سرنوشتم را خدا در این قرار داد که مفقود باشم از جستجو یا چشم انتظاری چشم بپوشید زیرا خواست خداوند در این بود که در جایی بروم که اثری هم نباشد و اگر خداوند سرنوشت را به اسیری قرار داد باز هم شما شکر خدا را بجا آورید همانطوریکه گفته شد باید کاری کرد که رضای خدا در آن باشد.

بیوگرافی

يكم‌تير1336، در روستاي‌ اختيارآباد از توابع شهرستان كرمان متولد شد. پدرش حسن و مادرش خديجه نام داشت. سواد خواندن و نوشتن نداشت. سال 1360 ، ازدواج‌ كرد و صاحب دو پسر و دو دختر شد. بنا بود، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. سي‌ام دي 1365، در شلمچه براثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/10/30
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
کربلای5
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *