علی صادقی جنت آباد

نــام :
علی
نـام خـانوادگـی :
صادقی جنت آباد
نـام پـدر :
صادق
تـاریخ تـولـد :
1340
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله وانا الیه راجعون

با سلام درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با سلام و درود فراوان به راهروان حسین زمان این امت شهید پرور و با سلام بر شهدای اسلام وصیت نامه خویش را آغاز می کنم.

بار الها سپاسگزار تو می باشم که مرا در چنین زمانی خلق کرده که بتوانم در راه اسلام و امام عزیز قدم بردارم. بار الها تو را قسم می دهم به محمد (ص) که من را از بندگان حقیقی خودت قرار بده و شهادت مرا شهادت در راه خودت قرار بده . مادر مهربان اگر در زندگی روزمره این دنیا شما را زیاد اذیت کرده ام مرا ببخشید اگر نمی خواهی ببخشی برای خاطر اسلام مرا ببخش . مادر مهربان شما که به زیارت ابا عبدالله الحسین رفته اید خوش به سعادت شما و می دانید که برای لبیک گفتن چه کسی و با چه نیتی از منزل حرکت کرده ام نیتم نیت الله بوده است و هدفم خدمت به اسلام. مادرم می رویم که تا نه بلکه کربلای حسین و آن قدس عزیز و قبله مسلمین بلکه می رویم تا پرچم این اسلام که تا حالا خون میلیاردها فرد مسلمان به پای آن ریخته شده است در تمام جهان برپا کنیم. مادرم اگر در زندگیت سختی می کشید بدان برای اینکه اسلام را می خواهید برای خاطر اینکه گفته اید الله مادرم از خدا خواسته ام که اگر شهادت در راه خودش را می خواهد عطا کند در ماه محرم باشد. مادرم انتظار براین دارم که موقعی که خبر شهادتم را شنیدید در جلوی این امت شهیدپرور ایستاده و بگویید (انا لله وانا الیه راجعون) میدانید هستند از این منافقین ضد خلق بلکه ضد اسلام در میان این امت که برای سوء استفاده آمده اند ولی دلم می خواهد که با سخنانت چنان مشت محکمی بر دهان آنان بزنید که دیگر تاب مقاومت در برابر اسلام را نداشته باشند.

مادرجان وصیت های مرا عمل کن و اگر برادرم خودش هم راضی نمی شود به سپاه برود تو ؟؟؟ و خودت با دست خودت برو و او را به سپاه تحویل بده مادرم کلمه سپاه اسلام آنقدر عظمت دارد که حتی امام می فرماید: ای کاش من هم یک پاسدار بودم. چون می دانید امام برای من و دیگری نگفته بلکه موقعی سخنی از اسلام در میان می آورد آنوقت می توان گفت که ما کلمه ای بالاتر از (الله) و اسلام نداریم و کار یک فرد سپاه امروزی هم جهاد در راه خدا و اسلام می باشد مادر موقعی که می بینیم فرزندان ده ساله این امت در نیمه های شب بلند می شوند (الهی العفو) می گویند، می بینم هیچ چیز نیست به غیر از شهادت در راه خدا که گناهان ما را ببخشد مادرم اگر راه حسین (ع) باز شد در صورت امکان به کربلا بروید و در آنجا دخیل آن قبر شش گوشه سالار شهیدان شوید و بگویید خدایا تو را به این سالار شهیدان و به این فرزندان معصومش قسم می دهم که عمر امام عزییز را طولانی بفرما. و در آنجا هم با همان جمعیت جمع با بقیه خانواده های شهدا دست به دعا بردارید و بگویید (الهی الهی تا انقلاب مهدیت خمینی را نگهدار) دعا کنید خدایا ظهور مهدی (عج) را نزدیک و نزدیک تر بفرما چون هیچ شهادتی به شهادت حسین (ع) نمی رسد. خوب مادرجان وصیت دیگر من این است که من مقداری پول در بانک لاهیجان دارم که نمی دانم مقدار آن چقدر است آن را بگیرید و به جبهه بفرستید وصیت سوم من این است که محمد یاری مقداری پول از من طلب کار است که نمی دانم چقدر است هرچقدر خودش گفت به او بدهید و میدانید اطلاع دارید که برادرم عباس چقدر از من طلبکار است پول او را هم بدهید.

وصیت چهارم من این است که گروهکهای گلوله خورده گلوله این ابرجنایتکاران را نخورید به هر دری که بزنید عاقبت مرگ است یک ساعت بنشینید و فکر کنید حالا دیگر این امت هر کدام خود یک رجایی باهنر هستند همان طوریکه خود ابرجنایتکاران می گفتند و جنگ را به ما تحمیل کردند آیا دیدید همین فرزندان به قول شما بی سواد و به گفته علی (ع) مرد حق و مرد جنگ و مرد نبرد بودند که آن عراق را با 17 لشکر 15 سال دوره دیده شکست دادند و الان به کرده خود پشیمان هستند  که ولی حالا دیگر دیر شده ولی شما که می توانید تا دیر نشده بروید توبه کنید و شما دیگر گول این منافقین را نخورید شما فکر کنید ببینید تا الان هرچه ترور و جنایت دیگر انجام داده اید ایا نفعی برده اید. شما فکر کنید ببینید که خود آقایان بنی صدر و رجوی نتوانستند در برابر اسلام مقاومت کنند حالا فرار کرده اند و رفته اند و شماها را به وسیله تبلیغات گول می زنند شما اگر قران را یاد نداری می گوید عربی نوشته شده فارسی که یاد دارید بروید در هر شب یک ساعت معنای آن را بخوانید و ببینید که خدای ما چه فرموده است میدانم که شما را گول زده اند که وقتم را صرف این نوشته ها می کنم ولی می دانید اگر شما بروید در مسجد جامع هر شهر که بخواهید توبه کنید علاوه بر انکه دل این امت شهیدپرور را شاد کرده اید روح تمام شهداء را هم شاد کرده اید. دل (صاحب الزمان عج) را هم شاد کرده اید و خدا هم شما را می بخشد و بنده حقیقی خود قرار می دهد و از شما مردم در صحنه می خواهم که شما دیگر گول اینچنین افرادی را نخورید شما راه امام را رها نکنید تا می توانید به جبهه ها بروید و اگر خود نمی توانید بروید به جبهه ها کمک کنید. ای امت اسلامی ایران درست توجه کنید خود این بعثیهای کثیف می گویند نقطه حساس رسیدن به کربلا 25کیلومتر است که با یک تکبیر (الله اکبر) و با رمز گفتن کربلا ما آمدیم به هدف اصلی می رسیم بروید و راه ماها را ادامه دهید و آخرین وصیت من این است که در صورت امکان امام جمعه شهرمان حجه الاسلام برادر هاشمیان سخنانی درباره مقام شهید برای این ملت محروم مستضعف ایراد فرمایند و به آنها بگوید که هرموقع دیدید دیگر زندگی راحت شده است و احتیاج به هر روز کارکردن و زحمت کشیدن ندارد خوشی و خوشگذرانی تمام شده و خبری دیگر از جنگ جهاد نیست بدانید که دیگر یا زیر یوغ استعمار  غرب رفته ایم و یا زیر یوق استعمار شرق رفته ایم و در همینجا سخنم را به پایان می رسانم.

و ای برادر مهربان تو دست از امام برندار و راهش را ادامه بده نماز جمعه را ترک نکن. تظاهرات و راهپیمایی را ترک نکن و اگر بهترین راه را می خواهید برو عضو سپاه پاسداران بشو که امام می فرماید اگر سپاه نبود کشور هم نبود راهم را ادامه بده. تا شهید نشده اید مادر و خواهرت را هم رها نکن چون دیگر چشم و امید آنها به تو است و اگر ناراحتی از دست من دیده اید امیدوارم که ببخشید برای خاطر اسلام.

والسلام علیکم برحمة الله و برکاته

برادر علی صادقی اعزامی از بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رفسنجان

کورگه فرزند کربلایی صادق صادقی

و وصیت دیگری که یادم آمد این که مرا در کورگه پهلوی قبر پدرم دفن کنید.

هرکس این وصیت نامه را تکرار کرد در پایان 10 مرتبه بگوید

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

از عمر ما بکاه و به عمر رهبر افزا

از پیش پای امت منافقین را بردار

61/8/4 علی صادقی

بیوگرافی

زندگي نامه شهيد معظم :علی صادقی

یکم بهمن 1340در   شهرستان رفسنجان  به دنيا آمد پدرش صادق بود و مادرش فاطمه  نام داشت تا پايان مقطع  راهنمایی درس خواندسال 1362ازدواج کرد وصاحب یک پسر ودودختر شد پاسدار بود باسمت معاون گردان 410لشکر 41ثارالله به جبهه اعزام شد  چهارم دی 1365در جزیره ام الرصاص  شهید شد پیکر وی بر اثر ماندن در منطقه متلاشی شد وپس از تفحص سال 1374در کورگررفسنجان به خاک سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/10/04
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
ام الرصاص
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *