بهرام سالاری

نــام :
بهرام
نـام خـانوادگـی :
سالاری
نـام پـدر :
رضا
تـاریخ تـولـد :
1346
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الرحمن ارحیم
الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ
آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.
بنده مایل نبودم که وصیت نامه بنویسم اما آدمی در هر راهی که بخواهد برود احتیاج [دارد] به وصیت نامه بنویسد. سلام بر امام خمینی سلام بر روحانیون که ما را از زیر بار استثمار و استعمار بیرون آوردند و ما را اینگونه به خدایمان و امامانمان و پیغمبرانمان نزدیک ساختند و سلام بر تو ای پدر و مادرم و خواهرانم و برادرانم و تو ای مادر و پدری که اینطور فرزندی تربیت کرده ای و تربیت شما تربیت صحیح اسلامی بود. مادرم و پدرم اگر من شهید شدم(انشاالله) و بنده هیچ گونه ترسی از مرگ ندارم و مگر ما از علی اصغرها و علی اکبرها و قاسم ها عزیزترم و شما مادرم و پدرم مگر از پدران و مادران و شهیدان صدر تاریخ عزیزتر هستید. پدرم و مادرم من می روم به جبهه اگر شهید شدم هرگز اگر مالتان و تمام هستیتان از بین می رود مبادا هرگز امام را تنها بگذارید مثل مردم کوفه نباشید که امام حسین را تنها گذاشتند و مثل آن سست ایمانان نباشید که دست از اسلام برداشتند و به راههای منحرفی رفته اند نمونه اش همین گروهکهای محارب با خدا و به نام خلق امت مسلمان ایران می خواهد که شما را از پای در بیاورند مگر این منافقین نمی بینند که چه جوانانی را از دست می دهیم این ملت که امام و اسلام را زنده نگاه دارند پدرم و مادرم من خیلی خوشحالم که به سوی جبهه می روم مثل عاشقی که به سوی معشوق می رود . مادرم من دلم نمی خواهد که بعد از سر من گریه زاری کنید زیرا شما اینطور فرزندی داشتید و در راه خدا می خواهد برود جنگ. پدرم و مادرم اگر در جهان چیزی نمی دانی باید یاد بگیرید مادرم می دانم که مادر خیلی دلش می سوزد اما چاره ای نیست باید رفت می بینید که ابرقدرتها به این کشور مسلمان ایران حمله کرده اند زیرا منافع آنها از دست رفته است. به هر حال من می روم به جبهه زیرا که […] باید در زندگی همیشه از دین و دیانتش دفاع کند من کشته شدن در راه خدا را زیر سلطه ستمگران بهتر می دانم ما باید آخرش از این دنیا برویم چه بهتر که در بستر مرگ نمیرم ولی در راه خدا بمیرم و مادرم و پدرم همیشه برای رهبر دعا کنید و همیشه بگویید خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه و به عمر رهبر افزا.
و خواهرم از اینکه نتوانستم از شما خداحافظی کنم خیلی معذرت می خواهم و از تمام دوستان و قوم و خویشان معذرت می خواهم که نتوانستم خداحافظی کنم زیرا وقت کم بود . خانواده من اگر شهید شدم هرگز گریه و زاری نکنید و همیشه برای رزمندگان اسلام دعای خیر کنید دیگر عرضی ندارم جز دوری شما امید است به زودی زود دیدارها تازه گردد. انشاالله به امید دیدار. 61/1/3

بیوگرافی

هفتم‌ خرداد 1346،‌ در شهرستان شهربابك چشم به جهان گشود. پدرش ‌رضا،‌ كشاورز بود و مادرش ‌نرگس نام داشت. تا دوم‌ راهنمايي درس خواند، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست‌و‌دوم ارديبهشت 1361، در بيمارستان شهید مصطفي خميني تهران بر اثر جراحات ناشي از اصابت گلوله به ‌شهادت رسيد. مزار وي در روستای كهتوكرها شهربابك واقع است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1361/02/22
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
بيمارستان شهید مصطفي خميني تهران
عـملیـات :
بیت المقدس
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
کهتوکرها
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *