داریوش فرخی

نــام :
داریوش
نـام خـانوادگـی :
فرخی
نـام پـدر :
محمد
تـاریخ تـولـد :
1342
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسمه تعالي
آنكس كه مرا طلب كند مي يابد            آنكس كه مرا يافت ميشناسد
آنكس كه مرا شناخت دوستم ميدارد         آنكس كه دوستم بمن عشق ميورزد
آنكس كه بمن عشق ورزيد من نيز باو عشق ميورزم
آنكس كه باو عشق ورزيدم ميكشم او را
آنكس كه من بكشم خون بهايش بر من واجب است
و آنكس كه خون بهايش بر من واجب است پس من خودم خون بهايش هستم
آمدم جبهه تازيبا بميرم             درس انساني با انسانها دهم آنگاه بميرم
(بسمه رب الشهدا و الصديقين )
اي خداي بزرگ و اي قادر متعال و اي رهنمون كننده سبحان ما را با اسلام حقيقي و راستين كه در اين زمان امام بزرگمان رهبر كبيرمان خميني بت شكن پرچمدار آنست پاينده خدايااز تو خواستارم كه اگر شهادت را نصيبم كردي فقط بخاطر رضاي ذات مقدس باشد بار خدايا شهادت در راه خودت و اسلام نصيبم كن و مرا در صف شهداي اسلام قرار ده و ما را از بندگان مخلص خودت مومنين پيغمبرت حضرت محمد (ص)و از شيعيان  و امت حضرت علي عليه السلام و از مطيعان ولي امرت حضرت مهدي (عج)و نايب بر حقش خميني عزيز قرار بده خدايا از تو ميخواهم در لحظ ايكه مرگ برايم فرا مي رسد از تمام دوستي ها و عشق و محبتها جز دوستي و عشق و محبت بر خودت و از تمام وابستگي ها جز وابستگي بر خودت آزادم سازي و حال اي امام عزيز ميدانم كه تو نايب امام زمان و فرزند مقدس امام حسين (ع) هستي اينهم ميدانم كه نداي هل من ناصر ينصرني براي اسلام سر دادي و منهم بنداي آسماني لبيك گفتم و حاضرم تا قطره خونم براي احياي اسلام جانفشاني كنم از شما اي امام عزيز مي خواهم در روز قيامت شفيع من باشي و از خداي متعال براي من طلب مغفرت كني چون من در گذشته گناهكار و جاهل بودم و اين تو بودي كه روحي تازه از اسلام بما دادي خدا ميداند شرم دارم از اينكه خودم را پاسدار بنامم چرا كه تا بحال نتوانستم حتي اندكي از حق اين مقام را ادا كنم افرادي را در اين لباس ديده ام كه خود را خاك پايشان حساب نميكنم خدايا اين نهاد را حفظ نموده و از انحراف بر ميكند انشائ الله مادر جان سلام من به تو مادر فداكار افتخار ميكنم كه فرزند تو هستم مادر جان تو بايد مرا ببخشي چون موقع رفتن با تو خدا حافظي نكردم مادر بخدا وظيفه من و امثال من بود كه بروم مادر اميدوارم كه مرا ببخشي چون واقعا”حق پسري را بتو ادا نكردم ميدانم مادر جان آرزو داشتي من داماد شوم ولي اكنون بايد خدا را شكر كني كه با معشوقه خود همان شهادت ازدواج كردم مادر جان براي من گريه نكن مادر تنها وصيت من بتو اين است كه برادران كوچكم رابراهي كه من انتخاب كردم كه همان راه خداست هدايت كن مادر — مادر باز هم تكرار ميكنم براي من گريه نكن مادر براي من جشن بگيريد تا منا فقين بدانند كه شما از شهادت من نگران نيستيد تو بايد رباب باشي اي مادر و من علي اكبر امام حسين باشم پس سلام بر تو اي پدر جان سلام بر تو اي پدر كه تو با چه رنج و زحمت هائي مرا بزرگ كرديد اميدوارم مرا ببخشي پدر جان از اينكه بدون خبر رفتم بايد مرا ببخشي پدر جان افتخار كن كه پسرت را در راه خدا هديه داديد بايد افتخار كني پدر جان تنها وصيت من اينست كه جسد مرا در بهشت معناصري پهلوي قبر احمد كمالي بخاك بسپاريد اميدوارم كه مرا ببخشيدسلام بر برادرانم از جان دل عزيزترانم برادران مرا ببخشيد فكر ميكنم از من خيلي ناراحت بوديد اما بايد مرا ببخشيد و اميدوارم اين بدي هايئكه با شما كردم باز هم بگويم مرا ببخشيد و همچنين بعد از من خواهرانم را شما بايد سرپرستي كنيد و همچنين بخانواده هاي محترم شهدا كه نور چشم اين امت حزب

بیوگرافی

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1363/03/04
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
خرمشهر
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *