علیمراد شفیعی دشتابی

نــام :
علیمراد
نـام خـانوادگـی :
شفیعی دشتابی
نـام پـدر :
امامداد
تـاریخ تـولـد :
1339
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم
باسلام و درود بر امام مهدي منجي عالم بشريت و باسلام بر نائب بر حقش خميني كبير و باسلام بر قائم مقام رهبري ايت حق منتظري و با سلام بر روحانيت مبارز و بر خط امام و سلام بر  همه خدمت گذاران جمهوري اسلامي اعم از خدمت گذاران مجلس و دولت اسلامي وصيت نامه خودم را با اگاهي كامل وبا هوشياري و درايت در تاريخ  66/10/10 اغاز مينمايم از اين تاريخ كليه وصيت نامه هايم ابطال ميگردد كليه كساني كه وصيت اين حقير را مطالعه ميكنيد عندالله وعند رسول بنده وابستگي جزء عضو سپاه پاسداران ديگر هيچ وابستگي ندارم و جزء هيچ باند و گروهي كه در استان معمول است نبوده و نيستم زيرا امام من فرمود يا باند يا گروه يا عضو نظامي ،سپاهي واگر بوده باشم حقوقم حرام است اين را به خاطر اين نوشتم كه بدانيد حرفهاي دلم را كه نوشته ام خداي نا كرده كوبيدن يا طرفداري فرد خاص يا افراد خاصي نيست جز رضاي حق البته نظر بنده اين است بدانيد الان همانطور كه حضرت امام فرمود در راس امورها جنگ قرار دارد اگر كسي شعور اسلامي انساني داشته باشد بايد بداند كه امام چقدر اهميت موضوع جنگ را بيان مي فرمايند پس بايد بدانند اقايان و سروران و الگوها و نماینده خاص حضرت امام (ائمه جمعه )و نمايندگان محترم دولت (استانداران فرمانداران) كه[…] در راس كارشان جنگ را قرار دهند همانطور كه قرار داده اند حالا نظر بنده حقير اين است ائمه جمعه واستانداران وفرمانداران بايد رزمندگان بسيجيان عاشق را كه زندگي خود را وقت جنگ ومرزداري نموده اند با كساني كه ذره اي كار نمي كنند و شركت نمي جوئيد تفاوت […] اين تفاوت را رسول الله گذاشته اند همان روايت كه گفته اند روزي رسول الله در مسجد ي مكاني نشسته بودند و عده اي ريش سفيد بزرگان قبيله مي امدند مي نشستند اما رسو ل خدا فقط با مختصر احوالپرسي اكتفا مي نمودند اما يك جوانی وارد شدند رسول خدا به احترام جوان برخواستن و در كنار خودشان جايش دادند يكي از بزرگان مجلس بعد از رفتن جوان معترض شد يا رسو ل الله چرا اين جوان را بيشتر تحويل گرفتيد فرمود ند ايشان جهاد كردن . اين است فرق جوان عاشق رزمنده تا جوان ولگرد خياباني پس مسولين به اين امر توجه داشته باشند اگر نمي توانيد عملا”براي رزمندگان كاري كنيد حد اقل شعارا طرف دار رزمندگان باشيد شعارش را بدهيد كه هم باعث جمع اوري نيروي بيشتر وهم روحيه دادن به بقیه رزمندگان هستيد اما متاسفانه در شهرستان بافت هيچگونه تشويق يا ترغیبی در مورد رزمندگان ديده شخصا” مشاهده ننمودم عاشق هم همان اختلاف بين بعضي از مسئولين بود اميدوارم كه مقداري تفكر كنيد و مصالحه اسلام را در نظر و مورد توجه قرار بدهند وبا هم بخاطر خدا متعهد شوند تا شر دشمن داخلي و خارجي را بكنند بلاخره دو برادر با هم اختلاف سليقه دارند بعدا” ميشود اختلاف را حل نمود و وصيت بنده به امت حزب الله و رزمندگان اين است كه در شهر كور كورانه موردي را انجام ندهند بنده ميدانم كه بچه هاي حزب الله و مسجدي همگي مخلص با صداقت رزمنده ها راياري كند اما تحت تاثير جوهاي كاذب قرار نگيريد و در كارهايشان صبور و سعه صدر نشان بدهند و اين را بدانند كه با برخورد صحيح و تواضع ميشود هر انسان سنگ دلي را تسليم اسلام در اورد و با برخورد صحيح ميشود افرادي به صفوف خود گسيل بدهيد و مسئله ديگر با امت شهيد پرور شهرستان بافت خيلي ازمردم رنج كشيده و شهيد داده و كمك كنندگان به جنگ تحميلي بسيار خوب عمل نمودند و كارشان انصافا”قابل تقدير و تشكر است كه ما قابل اين نيستم كه تشكر كنم كه خداوند به انها اجر اعلم عنايت بفرمايد با اينكه مردمي هستند كم در امد و بيشتر انان كارگر و كشاورزان كم در امدي را تشكيل ميدهند اما كمك ؟شایانی به اسلام نموده اند واز كليه همشهريانم تشكر مينمايم البته بعضي از اقايان شايد از اين برخوردها خوشش نيايد و بگويند فلاني سازش كار است  به خدا قسم بده با ضد انقلاب هيچگونه سر سازشي ندارم و بايد با انان با اشد مجازات مبارزه نمود ه وبا قاچاق چيان بايد مبارزه جدي نمود و هر كس با انها بخواهد سازش نمايد خائن به شهداءودين است و بايد مرد ومردانه با انها مبارزه كرد وصيت به پدر ومادر مهربانم كه مدت 27سال زحمت كشيدند و بنده را با ان مشقات زندگي بزرگ نمودند و همسر برايم گرفتند وحتي بعد از ازدواج ميدانستند كه بنده دارم دنبال جنگ وسپاه ميروم همكاري نمودند بچه هايم را نگه داشتند كه حتي بنده احساس هيچگونه ناراحتي نداشتم انان حق بزرگي بر گردنم دارند اميدوارم كه بتوانم درعالم اخرت بتوانم كار انها را جبران نمايم وخداوند به همگي انان پدر ومادرم اجر جزيل عنايت بفرمايد و از بنياد شهيد كه سرپرست شهداءاست خواهشمند است كه پدر ومادرم تا موقعي زنده هستند تحت تكفل اينجانب باشند و اين درخواست ملتمسانه بنده است كه حتما”عمل بفرمايند حتي اگر همسر و فرزندانم راضي نباشند كه البته اين طور نخواهد بود واين كار را بعنوان درخواست شهيد در بنياد شهيد و پرونده اينجانب بگنجانيد واز پدرم درخواست مينمايم سه عدد اتاقي كه پاين منزلشان است در اختيار همسر و فرزندانم قرار دهند تا سر گردان و از خودشان جدا نشوند واين را بدانند زندگي دنيوي ارزش جدائي ها را ندارد البته اختيار با پدر م و مادرم است واما وصيتم به همسرم همسري كه عمر و جواني عزيزش را به خاطر رضاي خدا با بنده گذراند و بزرگترين مجاهدش سكوت ود ر موقع ماموريت هايم بود اصلا”ايشان حتي سوال ننمود كجا ميرويد كي برميگرديد ايشان واقعا” موقعيت اينجانب را درك مينمود و هميشه به بنده روحيه ميداد واميدوارم كه پس از مرگم نيز صابر پر صلابت مانند كوه بايستد و سر پرستي فرزندانش را به عهده بگيرد وبه انان تربيت صحيح اسلامي وبه دخترمان عفت وحجاب اسلامي بياموزد و توكل بر خداوند داشته باش كه اجر اخرت فقط مزد تو خواهد بود و هميشه در كارهايت خود را ناظر وحاضر بدان ودر مورد اينكه اگر خواستند جدا شوند از خانواده ام يعني خواستند ازدواج نمايند بچه هايم را تحويل پدر ومادرم واگر پدر ومادرم در قيد حيات نبودند برادرم و خواهرانم بدهند بنده خيلي در خدمت انها بوده ام دو فرزند من كه تنها يادگارم مي باشند بزرگ نمايند ويك زمين در كرمان دارم كه مقداري عمليات ساختمان روي ان انجام شده كه بعد از شهادتم انها را بفروشيد ودر هر جاي بافت كه كه پدر ومادرم صلاح ديدند منزلي برايم به فرزند وهمسرم بخرند وانشاءالله بر موقعي كه بچه هايم بزرگ شدند هر طور اسلام و فقه اسلامي صلاح ديدند بين پسر ودخترم و همسرم قسمت نمايند واما دخترم زينب روي سخنم با توست دخترم بدان انقلاب اسلامي بسيار خون نثار اين شجره انقلاب شده است تا به پيروزي رسيد و بايد بداني بهترين ياران مخلص امام نثار ان شدهاند وبايد بداني دخترم وظیفه تو حفظ حجاب ميباشد و دخترم دلت بايد […] باشد دخترم بايد عفت داشته باشي دخترم سرافراز باش وبدان كه خون پدرت در راه اعتداي كلمه الله ودر راه حفظ نواميس جمهوري اسلامي فدا گشته است دخترم خداي ناكرده نبايد روزي روي خون پدرت و هزاران شهيد در غربت شهيد شده اند پابگذاري ميدانم كه محيط وكانون خانواده ها كانون سالم اسلامي خواهد بود دخترم هميشه نماز را بپا دار ونماز جماعت را اهميت بده دخترم صدقه را فراموش نكن دخترم تحصيل علم را بزرگ شمار قران را بياموز و به مسائل شرعي اسلامي اهميت بدهيد دخترم در  جامعه اسلامي پاك دامني به درد ميخورد انشاءالله اميدوارم دختري مفيد براي جامعه اسلامي و فرداي قيامت در روي بي بي فاطمه زهرا رو سفيد باشيد انشاءالله دخترم امر به معروف ونهي از منكر را فراموش نكنيد
روي سخنم با هادي ،هاديم پسرم افسوس ميخورم پسرم در زمان من چرا انقلاب نشده است پسرم سجده شكر به جا بياور در زماني پا به دنيا گذاشته اي كه از انقلاب مقدس اسلامي […] سال ميگذرد پسرم تو در انقلاب بدنيا امدي تو خبر از مفاسد جامعه شاهنشاهي خبر نداري پسرم تو ظلم شاهنشاهي را نديده اي پس قدر خودت و انقلاب را بدان و كليه مسائل شرعي و اسلامي كه براي خواهرت نوشته ام شامل حال تو هم ميشود پسرم در جامعه افتخار كن كه پدرت مدت چندين سال عمرش را در خدمت اسلام گذرانيد و بقيه عمرش رانيز در راه خدا مشتاقانه ومردانه داده است  پسرم افتخار كن و سعي كن در اينده افتخار خانواده مان باش وپسرم سعي كن در انتخاب دوستانت مقداري تفكر كن كه به انحراف نيفتيد وهميشه از دوستان ناباب بپرهيز كه مانند زهرمي ماند ودوست ناباب بالاخره تورا هلاك خواهد نمود وپسرم سرپرستي خانواده ام را بعد از پدر ومادرم به تو مي سپارم و تو بايد کمر همت ببنديد وجور ان را بكشيد و پسرم و دخترم به شما سفارش مينمايم احترام پدرم و مادرم و مادرتان را بدانيد و انان با زحمت فراوان و ناراحتي هاي زيادي ديده اند و شما بايد مرحم انان باشيد نه نمك بر زخم انان پسرم سفارش ميكنم كه تحصيل علم كني وقران را باموز ومانند پدر بدون علم و بيسواد معنوي بار نیایی.والسلام

وصیتم به برادران دشت اباد زادگاهم  والسلام
با سلام بر همگي شما ستم دیدگان و كشاورزان زحمتكش همگي شما كه به كم قانع هستيد شما مردم شريف بزرگوار كه در شادي ودر غم همديگرنيز شريك هستيد شما مردم بي ريا و باعاطفه اميد دارم كه همچنان كه تا به حال جوانان برومندي تحويل جامعه اسلامي داده ايد باز هم نگذاريد سلاح ما سرد شود وبر زمين بماند از شما ميخواهم جواني ديگر بفرستيد وبدانيد كه اين انقلاب حق و طرفدار شماست است و شما دلسرد نباشيد اگر جائي تبعيض مي بينيد زيرا همه چيز درست خواهد شد تا امام امت باشد شما غمگين مباشيد و به احترام امام وبه خاطر اسلام دست از اسلام بر نداريد كه فرداي قيامت بايد جواب شهداء و خداوند  متعال را بايد بدهيد البته بنده ارادت كامل به همگي شما داشتم اما مشاغل دنيوي و ماموريت هايم مجال اين را نميداده كه بيشتر به خدمت برسم اميدوارم كه همگي شما اگر از بنده دل خوري يا رنج برده ايد مورد عفو وعنايت خود قرار دهيد واز برادران جوان دشتابي ميخواهم نگذاريد سلاح […] كرامت اقائي و ناجي و ديگر شهداء بر زمين بماند اين دو روز دنيا وزندگي دنيوي پايان خواهد رسيد و ان موقع حسرت بي فايده است .

بیوگرافی

يكم فروردين 1339، در روستای دشتاب از توابع شهرستان بافت چشم به جهان گشود. پدرش امامداد و مادرش ‌كنيز نام داشت. تا پايان مقطع متوسطه درس خواند و ديپلم اقتصاد كشاورزي گرفت. سال 1362، ازدواج كرد و صاحب يك پسر و يك دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. بيست‌‌و‌چهارم خرداد 1367، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

شهید دوران ابتدائي را در زادگاه خود و سپس براي گذراندن دوره راهنمائي راهي شهرستان بافت شد و بالاخره در سال 1359 ديپلم گرفت و در همان سال به عنوان امدادگر عضو كميته امداد امام خميني شد و از همينجا بود كه صفات حميده و فضائل اخلاقي از او بروز كرد در سال 1359عضو شپاه پاسداران انقلاب اسلامي و در عمليات بيت المقدس (حصر ابادان )ايشان حضور داشتند پس از باز گشت از جبهه مامور و محافظ امام جمعه شهر شد و اين در حالي بود كه تمامي امت حزب الله و رزمندگان اسلام به او عنوان فردي صادق شجاع  ايثارگر و منزل او پايگاه حل مشكلات مردم شده بود هر جا كه گره ايي در كاربود براي هركس فرقي نمي كرد غني فقير  پير جوان […] شفيعي مي درخشيد ايشان اندامي لاغر و لباني پژمرده داشت كه هر وقت او را مي نگريستيم ياد خدا در دلهايمان زنده ميشد غمخوار مردم بود لحظه اي ارام نداشت و براي او خستگي مفهومي نداشت هر گاه كاري را انجام ميداد لبخندي […] خشكيده اش مي نشست همه به او به ديده يك […] پناه گاه نگاه ميكردند […] مدتي كه در شهرستان بافت به سر ميبرد به مركز استان […] ودر انجا مسئول تامين يگان حفاظت ناحيه شدند ايشان بسيار فعال بودند به دليل اينكه بسيار خوب به وظيفه اش عمل كرده بود از طرف ناحيه تشويقي به سوريه […] زيارت قبر حضرت زينب (س)اعزام شدند و در بازگشت به عنوان معاون يگان مشغول خدمت بود در سال 1365به ايشان ماموريت دادن به مدت 4ماه بايد به سوريه جهت حفاظت از نماينده امام حاج اقا فهري به ان ديدار برود وايشان هر وقت به ياد لبنان ومردم ان ديار و يا وقتي به ياد قبر زينب (س)مي افتاد ان […] روز شروع به گريستن ميكرد و ميگفت مردم لبنان و فلسطين دارند نتيجه خيانت خود نسبت به امام حسين (ع) و ان دعائي كه زينب (س)در حق انها كرده (اي مردم شام اشك چشمانتان خشك نشود و روز خوش نبينيد مي بينند)علي ميگفت يك روز يك دل درد ناجوري  سراغم امد به طوري كه مرگ را جلوي چشمانم مي ديدم رو به اسمان كردم گفتم خدايا از اين بنده ناقابل اين دعارا بپذير اجازه بده لا اقل من وصيت نامه بنويسم توي اين كشور غريب يا خدايا تو را به ائمه اطهار مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده من دوست دارم در جبهه هاي ايران شهيد شوم نه اينجا وان هم به مرگ طبيعي و مي گفت بعد […] گفتن اين كلمات حالم خوب شد ودر اين فرصت وصيت نامه نوشتم اين شهيد بزرگوار ملكه اخلاق بود ايثار او زبان زد تمام مردم بود […] وجود خود در راه خدا گام برني داشت براي او ساعت مشخصي به عنوان ساعت كار نبود ساعت 12شب خانه مي امد سوال ميكرديم چرا مرخصي را استراحت نميكني […] استراحت چه معني دارد مگر كار براي خدا خستگي داره […] را كه ما به عنوان حديث يا قران مي خوانديم علي اگر ان حديث يا ان ايه قران را نخوانده ويا نشنيده […] اما عمل داشت كمتر حرف ميزد بيشتر عمل ميكرد  مهر ماه 1366سپاه به او 9ماه ماموريت به جبهه را داد همان ابتداي ماموريت گوئي خانواده انتظار شهادتش را ميكشند چون خيلي امادگي شهادت را داشت در شيميايي شهر حلبچه مجروح وشيميايي شده بود و هنگامي خانه امد ما گفتيم الحمدالله كه لااقل زنده هستي ميگفت ميدانم تا خالص خالص نشوم شهيد نمي شوم شما فكر ما ميكنيد
وقتي كه از جبهه مي امد خانه ميرفت براي رزمنده ها و […] جور ميكرد تا وقتي كه ميرفت همراه خودش برو بچه هاي جبهه هم هر كمبودي داشتند به علي ميگفتند چون مطمئن بودند او براي انها جور ميكند هيچگاه از موقعيت و وضعيت خود سخن نمي گفت واما بعد از شهادتش فهميديم ا و در جبهه مسئول ميني كاتيوشا بوده است در عمليات بيت المقدس ايشان مجروح شدند و در مرداد 1367 در بيمارستان شهيد […] به شهادت رسيدند نحوه مجروح شدنش را دقيق نميدانيم اما […] روي ان اتفاق نظر دارند اين است كه ايشان ابتدا از دست مجروح شدو هنگامي كه امبولانس به سرعت […] به بيمارستان صحرائي ميرسانده تصادف كرده از ناحيه سر ضربه مغزي شده بود و جالب اينكه دعاي […] شده بود چون همانطور كه قبلا”متذكر شدم […] در سوريه كه بود ند اين درخواست را از خدا […] خدايا مرا در جبهه هاي ايران به شهادت برسان اين بزرگوار دو فرزند دارند به نامهاي هادي و زينب زندگي اين مجاهد […] براي خانواده و همشهريانش درس بود وياد او هيچگاه […] سپرده نميشود هر جا كه اسم علي مي ايد اشكها است كه جاري ميشود و ميگويند علي به خانواده شما تعلق نداشت و براي شما نبود او متعلق به اين مردم بود.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1367/03/24
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
بیت المقدس
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *