
بسم رب الشهداء والصدیقین 67/2/14
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربّهم یرزقون
مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند، بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.
گواهی می دهم که نیست خدایی بجز خدای یکتا و گواهی می دهم که محمد (س) فرستاده و بنده خداوند است ، گواهی می دهم که علی (غ) دوست و ولی خداست و اسلام دین من است ، قرآن کتاب آسمانی من است ، بار خدایا چگونه باور کنم که این بنده سرتا پا گناه توفیق کشته شدن در راه تو را پیدا کنم. خدایا اصلا نمی توانم باور کنم که بنده توفیق پیدا کنم که در راه تو کشته شوم چون بنده گناهان زیادی را مرتکب شده ام ای خدایا نمی دانی چقدر شما را شکر می کنم که به بنده توفیق دادی برای احیای دین اسلام در رکاب حضرت ولی عصر عج در جبهه حضور پیدا کنم و در راه رضای تو بجنگم.
ضمن عرض سلام به پیشگاه حضرت مهدی (عج) و درود بی پایان بر نائب برحقش امام امت و با سلام و درود بر امت حزب الله خصوصا امت حزب الله کهنوج و با سلام بر شهدای صدر اسلام و شهدای جنگ تحمیلی و با سلام و درود فراوان خدمت خانواده های محترم شهدای انقلاب اسلامی.
باری پروردگار بزرگ هم اکنون موقع ترک زندان پست و پلید دنیا فرا رسیده است و هنگام رهایی از مرداب دنیاپرستی با تمسک به خدای متعال می باشد.
اینجاست که بنده سرتا پا گناه و خار بیابان عاشقانه و عاقلانه تنها متاعی کهبه نظر خودم بزرگترین چیزی است که می توانم در این مرحله از آزمایشها تقدیم حضور حق تعالی کنم جان ناقابل است که بر کف نهاده ام و به میدان می روم . میدانی پر از خریداران طریق حقیقت که هر یک به نحوی در مقابل دیدگان پرفروغ معشوق خودنمایی می کنند و عشق خود را نسبت به وی ابراز می دارم. یکی رضای خاطر وی را در این می بیند که خود را پاره پاره نیشهای زهرآگین ترکشها و گلوله های خصم نماید و دیگری غرق شدن در آبهای پرموج اروند را می پسندد و من می پندارم آنچه را یزدان می پسندد.
و یکی درد شیمیایی شدن و خفه شدن در کوههای سر به فلک کشیده خرمال و حلبچه را انتخاب می کند و من پسندم آنچه را یزدان پسندد. یکی وصل و یکی هجران پسنند، یکی درد و یکی درمان پسندد، من از درمان و درد و وصل و هجران، پسندم آنچه را یزدان پسندد.
اگر باشد قرار آخر بمیرم دلم خواهد که در سنگر بمیرم
دلم خواهد که همچون حمزه در کوه دلاوروار در سنگر بمیرم
دلم خواهد که در فصل جوانی برای یاری قرآن در سنگر بمیرم
ای کاش می توانستم دین خود نسبت به شما ادا نمایم خوشا به حال آنان که در راه خدا و برای رضای خدا و جلب رضای احدیت مشتاقانه پیکار کردند و در راه رسیدن به معبود خود عارفانه و عاشقانه به شهادت رسیدند این بزرگترین آرزویم بود. امید آن را دارم که خداوند متعال بیشتر از این مرا معطل نگرداند مگر خون من از علی اکبر حسین و 72 یار باوفای امام امت و رجایی و باهنر و بهشتی و بقیه شهدا رنگین تر است نه هرگز بنده در مقابل آن عزیزان هیچ نیستم واگر خداوند بزرگ قبول کند با فدا کردن جان ناقابل خود حسین زمان را یاری می کنم.
وصایای من به شرح زیر است:
1- قبر مرا کنار قبر برادرم شهید حسن حاجب و پسر عمویم شهید محمد حاجب حفر نمائید.
2-مدت 6 ماه برایم اجیر بگیرید که برایم نماز و روزه بگیرند
3- از امت شهید پرور می خواهم که امام امت را تنها نگذارید و دنباله رو و پیرو خط امام امت و دنباله رو شهداء باشند و از روحانیت جدا نباشند چون هرچه ما داریم از روحانیت داریم که امام عزیز می فرماید: اگر روحانیت نبود کشور هم نبود و باید شما امت حزب الله ایران خصوصا امت شهید پرور کهنوج دنباله رو امام و روحانیت باشید.
خدمت پدر و مادرم سلام علیکم، از شما پدر و مادرم می خواهم که در شهادت من گریه و زاری نکنید چون گریه کردن شما و اشک ریختن شما سیلی می شود و جلو راهم را می گیرد و از شما می خواهم که در سوگ من لباس سیاه نپوشید و از شما پدر و مادرم می خواهم بنده در مدتی که پهلوی شما بودم شاید شما را ناراحت کرده ام که حتما شما را ناراحت کرده ام از شما تقاضا دارم که بنده را عفو کنید چون زحمات زیادی برایم کشیده و امید آن را دارم که بنده را ببخشید و اگر شهید شدم شفیع شما خواهم شد. خدمت برادرانم سلام علیکم از برادرانم تقاضا دارم که اگر بدی از من دیده اید مرا عفو کنید واسلحه به زمین افتاده مرا از زمین بردارید و از شما برادرانم می خواهم که امام امت را تنها نگذارید و در خدمت امام و روحانیت باشند. خدمت خواهرانم سلام علیکم از شما خواهرانم می خواهم که با رعایت کردن حجاب اسلام مشت محکمی بر دهان یاوه گویان شرق و غرب بزنند زیرا دشمن از دو چیز واهمه دارد: یکی سیاهی چادر شما خواهران حزب الله و یکی خون سرخ شهیدان . اگر بدی از من دیده ای مرا حلال کنید واگر شهید شدم شفیع شما می شوم. خدمت دختر عموها و خاله هایم و دختر خاله هایم سلام علیکم. و از شما تقاضا دارم که اگر بدی از بنده دیده ای مرا ببخشید و با رعایت کردین حجاب اسلامی مشت محکمی بر دهان آمریکای جنایتکار بزنید و اگر شهید شدم شفیع شما خواهم شد.
خدمت عموها و پسرعموهایم سلام علیکم از شما عموها و پسر عموهایم تقاضا دارم که دنباله رو امام و روحانیت باشید و اسلحه به زمین افتاده بنده را از زمین بردارید و اگر بدی هم از بنده دیده ای بنده را حلال کنید و اگر شهید شدم شفیع شما می شوم . خدمت همه همکارانم سلام علیکم از شما همکارانم تقاضا دارم که با فعالیت و کارکردن برای مردم محروم و حاضر بودن در صحنه های نبرد مشت محکمی بر دهان صدام جنایتکار بزنید و اگر بدی از بنده دیده اید مرا حلال کنید و اگر شهید شدم شفیع شما می شوم خدمت خواهران همکارم سلام علیکم، از شما همکارانم تقاضا دارم که با رعایت کردن حجاب اسلامی و کار کردن بر مردم محروم مشت محکمی بر دهان صدام جنایتکار بزنید و اگر بدی از بنده دیده اید، بنده را حلال کنید و اگر شهید شدم شفیع شما می شوم. خدمت تمامی امت حزب الله سلام علیکم از شما امت حزب الله تقاضا دارم که جبهه ها را خالی نگذارید وامام امت را تنها نگذارید. درست است مسجد سنگر است مدرسه سنگر است ، اداره سنگر است ولی در رأس این سنگر، سنگر جنگ قرار دارد و اگر کوچکترین خللی در این سنگر افتاده باشد بقیه سنگر ها از اعتبار می روند، کسی نگوید من یک مرتبه یا چند مرتبه جبهه رفته ام یا برادرم جبهه رفته یا برادرم شهید شده است باید به سوی جبهه ها هجوم بیاورید و این صدام جنایتکار را به زباله دان تاریخ بیندازید و در پایان از همه دوستان ، آشنایان تقاضا دارم که اگر بدی از بنده دیده اید ، بنده را حلال کنید و همواره در خدمت امام و روحانیت باشید و به سوی جبهه ها هجوم بیاورید و راه شهدای اسلام را ادامه دهید.
خداوند می فرماید: قالت انی ما لا تعلمون: خداوند متعال می فرماید: آنچه را من از عالم خلقت می دانم ، شما نمی دانید.
67/2/13
بيستم شهريور 1345، در روستاي دهكهان از توابع شهرستان كهنوج به دنيا آمد. پدرش حيدر، كشاورز بود و مادرش مريم نام داشت. در مقطع ابتدايي درس خواند. كشاورز بود، بهعنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. چهارم خرداد 1367، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. پيكر وي مدتها در منطقه به جا ماند و پس از تفحص سال 1375، در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپرده شد. برادرش حسن نيز به شهادت رسيده است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه