محمد میرزایی حمید آبادی

نــام :
محمد
نـام خـانوادگـی :
میرزایی حمید آبادی
نـام پـدر :
حسین
تـاریخ تـولـد :
1349
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ»

«همانا خدا دوست دارد آنانرا که پیکار کنند در راه خدا صف بستگان گویا ایشانند بنایی استوار ساخته شده.» (سوره صف آیه 4)

بادرود وسلام بر محمد مصطفی و جانشینان او و آخرین امام و جانشین پیامبر امیدوارکننده رزمندگان حضرت مهدی موعود(عج) و با درود و سلام به روح و جان مهدی امید مستضعفان جهان و فرمانده کل قوا امام خمینی و با درود و سلام بر شهیدان اسلام مخصوصا شهیدان کربلا شهیدان کربلاهای ایران که اسلام را از نو زنده کردند . من موقعی این وصیتنامه را می نویسم که هنوز خود را لایق شهادت نمی دانم اما خدا الرحمن الرحیم است . و بخشنده و غفار است واگر گناهان ما از کوهها هم بیشتر باشد اما رحمانیت خدا خیلی زیاد است از آنچه که با فکرمان نمی رسد من از شما پدر ومادرم که جان خود را برای پرورش من بخطر می انداختید وزحمتها کشیدید و رنجها خوردید اما من قدردانی هیچ گونه از زحمات شما را نکردم از شما می خواهم که مرا ببخشید عفو کنید . اگر باعث ناراحتی شما و به شما تروشرویی کرده ام از شما والدین عزیزم امید عفو دارم و از برادرهایم و خواهرهایم می خواهم هرگونه ناراحتی و بد رفتاری با آنها کردم ببخشند.

من از مردم ایران عاجزانه می خواهم به عنوان یک فرزند کوچکی از اسلام می خواهم که دست از امام امت برندارند و امام و ولایت فقیه را تنها نگذارند و با ایثار جان و مال خود پاسدار خون شهدا باشند همینطور که از اول انقلاب با گذشت از جان خود روو در روی تانکهای شاهنشاهی با مشتی گره کرده رفتیم و کاخهای پر از جنایت را خراب کردید و الان هم با گذشت از جان فرزندان خود آنها را به جبهه ها بفرستید که بهترین دانشگاه اینجاست آن دانشگاهی که حسین معلمش می باشد و شاگردانی همچون قاسم و اصغر و حبیب بن مظاهر در این کلاس درس خواندند و به آخرین مدرک شهادت رسیدند و از دانش آموزان می خواهم که کلاس مدرسه را حفظ کنند و بیایند در این دانشگاه امام صادق و اسلام را بشناسند. از شما می خواهم که هر کس از اقوام و خویشان و دوستان و همسایگان که ناراحتی از من دیده اند مرا ببخشند و از پدر و مادر و خواهرانم می خواهم که برایم گریه نکنند واگر خواستند گریه کنند بیاد شهیدان کربلا و اطفال امام حسین گریه کنید واز شما می خواهم که اگر جنازه من نیامد ناراحت نباشید که ما چشم به راهیم و از این حرفها شما اگر کسی امانتی بشما داد و دوباره خواست آن امانت را بگیرد شما آن را پس نمی دهید و اما من هم امانتی بودم از خدا به پیش شما که هر موقع که خواست آن را می گیرد و خدا در قرآن می گوید اجل کسی را یک لحظه تغییر نمی دهم واگر پشت جبهه هم بودم مرگمان فرا می رسید چه بهتر که در راه خدا این جان ناقابل را بدهیم ما که در زندگیمان برای اسلام کاری انجام ندادیم امیدوارم که در مرگم و بار یختن خون ناقابلم خدمتی برای اسلام کرده باشم واز خداوند متعال می خواهم که از گناهان ما در گذرد و ما را به راه راست هدایت کند و از شماها همه می خواهم که برای آمرزش گناهان و همچنین با حسین (ع) و قاسم شهید دعا کنند و برای سلامتی و طول عمر امام که جانم بفدای یک لحظه عمر او باد دعا کنید و برای زیارت کربلا و آزادی قدس و آزادی مردم جهان بکوشید و دعا کنید.

مادر عزیزم از تو می خواهم اگر من شهید شدم اگر به پیش امام خمینی رسیدی سلام مرا به او برسان که آرزوی دیدار امام بر دلم مانده امیدوارم که در وقت شهادت مهدی صاحب الزمان را ببینم دگیر عرضی ندارم فرزند حقیر شما محمود میرزایی تاریخ 61/10/28

خدایا خدایا تو را به جان مهدی تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا الهی امین  محمد میرزایی حمید آبادی

بیوگرافی

زندگینامه شهید معظم محمد میرزایی حمیدابادی

دوم خرداد 1349در شهرستان رفسنجان متولد شد پدرش حسین کشاورز بود ومادرش فاطمه نام داشت تا سوم متوسطه تحصیل کرد به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. چهارم خرداد 1367 در شلمچه بر اثر انفجار مین شهید شد. پیکر وی مدت ها در منطقه بر جاماند و پس از تفحص سال 1374در رستم اباد رفسنجان به خاک سپرده شد. برادرش محمود نیز به شهادت رسید.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1367/03/04
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *