سعید نکویی ده چناری

نــام :
سعید
نـام خـانوادگـی :
نکویی ده چناری
نـام پـدر :
حسین
تـاریخ تـولـد :
1340/09/15
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون گمان مپندارید آنهاییکه در راه خدا جنگ کردند و کشته شدند مردگانند، بلکه زنده اند و جاویدان و نزد خدایشان روزی می خورند. با نام خدا و با عرض سلام وصیت نامه خویش را آغاز می کنم. اینجانب سعید نکویی متولد سال 1341 فرزند حسین جان که برای دومین بار به جبهه اعزام شدم. ؟؟؟ تا به رنج دیدگان جامعه های فردا بگوییم که زندگی در رفتن است نه به مقصد رسیدن. و همه یکسان به مرگ می رسند ولی همه یکسان زندگی نکرده اند. زندگی مرگ است و مرگ مقصد باید در راه پیروزی حق تلاش کرد. ؟؟؟ که در شبهای زمستان تا صبح می لرزید ، ای کسانی که جز الله در این دنیا کسی را ندارید و ای مادرانی که همیشه دعای خیرتان همراه و بدرقه راهمان بود و ای پدرانی که چشم امیدتان بودیم و شما ای تمامی رنج کشیدگان ایران و جهان بدانید که فعالیت و کوشش خود را در راه دفاع از اسلام و میهن و دفاع از انقلاب خونین مان که چشم شما بدان است کردیم ؟؟؟ راه کشته شدن ما را چه باک که شهادت در پیروزی آرزوی ماست و شما نیز با حرف نگویید یا حسین ؟؟؟ که دوران عمل فرا رسیدن اما اسلام و حسین را یاری دادن تنها به جبهه رفتن نیست ، بلکه آن ؟؟؟ که در روستا برای رزمندگان اسلام نان می پزد و آن کشاورزی که کار می کند و محصلی که به موقع در سر کلاسش حاضر می شود اینها همه در جبهه داخلی جهاد می کنند در راه خدا. ؟؟؟ در راه خدا بجنگید در پشت جبهه بجنگید با کمبودهای اقتصادی با منافقان از خدا بی خبر و آمریکایی نگذارید که اینها دل اسلام را بدرد بیاورند. ای مسلمانان ایران بخدا قسم رهبرمان عزیز است . رهبرمان مظلوم است، رهبرمان بزرگ است او را تنها نگذارید و وحدت خودتان را نیز حفظ کنید و به همکلاسیهای عزیز و مهربانم بگویم که آینده کشورمان و آینده جمهوری اسلامی به شما بستگی دارد. شما هستید که باید چرخهای این مملکت را به گردش در بیاورید. دیگر کارشناس داخلی و یا خارجی در کشور ما کار برای اسلام نمی تواند بکند. آنها همه متحد شده اند برای نابودی ایران . شما هستید که باید دهان آن آمریکاییها و روسها را خورد کنید. باید بکوشید و باید فعالیت کنید مغزهایتان را به کار بیندازید و کشور ؟؟؟ کنید . شما اگر بخواهید خیلی زود می توانید جبران کنید. اگر کوشش کنید می توانید این گفته رهبر است باید شما هم تا می توانید در راه اسلام مجاهدت کنید و بچه هایتان را حسین وار در راه اسلام بدهید و خودتان هم حسین وار بجنگید تا وقتی که در راه می آمدیم در شهر درود بودیم که پیرمردی دست بلند می کرد و می گفت خدا نگهدارتان. خدا نگهدارتان. دست از کار در مزرعه اش کشیده بود و رزمندگان اسلام را دعا می کرد. پیرزنی را دیدم که وقتی قطار می رفت رو به ما کرده بود و دستها را به طرف آسمان و دعا می کرد. آری ما چطور می توانیم در برابر اینها بی تفاوت باشیم. آیا ما می توانیم ؟؟؟ کنیم نه بخدا قسم در آن لحظه بود که فقط می خواستم بنشینم و فریاد بکشم و گریه کنم. پدر و مادر عزیز احتمال می رود که از این حمله برنگردم، اگر برگشتم که به خدمت می رسم و اگر شهید شدم شما صبر کنید و برای من گریه نکنید . اگر برای من گریه کنید روحم ناراحت است. برای علی اکبر امام حسین گریه کنید . برای علی اصغر حسین گریه کنید که با تیر سه شعله سرآتش کردند من که در برابر آنها صفرم. خواهر عزیزم را بگویید که ناراحت نباشد من به ؟؟؟ رسیدم که دنبالش بودم که نصیبم شد و به برادرانم می گویم که بابا راتنها نگذارید و راه مرا ادامه دهید و صبور باشید و

بیوگرافی

سعید، پانزدهم آذرماه سال 1340 در شهر كرمان متولد شد. پدرش حسین و مادرش رخساره نام داشتند. سعید تا پایان مقطع متوسطه در رشته عمران درس خواند و دیپلم گرفت. پس از آن به‌عنوان سرباز ارتش به جبهه اعزام شد و یازدهم شهریورماه سال 1360 در بستان بر اثر جراحات جنگی به شهادت رسید.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1360/06/11
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
عـملیـات :
فتح بستان
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
گلزار شهدای کرمان
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
1
ردیـف :
8
شـماره :
44

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *