
بسم الله الرحمن الرحيم
ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا کانهم بنيان مرصوص “خدا آن مومنان را که در صف جهاد با کافران مانند سد آهنين همدست و پايدارند بسيار دوست مي دارد.”
اللهم اجعلني من جندک فان جندک هم الغالبون “بارخدايا قرارم ده از لشکر خود زيرا سپاه تو پيروزند.”
خدايا تو شاهد باش که من براساس رسالت و مسئوليتي که دربرابر انقلاب اسلامي که خونبهاي هزاران شهيد و مجروح است به جنوب کشور رفته ام وبه جنگ ضد خدا پرداختم، و اين يک فريضه اي و بر همه واجب است که از انقلاب پاسداري کنند چه در ميدان نبرد و چه در پشت جبهه و در حين پاسداري بايد از خود مقاومت نشان دهيم.
خداوند در قرآن مي فرمايد: يا ايها الذين امنوا استعينوا بالصبر و الصلوه و ان الله مع الصابرين “اي کسانيکه ايمان آورده ايد از مقاومت و پايداري در راه سختي ها و ناملايماتها در جنگ با دشمن خدا و مردم و پيوند با خدا (نماز) کمک بگيريد و بدانيد که خداوند با مقاومت کنندگان است”
و باز در جاي ديگر مي فرمايد: احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا امنا و هم لا يقتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الکاذبين “آيا مردم چنين پنداشتند که به صرف اينکه گفتند ما ايمان به خدا آورديم رهاشان کنند و به اين دعوي هيچ امتحانشان نکنند و ما امتي که پيش از اينان بودند به امتحان و آزمايش آورديم تا خدا دروغگويان را از راستگويان کاملا معلوم کند و مقام منافق و مومن پاک را از هم جدا سازد.”
و اينک اين يک امتحان وآزمايش الهي است و گويا اين آيات همين امروز به اين مردم نازل شده، اينهمه مشکلات اعم از وضع اقتصادي، مشکلات سياسي، جنگ ، شهادت عزيرانمان و … گريبانگر ملت شده و اينها همه از سوي خداست خدا مي خواهد بنده اش را در معرض اين بلاها و مصيبتها قرار دهد و او را بيازمايد پس از خدا بخواهيد که اين از اين آزمايش الهي موفق و پيروز بيرون آئيد.
اي خواهران و برادران اکنون وظيفه شماست که خون شهدا را پاس داريد و نگذاريد که شور و غوغاي انقلاب رو به سردي گرايد بيائيد با افشاء نيرنگهاي منافين و با حمايت بي دريغ خود از امام و ولايت فقيه، امپرياليسم شرق و غرب را به سر جاي خود بنشانيد، شما مسئول لحظه به لحظه زندگي خود و جامعه تان هستيد، نگذاريد اين لحظه ها بيهوده از بين رود چرا که “كُلُكُّم راعٍ و كُلُكُّم مَسؤولٌ عَن رَعِيَتِهِ”
بارالها من بنده اي ذليل و خوار بيش نيستم چطور مردي به آن بزرگي و عظمت مي گويد من دست شما رزمندگان را مي بوسم و بر اين بوسه افتخار مي کنم و اي بر من، اي خدا الان که اين وصيتنامه را مي نويسم تو خود مي داني چه مي خواهم بگويم تو خود از کردار من باخبري ، خدايا قلم شرم دارد آنها را روي کاغذ بياورد خدايا مگر پاسداران که و چه هستيم که امام اينگونه خطاب به آنها مي گويد: کاش من يک پاسدار بودم. اي واي بر ما پاسداران که به وظيفه خود عمل نکنيم.
پدرجان، شايد اين آخرين سلام و صحبتم باشما باشد. پدرجان، خوشحالم از اينکه در راهي قدم گذاشته ام که به حقانيت آن راه کاملا اطمينان دارم و خوشحالم از اينکه به نداي هل من ناصر ينصرني حسين ابن علي (ع) که از خوزستان کربلاي ايران برخواسته لبيک گويم و خون ناقابلم را براي برقراري اسلام و قرآن هديه کنم
مادرجان شايد اين اخرين خداحافظي است که با تو مي کنم مادرجان شما بايد فاطمه را الگوي خود قرار دهيد و صبر و ايثار را از او بياموزيد و روحيه انقلابي و پرخاشگر فاطمه را بايد سرمشق خود دهيد مادرم توصيه مي کنم موقعي که خبر شهادت مرا مي شنوي گريه و زاري نکني بلکه خدا را شکر کن و خوشحال باش از اينکه فرزندت فداي اسلام و قرآن شده و لحظه اي بينديش و فکر کن که آيا خون من از خون شهداء ديگر رنگين تر است؟
و تو خواهرم بايد از زينب درس بگيري و زينب الگو و نمونه اي باشد براي تو، از زينب ياد بگير که چگونه تحمل سختيها و گرفتاريها را مي کرد و خم به ابرو نمي آورد و تا پيروزي نهائي از پاي ننشست. انشاالله که زندگی زینب درسی باشد برای همه خواهران و شیرزنان مسلمان. از شماا برادران عزيزم مطمئنم که در مرگ من اشک نمي ريزيد و خدا را شکر مي کنيد واز او مي خواهيد که شهادت را نيز نصيب شما بکند.ان الله مع الصابرين.
بیست و پنجم مهر 1341 در روستای سعادت آباد درشهرستان سیرجان به دنیاآمد پدرش حسین خوار بار فروش بود ومادرش فاطمه نام داشت تا پایان مقطع متوسطه در س خواند و دیپلم تجربی گرفت به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت دهم اردیبهشت 1361 در سپد جابر بر اثر اصابت جراحات جنگی پیکرش متلاشی شد وبه شهادت رسیدمزار وی در گلزار شهدای سیرجان واقع است
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه