
بسم الله الرحمن الرحیم
وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ
آنانکه در راه خدا کشته شدند خدا هرگز رنج و اعمال آنها را ضایع نگرداند.
پیکار کنید برای احراز حق و نگذارید بجای ذلت و ننگ دامن شما آغشته به خون شما باشد.
حضرت علی می فرماید: عزیزان خود را فدای اسلام عزیز بکنیم .
با سلام و درود فراوان به پیشگاه ولی عصر (عج)و نایب برحقش امام امت و امید مستضعفین جهان با سلام و درود به کلیه جانبازان و رزمندگان عزیز در جبهه و خانواده شهدا و اسیران جنگ تحمیلی و به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان سخنانم را آغاز می کنم البته من خیلی کوچکتر و حقیرتر از آن هستم که بخواهم به چنین ملتی که در حدود چهارسال است که درجریان انقلاب بوده اند و خودشان انقلاب برپا کرده اند پند یا نصیحتی بکنم و لی مثل تمامی شهدا من هم وصیتی دارم و برای هر فرد مسلمانی واجب است که وصیت خود را بکند و از دنیا رود من هم تکلیف خود دانستم که چنین کاری انجام بدهم .اولین نصیحتم به ملت شهید پرور و غیور ایران اسلامی می باشد و آن این است که ای برادران و خواهران عزیزم این دنیا یک مسافرتی بیش نیست و همیشه یک مسافر وقتی سفری در پیش داشته باشد توشه ای جمع آوری می کند که در طول سفر گرسنه نباشد و این دنیا درست مثل همان سفر مسافری می ماند هر کسی به دنیا می آید و چند سالی عمر می کند و بعد هم چه بخواهد وچه نخوا هد از دنیا خواهد رفت پس چه بهتر که توشه ای از دعا، نماز،جهاد و غیره جمع آوری نماید که از آتش جهنم برحذر باشد .پس نتیجه می گیریم که در آن دنیا مادیات هیچ گونه ارزشی ندارد و اگر داشت وقتی که کسی از دنیا می رفت مقدار پول و یا قسمتی از مادیات خود را برایش در قبرمی گذاشتند ولی معنویات بسیار با ارزش می باشد .البته همین معنویات اگر به خاطر خدا نباشد و نیت غیر خدا شد بیشتر به آتش فرو خواهیم رفت و بر فرض بگوید هم اکنون که مردم در مسجد نشسته اند بگذار من میان جمعیت ده هزار تومان بدهم برای جبهه اگر به آن صورت شد هیچ ارزشی ندارد. چون نیت غیر خدا بوده پس خواهران و برادران جامه عمل بپوشانید هرکاری که می خواهید انجام دهید خدا را در نظر بگیرید و دو ستان عزیز این نصیحت را از این و اگربرای خدا باشد و خیر و صلاح خدا در آن کار می باشد انجام دهید که بسیار ارزش دارد .یعنی اینکه آدمی اگر می خوابد به خاطر خدا باشد یعنی چنین باشد که خدایا برای این می خوابم که بتوانم در موقع بیداری برای پیش برد نام الله و قرآن کار نمایم اگر به این صورت شد هر جا که انسان مرد شهید به حساب می آید تنها در جبهه و مبارزه بر علیه کافران و تمامی کارهایش اگر بر همین اساس شد این یک شهید به تمام معنا خواهد بود.ولی اگر به غیر از این صورت شد هم مانند آن روایتی می شود که می فرماید شخصی آمد در جبهه مبارزه کرد تا اینکه شهید شد بعداً خداوند پرونده اعمالش رابه دستش داد وگفت شما برای این آمدی به جبهه که به دوستانت بگویی که من شجاع هستم که این شهادتت بحساب نمی آید پس برادرانی که در جبهه هستی و عازم جبهه می خواهید بشوید مواظب نیتتان باشید .پس به این صورت نتیجه می گیریم که زندگی دنیوی چیزی است زودگذر، دیر یا زود مرگ انسان فرا می گیرد و باید از این دنیا برود پس چه بهتر که هنگامی که بسوی خدا می رویم با کوله باری درست خوب داشته باشیم تا مورد لطف خدا قرار بگیریم .من میروم و اگر رفتم سعی می کنم که انشاءالله کوله باری داشته باشم که نزد خداوند خویش رو سپید باشم و مردنم در راه خدا باشد که انشاءالله هست همان طور که خدا وعده داده و بر؟؟؟رسید زندگی خوبی را خواهیم داشت و نباید کسی در فقدان من ناراحتی به خود راه دهد بلکه باید شادمان باشید اگرچه خدا و روز رستاخیز معتقد باشید .نصیحتی دارم برای همه ملت ایران از این برادر کوچکتر خود قبول کنید اول آن که به نماز و دعا خیلی اهمیت دهید زیرا هرچه داریم در آن دنیا فقط همین دعا و نمازها بدردم یخورد و بس. و از خواهران عزیز در برابر کشور اسلامی می خواهم که به حجاب خود اهمیت فراوان دهند زیرا حجاب آنها از هر نوع سلاحی کوبنده تر می باشد و حجاب شما خواهران از خون من هم رنگین تر است .وصیت من به مادرم این است که مادر عزیزم مرا ببخش که نتوانستم جبران آن همه زحمات شما را بجا بیاورم و آن شیری که به من دادی برای من حلال کن.
وصیت به پدرم و ای پدرعزیزم شما هم بسیار برای من زحمت کشیدید تا مرا به این سن رساندید ولی هم از شما و از همه و از مادرم می خواهم که در مرگ من به هیچ وجه ناراحتی نکنید و اگر هم می خواهید گریه و ناله کنید بکنید برای مظلومیت آقا حسین ابن علی(ع) گریه و ناراحتی نماید چون ما هم امانتی هستیم به نزد شما وبایستی این امانت را به صاحبش برگردانید و هر وقت خدا خواست باید این امانت را بدهید با قلبی صاف تقدیم پروردگار کنید .وصیت به برادرانم اینست دوست می دارم که شما هم همیشه در رکاب اسلام و قرآن تلاش و کوشش نمائید و همچون علی بن ابیطالب مرد جنگ و مبارزه بر علیه نفس خود باشید و نگذارید اسلحه من بر زمین بماند و باید شما برادرانم باید آن را بردارید و بر صف دیگر رزمندگان اسلام بشتابید و اسلام را یاری کنید که این اسلام به خون من و شماها و دیگران احتیاج دارد این شهیدان با خون خود درخت تنومند اسلام را آبیاری کردند و حال نوبت شماها رسیده .درپایان ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود.برادران استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست و همیشه بیاد خدا تبارک و تعالی باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند. حضورتان را در جبهه های حق علیه باطل ثابت نگه دارید. در امام بیشتر دقیق شوید. سعی کنید عظمت او را بیابید و خود را تسلیم او سازید اگر فیض شهادت نصیبم گشت آنانکه پیرو خط سرخ امام خمینی نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارند بر من نگریند و بر جنازه من حاضر نشوند اما باشد که دماء شهدا آنان را نیز متحول سازد و به رحمت الهی نزدیکتان کند. آه که چقدر مشتاقم زودتر به این جوانان شهید بپیوندم. سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد با خداوند پیمان می بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها با حسین همراه باشم و سنگر او را خالی نکنم تا هنگامیکه احکام اسلام در زیر پرچم اسلامی امام زمان(عج) به اجرا در اید. در آخر اگر کسی بدی از من دیده امید آن دارم مرا ببخشد و اگر جسد مرا نیاوردند هیچ ناراحت نباشید و مانند دیگر مفقودین به حساب بیاورید و از خانواده های شهدا مفقودین و اسرا می خواهم که در نمازهایتان امام را فراموش نکنید. و همچنین رزمندگان را.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار.
والسلام
دوم خرداد 1342، در شهرستان رفسنجان متولد شد. پدرش سعدالله، كشاورز بود و مادرش كبري نام داشت. تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند. سال 1365، ازدواج كرد و صاحب يك پسر شد. پاسدار بود، با سمت فرمانده گروهان زرهي به جبهه اعزام شد. بيست و پنجم دي 1365، در شلمچه بر اثر اصابت تركش خمپاره به سر، شهيد شد. مزار وي در روستای لاهيجان تابعه زادگاهش واقع است.
وی در خانواده ای مسلمان و متدین در روستای لاهیجان از توابع رفسنجان پا به عرصه جهان گذاشت. او از همان دوران کودکی فردی خوش برخورد و قاطع و منظم و وقت شناس و مهربان بود بطوری که اخلاقش همه را بطرف خود مجذوب می کرد تا سال پنجم ابتدائی تحصیل نمود و با شروع نهضت انقلاب اسلامی در اکثر راهپیمایی ها و تظاهرات علیه شاه ملعون شرکت می کرد و در سال 1359 عضو بسیج شد و حدود چهار سال بسیجی بود و سپس به علت علاقه ای که به شغل پاسداری داشت وارد سپاه گردید و بعنوان کادر سپاه بارها درعملیات های متعدد شرکت کرد تا اینکه در مورخه 65/10/25درعملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه دعوت حق را لبیک گفت وبه آرزوی دیرینه اش که همانا شهادت بود نائل گردید.
روحش شاد و راهش پررهرو باد.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه