By Plimun Web Design

-109-  شهیدستان- همزمان با گرامیداشت هفته مقام معلم یادواره شهدای فرهنگی و 109 دانش‌آموز شهید در شهربابک برگزار شد. به گزارش شهیدستان به نقل از فارس،...
1392-02-14-09-55-07   شهیدستان- بنیاد شهید استان کرمان در نظر دارد به منظور جمع آوری فیلم هایی از والدین شهدا مسابقه فیلم برگزار کند.   به گزارش خبرنگار شهیدستان،...
-26-  یادواره 26 شهید روحانی رفسنجان با حضور سرلشکر سلیمانی فرمانده قدس سپاه کشور برگزار شد شهیدستان- یادواره 26 شهید روحانی رفسنجان با حضور سرلشکر قاسم...
1392-02-09-08-45-29شهیدستان- یادواره 24شهید روحانی زرند صبح امروز در این شهرستان برگزار شد.   به گزارش خبرنگار شهیدستان، این یادوراه به همت حوزه علمیه فاطمیه و بسیحج...
1392-02-05-07-09-41  شهیدستان- شهید مجید امیری از کارکنان انتظامی استان کرمان با حضور اقشار مختلف مردم، نماینده ولی‌فقیه و استاندار کرمان بر روی دستان مردم تشییع شد. به...
  • حدیث شهادت

  • در پرتو رهبری

  • در مکتب روح الله

  • دلنوشته ها

  • شعر

  • خاطرات

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

یاران غریبانه رفتند؛ اما هنوز بوی عطر جانمازشان شعر سپید یاس را می‌سراید. یاران رفتند و هنوز نام و یادشان زینت‌بخش کوچه‌های شهر است.

... و، من و تو،!

در این ساحل باشکوه و امن آنان ایستاده‌ایم و در این حضور عطرآگین و آسمانی‌شان در آرامشیم و از سرخی آنان دشت‌های‌مان سرخ و لاله‌گون است.

آنان مردان همیشه جاویدان این دیار دلیرانند. آنان آینه‌های تمام‌نمای راه عزت و شرف من و تواند. ... نگاه کن! نور از پیشانی‌های به خاک افتاده آنان می‌طرواد. برخیز! دست در دست هم دهیم و در امتداد مهر بمانیم!

از خدا مي خواهم مبادا بعد از يك عمر زحمت مرگ ما در بستر بيماري باشد و در ميدان شهادت نباشد، شهادت. مرگ در راه ارزشهاست …

شهادتها انقلاب ما را پابرجا و تضمين كرده است و به همين دليل ملت ما را آسيب ناپذير ساخت.

سعادت را آنها تحصیل کردند که شتافتند

با اختیار خودشان و با جهاد خودشان و با رزمندگی خودشان در مقابل کفر ایستادند و جان خود را تسلیم خدا کردند و برگشتند به خدای تبارک و تعالی با سعادت و آبرو
ما همه خواهیم مرد لکن آنها سعادت را برای خودشان  و شرافت را برای وطنشان تحصیل کردند که در مقابل لشکرهای کفر برای دفاع از اسلام و برای دفاع از کشور اسلامی ایستادند و فداکاری کردند و به سوی خدا شتافتند
انسان که باید این راه را برود و مردنی است...

چه بهتر که آن سعادت را تحصیل کند و امانت را به صاحب امانت بسپارد.

موت اختیاری(شهادت رسیدن به خدا در لباس شهید و با ایده شهدا در بستر مردن است)چیزی نیست

لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرافرازی و تحصیل شرافت برای انسا و برای انسانها

آنچه از دنیا است، فانی است و آنچه برای خدا تقدیم می شود باقی و ابدی

.است و این شهدا زنده هستند و در پیش خدا تبارک و تعالی عند ربهم یرزقون

آنها الان در درگاه خدای تبارک و تعالی روزیهای معنوی و روزیهای همیشگی را به آن نائل شدند و آنچه که از خدا بود تقدیم کردند و آنچه داشتند و آن جان خودشان بود را تسلیم کردند و خدای تبارک و تعالی آنها را پذیرفته است و می پذیرد.

ماها عقب ماندیم ،ما باید تاسف بخوریم که نتوانسته ایم این راه را برویم.

آنها پیشقدم بودند و رفتند و به سعادت خود رسیدند.

پدر آسمانی من ، روزت مبارک!
دعوتنامه

"بسم رب الشهداء و الصدیقین"

نگو که از تو سراغی... نگو نمی گیرم!               

نبض دلتنگی ام این روزها بیشتر و  محکم تر می کوبد.

می خواهم صدایت کنم،نه فقط یک بار

آنقدر زیاد که مجبور شوی صدایم را بی جواب نگذاری.....
پدر آسمانی ام روزت مبارک!

بي نشان
چقدر نامه نوشتم به دست باد سپردم
براي آمدنت شب به شب ستاره شمردم
چقدر گرد گرفتم من از اتاق تو مادر
براي باور مردم قسم به جان تو خوردم
در انتظار تو و قاصدي كه هيچ نيامد
هزار مرتبه جانم به لب رسيد و نمُردم
و عكس هاي تو را، من اميدوار و صبور
براي هركه مي آمد ز جبهه بردم و بردم
صداي زنگ در، اما، هميشه دغدغه زا بود
نيامدي و من از آن چه خون دل كه نخوردم
چقدر هروله كردم ميان كوچه و ايوان
و بال روسري ام را به زير پلك فشردم
چه پستچي كه از اين خانه مي گذشت شتابان
چقدر نامه نوشتم به دست باد سپردم

پروانه نجاتي

محمدحسن بخشي ، از حال و هواي جبهه در ماه رمضان مي‌گويد.

وي كه دندانپزشك است،مي‌گويد: در جبهه، بچه‌هايي كه قرار بود در جايي ماندني باشند همه، روزه مي‌گرفتند و غروب‌ براي افطار دور هم جمع مي‌شدند و سفره بزرگي انداخته و با خواندن دعا، روزه خود را افطار مي‌كردند.

دعا را معمولا فرماندهان مي‌خواندند و ما كه جوان‌تر بوديم بيشترين ادعيه ماه رمضان را در جبهه و از زبان فرماندهان‌مان ياد مي‌گرفتيم. قرآن خواندن بعد از افطار و به ويژه شب‌هاي قدر هم از لحظات فراموش نشدني جبهه‌ها است.

بعضي از اوقات هم در زمان افطار، دشمن حملاتش را تشديد مي‌كرد و توپخانه‌اش پشت سر هم گلوله روي سرمان مي‌ريخت. يك بار هم تانكر آب را نزديك به زمان افظار هدف گرفتند و در نتيجه ديگر آبي براي خوردن در افطار نداشتيم. بعضي اوقات هم آنقدر به سمت ما گلوله شليك كردند كه تركش يكي از گلوله‌ها پاي يكي از رزمندگان در كنار سفره افطار را قطع كرد.