
بسم الله الرحمن الرحیم احمد درسال 1337 درشهرکرمان متولد شد به سن 8 ماهگی که رسید مادرش از من و او جدا شد و من او را سپردم به مادر بزرگش که مادر خودم باشد در حقیقت او برایش مادر بود و من پدر به سن 7 سالگی که رسیداو را روانه مدرسه کردیم کم کم تحصیلاتش را ادامه داد تادیپلم گرفت دردوران تحصیلاتش بچه بسیار با استعداد ی بود احمد ازکلاس ششم به بالا علاوه بردرس خواندن کار هم می کرد روزهای تعطیلی اش را در کارگاه موزاییک سازی کار می کرد و برای خودش یک استاد کار شده بودازبیکاری نفرت داشت و بر خلاف بعضی از جوانان که خود را آلوده بعضی از مواد مخدر می کنند او حتی یک سیگار هم به دهان نزده بوددرتقوا نمونه بود و هیچوقت از نمازش غافل نمی شد ودربعضی از مسائل دینی ما را ارشاد می کرد ماه رمضان که پیش می آمد تمام روزه هایش را می گرفت حتی در ماه محرم در تمام عزاداریها شرکت می کرد چه مجالس روضه خوانی و چه مجالس سینه زنی به کتابخواندن علاقه زیادی داشت مخصوص کتابهای دینی احمد موقعی که دیپلمش را گرفت به همان کار خودش ادامه داد پیش ازآنکه انقلاب به پیروزی برسد احمد در تمام تظاهرات شرکت می کرد حتی شب ها به اتفاق بچه های محل به گشتزنی میپرداخت و امنیت محلی را برعهده می گرفت تا اینکه امام به وطنش بازگشت و انقلاب به پیروزی رسیدحدود شش ماه از پیروزی انقلاب از طرف اداه کارکرمان اوو چند نفر دیگر را فرستادند کرج رشته برق را انتخاب کرد مدت این دوره 6 ماه بود به کرمان بازگشت پس از مدتی اورا برای خدمت سربازی احظار کردند چون متولد 1337 بود قبلا متولدین سال 1337 معاف شده بودند ولی باز آنها را احضار کردند چهار ماه اول خدمتش را در سراسیاب کرمان گذراند و سپس او را به تیپ 55 هوابرد شیراز فرستادند بعد حرکتش دادندبه جبهه های جنوب اولین حمله ایکه احمد درآن شرکت کرد حمله فتح المبین بوددرجبهه رقابیه که در آن حمله زخمی شد و گلوله به پهلویش خورد پس از چند روز باخبر شدیم که در بیمارستان کامکارقم بستری شده و پس از بهبودی نسبی آمد کرمان و بعد ازبهبودی کامل عازم منطقه شد تعریف های زیادی از این حمله می کرد و خاطرات زیادی از این حمله داشت یکی ازاین تعریف هایش این بود آن روز طوفان شدیدی از طرف ایران به طرف عراق وزیدن گرفت طوفان توام با شن بود که عراقیها راعاجز کرده بود و نمی توانستند در مقابل این طوفان کاری بکنند و اینجا خدا با ما بود بطوری که خودشمی گفت بعثیان زیادی را به درک فرستاد پس از چندی او را به غرب فرستادند نامه هایی که برای ما فرستاد از گیلان غرب بود و بالاخره در آخرین حمله ای که شرکت کرد حمله مسلم بن عقیل بود که در این حمله خونش را نثار اسلام کرد و به درجه شهادت رسید راهش ادامه باد. علی نکویی پدر شهید
احمد، پانزدهم خردادماه سال 1337 در شهر كرمان متولد شد. پدرش علی، كارگر بود و مادرش مرجان نام داشت. او تا پایان مقطع متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت، سپس بهعنوان سرباز ارتش راهی جبهه شد.
این سرباز دلاور کرمانی یازدهم مهرماه سال 1361 در گیلانغرب بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه