
بسم الله الرحمن الرحیم
مادرم، پدرم، همسر مهربانم، پسرم آرمانهای آرزویم، دخترم
عاشق مستم و در کوی مغان می گردم جام می دارم و در دور جهان می گردم
عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدم آشنایی یافتم و از خویش بیگانه شدم
[…] شمع وجودم آتش عشقش سوخت عارفانه باخبر از ذوق پروانه شدم
آمدم و رندانه و در کوی خرابات مغان جام می را نوش کردم باز مستانه شدم
راز جانانه اگر جویی بجو از جان من زانکه جان کردم فدا […] جانانه شدم
خم می را سر گشودم جام می را دست دارم عیب من را کم کن اگر سرمست آنحضرت شدم
مادرم، مادر عزیزم، دلنوازم، مادرجان از مرگ من بی تابی مکن. من براهی رفتم که راه را برای شما بازز نمایم و تا وقتی که شما به آن منزل ابدی می آیید میروم تا منزل را آب و جارو نمایم و حق فرزندی را ادا نمایم. پدرم تو خوب می دانی که فرزندت به آرزوهایش رسید و به سوگ من منشین و از خدای بزرگ سپاسگزار باش که فرزندت را در راه حق بر علیه باطل فدا و سرافراز شدی. موسی خادمی پور. 62/7/30
هفتم آذر 1339، در روستاي سلطانآباد از توابع شهرستان بافت زاده شد. پدرش عباس(فوت1357) و مادرش حسنيه نام داشت. تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند. سال1359، ازدواج كرد و صاحب دو دختر شد. راننده بود، به عنوان بسيجي درجبهه حضور يافت. سيزدهم آبان 1362، در پنجوين عراق بر اثر اصابت گلوله به دست و گردن، شهيد شد. مزار وي درگلزار شهداي زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه